باید هر چه سریعتر ناامید شد. امیدواری ریشه نابسامی و کسالت فجیع سیاسی ماست. حداقل شعر امروز فارسی دیگر چرا "شعر امیدواری" است! امید وار به زبان، به بیمعنایی و به هر چیزی که دارد دست و پا می زند. اخوان شاید سهوا یا عمدا حداقل زودتر از دیگر شاعران اقرار کرد که:" نا امیدم گرچه امیدم". شاید راز نا امیدی اش در حذف زمان از لایه آخر شعر زمستان باشد که همه فعل ها حذف می شوند و شعر در بی زمانی امتداد می یابد.
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين
درختان اسكلتهاي بلور آجين
زمين دلمرده ، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است
اخوان با حذف زمان ، این نا امیدی را به خوانشگر نشان می دهد تا از کسالت فجیع سیاسی موجود پرده برداری کند. درست یا نادرستی عمل سیاسی اش بماند اما هر چه هست حداقل در شعر توانسته این را بر ملا سازد. زمان ، همان قافیه دیکتاتور و کلاسیک زبان ماست...( شعر و نا امیدی)
مراد قلیپور
@totemmag
Post #13462
289