شادی، از روی طبع، آرزو دارد خود را فاش کند خواستار پرده سوزی است؛
اندوه آرزو دارد مستوری کند و در پرده رود و راستش گاهی حتّی فریبکار میشود.
شادی اهل ارتباط و معاشرت است، سفره دل باز میکند و حدیث دل بازمیگوید.
اندوه تودار است و پردهپوش، خاموش، تنها، و میکوشد خلوت گزیند و به درون خویش بازگردد. بیگمان کسی که یکبار در چندوچون زندگی تامل کرده باشد بر صحت آنچه گفتیم مهر تایید میزند. هستند کسانی که به حکم طبعشان وقتی عواطفشان به جوش میآید خون به سطح پوستشان هجوم میآورد و از این طریق حرکت درونشان در نمای بیرونشان مرئی میشود؛ طبع دیگران چنان است که خونشان پس مینشیند و به محفظه قلب و اجزای درون تنشان برمیگردد. طبع گروه نخست را بسیار سادهتر از طبع گروه دوم میتوان توصیف کرد.
در مورد اول، آدم جلوههای درون را میبیند؛ حرکت درون در بیرون مرئی میشود.
در دومی آدم اشارتی یا احساس مبهمی از حرکت درون دارد. پریده رنگی بیرون، به تعبیری، وداع درون است، و تفکر و تخیل در پی آنچه گریخته و گریزان است دوان میشوند، چیزی که در اعماق و زوایای سری نهان میشود. این به طور مشخص در مورد آن نوع اندوهی مصداق دارد که میتوان آن را تامل آمیز خواند. در اینجا بیرون فوقفوقش تنها اشارتیست که ردپای اندوه را نشانمان میدهد و گاهی ردی بس محو.
#سورن_کیرکگور
#یااینیاآن (جلد اول، چاپ پنجم، تصویرهای سایهنما، ص ۱۵۹)
ترجمه:
#صالح_نجفی
@thesis11site
Post #886
6.96K