†𝆤࿙๋࿙࿚⊱@theotherside_il⊰࿙࿚๋࿚𝆤†
وایولت فرشته نگهبانه جولیت جوهانسونه. از بدر تولد جولیت در سال ۱۸۷۶، وایولت همیشه نظارهگرش بوده؛ در سایه هایی که با بصیرت فانی و انسانی دیده نمیشده (نامرئی) حضور داشته و مراقب جولیت بوده.
جولیت یه فرد خاص و منتخب شده برای خداست، هرچند حتی خود وایولت هم مطمئن نیست که چرا جولیت برگزیده شده–هیچ فرشتهوالاتری به وایولت دقیقا نگفته بود چرا باید از جولیت مراقبت کنه، فقط یه وظیفه مشخص بهش دادن "ازش حفاظت کن، حتی به قیمت جون خودت" و وایولت هم بدون پرسیدن سوال اضافی از دستور پیروی کرده.
وایولت در سکوت شاهد بزرگتر شدن جولیت بود و همچنان از حضور خودش بهش هیچ سرنخی نداده بود، یعنی جولیت از فرشته نگهبانش خبر نداشت.
تا اینکه یه روز بلاخره وایولت خودش رو نشون میده و برخلاف تصورش، جولیت بجای ترسیدن یا فرار کردن، فرشته نگهبانش رو میپذیره و بهش ایمان میاره (همچنین جولیت فرد باایمان و خداباوری بوده پس جای تعجب نداشت که به سرعت به حضور یه فرشته در کنارش عادت کرده بود، اون همیشه حضور یه فرد سوم رو حس میکرد اما نمیتونست واقعا بگه چه چیزیه پس وقتی وایولت رو دید بیشتر به این نتیجه رسید که شک های خودش درست از آب دراومدن)
وایولت از جولیت در مقابل هرچیزی محافظت میکرد، برای مثال:
وقتی یه بار جولیت برای سفر به کالیفرنیای آن زمان، با قطار به سمت غرب میرفت، چندین راهزن جلوی قطار رو میگیرن و برای سرقت از قطار شروع به تیراندازی های متعدد به سمت کارکنان و خود قطار میکنن
در همین حین، وایولت متوجه اوضاع وخیم و ناجور میشه و پا پیش گرفتن خودش رو ضروری میبینه. بدن های بیجون راهزن ها روی زمین میافتادن و بعد، هرچند تمام مسافرین قطار در تعجب بودند و میگفتن "چه اتفاقی افتاد؟" اما با این حال به مسیر خودشون ادامه دادن و جولیت در نهایت سالم به غرب رسید.