🗒️ سایهروشن یک اتحاد نانوشته؛ چرا پکن هرگز مرزهای همکاری نظامی با تهران را اعلام نمیکند؟
◼️ تحلیل راهبردی | رضا حاجیمحمدی، پژوهشگر روابط بینالملل، در تحلیلی برای اندیشکده تین شیا مینویسد: در ماههای اخیر، مجموعهای از گزارشهای رسانهای و تحلیلی روایتی تازه از عمق همکاری نظامی ایران و چین ترسیم کردهاند؛ روایتی که اگر حتی بخشی از آن مستند باشد، میتواند موازنه قدرت هوایی و پدافندی در خلیج فارس را دگرگون کند. از استقرار جنگندههای پیشرفته چینی در یکی از پایگاههای هوایی جنوب کشور تا گزارش رویترز درباره ورود نخستین محموله از میان سیصد تا چهارصد سامانه موشکی پدافند هوایی دوشپرتاب ساخت چین به ایران، تصویری از یک همکاری فزاینده اما همچنان تأییدنشده در حال شکلگیری است.
➖ با این حال، آنچه این روایت را از یک اتحاد نظامی کلاسیک متمایز میکند، همان چیزی است که میتوان آن را محدودیتهای اعلامنشده پکن نامید؛ خطوط قرمزی که هیچگاه در یک سند رسمی نوشته نشدهاند، اما در الگوی رفتاری چین کاملاً قابل ردیابیاند.
➖ نخستین نکته این است که پکن، حتی در اوج گمانهزنیهای رسانهای درباره انتقال جنگندههای نسل پنجم یا سامانههای پدافندی، هیچگاه رسماً این همکاریها را تأیید یا تکذیب نکرده است. یک کارشناس مسائل دفاعی اخیراً اعلام کرد که علیرغم عدم تأیید رسمی همکاری نظامی از سوی چین، بخشی از تجهیزات پدافندی مورد نیاز ایران طی یک سال گذشته از این کشور تأمین شده و اثرات آن در جریان درگیریهای اخیر قابل مشاهده بوده است. این سیاست ابهام راهبردی به چین اجازه میدهد بدون پرداخت هزینه دیپلماتیک رویارویی مستقیم با واشنگتن، حضور خود را در معادله امنیتی ایران حفظ کند و در عین حال گزینه انکارپذیری را برای خود باز بگذارد.
➖ دومین نکته، تفاوت میان فروش تسلیحات و انتقال فناوری است؛ تمایزی که اغلب در روایتهای داخلی ایران نادیده گرفته میشود. تفاهمنامه جامع همکاری ایران و چین که در سال ۱۳۹۹ امضا شد، بندهایی درباره انتقال فناوری دفاعی و آموزش نیروها در خود دارد، اما تجربه سایر شرکای چین در جنوب و غرب آسیا نشان میدهد پکن معمولاً ترجیح میدهد نقش فروشنده تجهیزات تمامشده را ایفا کند تا شریک انتقال دانش فنی. حتی در مواردی که گزارشهایی از ورود سامانههای پیشرفته هوایی به کشور منتشر شده، هیچ سند علنی درباره انتقال خط تولید، فناوری موتور، یا دانش طراحی سامانهها به ایران وجود ندارد. این الگو با رفتار تاریخی چین در قبال پاکستان -تنها کشوری که چین به آن سطحی محدود از تولید مشترک تسلیحات پیشرفته را اعطا کرده- کاملاً متفاوت است.
➖ سومین محدودیت نانوشته، ملاحظات چین درباره رابطه سهضلعی با آمریکاست. در شرایطی که رئیسجمهور چین اخیراً آمادگی این کشور برای ورود فعالتر به پرونده خاورمیانه را اعلام کرده و پکن در ماههای گذشته ضمن حمایت سیاسی از ایران در شورای امنیت، طرحی چندبندی برای بازگشت طرفین ایران و آمریکا به میز مذاکره پیشنهاد داده، هرگونه انتقال علنی و تأییدشده تسلیحات راهبردی میتواند این نقش میانجیگرانه را تضعیف کند. به بیان دیگر، چین ترجیح میدهد بهجای بازیگر نظامی مستقیم، در جایگاه بازیگری بیطرف و قابلاعتماد برای هر دو طرف باقی بماند؛ جایگاهی که با فروش علنی جنگندههای راهبردی یا سامانههای تهاجمی به یکی از طرفین منازعه در تضاد است.
➖ چهارمین ملاحظه، ریسکهای اقتصادی است. با وجود آنکه ایران در ماههای اخیر حجم قابلتوجهی نفت خام به چین صادر کرده و بهعنوان یکی از بزرگترین شرکای تجاری چین در منطقه باقی مانده، پکن همچنان نگران واکنش احتمالی غرب به هرگونه انتقال آشکار سلاحهای راهبردی است؛ واکنشی که میتواند تحریمهای ثانویه علیه شرکتهای چینی فعال در بازارهای غربی را به همراه داشته باشد.
➖ نتیجه آنکه رابطه نظامی ایران و چین را باید نه در قالب یک اتحاد بهمعنای کلاسیک آن، بلکه در چارچوب یک مشارکت محاسبهشده و مشروط فهمید؛ مشارکتی که چین آن را متناسب با منافع راهبردی گستردهتر خود شامل رابطه با آمریکا، ثبات بازار انرژی، و اجتناب از تحریمهای ثانویه تنظیم میکند، نه صرفاً بر اساس نیازهای دفاعی ایران. تا زمانی که این محاسبات تغییر نکند، بعید است شاهد گذار از همکاریهای پراکنده و تأییدنشده به یک پیمان دفاعی رسمی و علنی میان دو کشور باشیم.
🇨🇳 اندیشکده تین شیا
| سایت | تلگرام | اینستاگرام | آپارات | بله | یوتیوب | ایکس |
Post #304
475