هیچکس بارِ گناه دیگری را به دوش نمیکشد.
گاهی ما سالها هزینهی اتفاقاتی را میدهیم که حتی در بهوجود آمدنشان نقشی نداشتهایم.
با ترسهایی بزرگ میشویم که از ما شروع نشدهاند؛
با بیاعتمادیهایی مواجه میشویم که ریشهشان در رابطههای قبلی است؛
تاوان زخمهایی را میدهیم که آدمهای دیگری در گذشته به هم زدهاند؛
و گاهی حتی باورهایی را با خودمان حمل میکنیم که نسلها قبل، بدون اینکه فرصتی برای بازنگری داشته باشند، به ما منتقل کردهاند.
اما یک جایی باید متوجه شویم:
گذشتهی خانوادهات، بخشی از داستان توست؛ اما قرار نیست تمام زندگی تو باشد.
میتوانی بفهمی پدر و مادرت چه کشیدهاند،
بدانی چه ترسهایی داشتهاند،
زخمهایشان را ببینی
و حتی برای دردهایی که تجربه کردهاند همدلی داشته باشی؛
اما این به معنای آن نیست که باید همان ترسها را ادامه بدهی.
این یعنی بتوانی بین «من» و «داستانی که قبل از من اتفاق افتاده» مرز بگذاری.
اگر کسی به دلیل خیانتهای گذشتهاش به تو اعتماد نمیکند،
اگر کسی به خاطر رهاشدگیهای قبلی، مدام تو را امتحان میکند،
اگر کسی به دلیل زخمهای قدیمیاش تو را با آدمهای گذشته مقایسه میکند،
تو مجبور نیستی برای اثبات بیگناهیات، تا ابد در جایگاه متهم بمانی.
میتوانی بگویی:
«من گذشتهات را میفهمم؛
اما قرار نیست تاوانش را بدهم.»
این خودخواهی نیست.
این مرزبندی است.
همدلی یعنی درد دیگری را ببینی؛
نه اینکه آن درد را به خانهی روان خودت ببری و با خودت زندگی کنی.
و همین اصل در محیط کار هم وجود دارد.
اگر تو کارت را درست انجام دادهای،
اشتباه همکارت الزاماً اشتباه تو نیست.
قرار نیست برای حفظ ظاهر یک مجموعه، مدام اشتباه دیگران را بپوشانی، مسئولیت چیزی را که انجام ندادهای قبول کنی یا سکوت کنی تا بیکفایتی دیگران به چشم نیاید.
مسئولیتپذیری با به دوش کشیدن مسئولیت دیگران فرق دارد.
بلوغ روانی یعنی بدانی کجا باید مسئولیت بپذیری و کجا باید آن را به صاحبش برگردانی.
نه هر زخمی که در خانوادهات وجود داشته، زخم توست؛
نه هر اشتباهی که در رابطهای قبل از تو اتفاق افتاده، تقصیر توست؛
نه هر آشفتگیای که در محیط کارت وجود دارد، وظیفهی تو برای جبران کردن است.
تو قرار نیست کفارهی اشتباهات آدمهایی باشی که قبل از تو زندگی کردهاند.
میتوانی گذشته را بشناسی،
بدون اینکه در آن زندگی کنی.
میتوانی درد دیگران را بفهمی،
بدون اینکه آن را به سرنوشت خودت تبدیل کنی.
و میتوانی بگویی:
«این داستان قبل از من شروع شده؛
اما قرار نیست با من ادامه پیدا کند.»
چون گاهی یکی از مهمترین شکلهای رشد،
نه اضافه کردن چیزی به زندگی،
بلکه پس دادن بارهایی است که هیچوقت مال تو نبودهاند.
مریم سادات صادقی مالواجردی
روانشناس بالینی و طرحواره درمانگر
Post #105
270
- ❤ 5
- 👍 4
- 🙏 1