-Bᴇʏᴏɴᴅ ᴛʜᴇ Rɪᴠᴀʟʀʏ ·
دنیز، دختری که بعد از سالها زندگی توی لندن، به بودروم برمیگرده🏞️🌞
دنیز از بسکتبال متنفره؛ ورزشی که براش یادآور پدریه که سالها پیش به خاطرش ترکشون کرده.
اما حالا با کاپیتان تیم بسکتبال دانشگاهش وارد رابطه شده…🏀
تا اینکه یه شب با تئومان روبهرو میشه؛
کاپیتان تیم رقیب و دشمنِ دوستپسرش. پسری که دنیز اصلاً قرار نبود بهش نزدیک بشه.💫🖤
ولی بعضی آدما دقیقاً از همون جایی وارد زندگیت میشن که فکر میکنی هیچوقت قرار نیست دوستشون داشته باشی…🫂
୨୧ ───────── ୨୧
تایم پارتگذاری: دوشنبه ها🕰️🖤
♡ @teodenfic
Post #4
38

- 🍓 10