-Oᴜᴛ ᴏғ Fᴏᴄᴜs ·
دنیز یه دختر عکاسه که زندگی آرومی داره تا وقتی که اکسش دوباره برمیگرده و شروع میکنه به اذیت کردنش…📷🪽
اراس، داداش دنیز، بهخاطر کارآموزیش مجبور میشه بره یه شهر دیگه و از بابت تنها موندن خواهرش نگران میشه.
برای همین از تئومان، صمیمیترین دوستش، میخواد حواسش به دنیز باشه. 🖤
تئومان که کلاً آدم سرد و کمحرفیه، بهجای اینکه فقط گاهی سراغ دنیز رو بگیره، تصمیم میگیره همسایهش بشه. 🗝️
و خب…
وقتی بهترین دوست داداشت میشه همسایهت، مراقبت کردن ازت شاید آخرین چیزی باشه که بینتون اتفاق میافته. 🫧
୨୧ ───────── ୨୧
تایم پارتگذاری: چهارشنبهها 🕰️🖤
♡ @teodenfic
Post #5
37

- 🍓 8
- ❤ 1