🎬اریک رومر
ـــ دربارهٔ مجموعهٔ «شش حکایت اخلاقی» ــ گفتگو با گراهام پتری ــ فصلنامهٔ فیلم کوارترلی (تابستان ۱۹۷۱).
@totemmag
ـــ در زبان فرانسوی واژهای به نام مورالیست (moraliste) وجود دارد که فکر نمیکنم در زبان انگلیسی معادلی داشته باشد. این واژه واقعاً ارتباط چندانی با کلمهٔ "اخلاق" (moral) ندارد؛ یک مورالیست کسی است که به توصیف آنچه در درون انسان میگذرد علاقهمند است. او دغدغهٔ حالات ذهنی و احساسات را دارد. برای نمونه، در قرن هفدهم، پاسکال یک مورالیست بود؛ و مورالیست نوع خاصی از نویسندگان فرانسوی است، نظیر لا برویر یا لاروشفوکو، و شما حتی میتوانید استاندال را هم یک مورالیست بنامید، چرا که او آنچه را مردم حس میکنند و میاندیشند توصیف میکند. بنابراین، «حکایتهای اخلاقی» واقعاً به این معنا نیست که پند یا پیام اخلاقیِ خاصی در آنها گنجانده شده است، اگرچه ممکن است چنین پندی وجود داشته باشد و تمام شخصیتهای این فیلمها براساس ایدههای اخلاقیِ مشخصی رفتار کنند که تا حد زیادی بهروشنی پرداخته شدهاند. در فیلم «شب من نزد مود» این ایدهها بسیار دقیقاند؛ در مورد تمام شخصیتهای فیلمهای دیگر، این مفاهیم کمی مبهمترند و اخلاقیات امری کاملاً فردی و شخصی است. اما آنها تلاش میکنند همهچیز را در رفتار خود توجیه کنند و این موضوع در محدودترین معنا با واژهٔ "اخلاقی" همخوانی دارد.
اما "اخلاقی" همچنین میتواند به این معنا باشد که آنها افرادی هستند که دوست دارند انگیزهها و دلایل اعمالشان را آشکار و برملا کنند، تلاش میکنند به تحلیل بپردازند و از آن دسته افرادی نیستند که بدون فکر کردن به پیامد کارشان دست به عمل بزنند. آنچه اهمیت دارد این است که آنها دربارهٔ رفتار خود چه فکری میکنند، نه خودِ آن رفتار. اینها فیلمهای اکشن و پرحادثه نیستند، فیلمهایی نیستند که در آنها کنشهای فیزیکی رخ دهد، فیلمهایی نیستند که در آنها اتفاقی شدیداً دراماتیک بیفتد؛ بلکه فیلمهایی هستند که در آنها احساسی خاص مورد تحلیل قرار میگیرد و حتی خودِ شخصیتها نیز احساساتشان را واکاوی میکنند و بسیار دروننگر هستند. معنای حکایت اخلاقی همین است.
Post #13476
324