💠 پیوست دوم
2️⃣ سیاق آیات؛ وصف نعمت اخروی نه تشریع آداب تغذیه
🔸 نخستین نکتهای که این استنباط را از حیث روشی محل تردید میسازد، غفلت از سیاق آیات است. آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره واقعه، به تصریح غالب مفسران، در ادامه تصویر نعمتهای اخروی برای اصحاب یمین قرار دارد و در سیاق وعد و وعید و ترسیم سرنوشت گروهها است، نه در مقام جعل حکم فقهی یا تشریع آداب طبی دنیوی.
🔹 غرض روشنی که از این سیاق فهمیده میشود، وصف نعمتهای آخرت، تکریم مؤمنان و تهدید منکران است. در متنی که سراسر در مقام گزارش تفضل نعمتها در جهان دیگر است، تبدیل یک خبر توصیفی به قاعدهای عام در حوزه طب و تغذیه، آن هم بدون قرینه لفظی یا عقلی معتبر، با بدیهیات اصول تفسیر سازگار نیست. در این آیات نه صیغه امر و نهیای دیده میشود و نه اطلاق و عموم تکلیفی که بتوان از آن دستور عملی فراگیر برای زندگی دنیوی استنباط کرد.
3️⃣ تقدیم و تأخیر؛ صناعت بلاغی با اغراض گوناگون
🔸 محور دوم نقد، به کارکرد تقدیم و تأخیر در زبان عربی باز میگردد. استدلال مفسران یاد شده بر این پیشفرض استوار است که ترتیب ذکر در آیه، لزوما بر ترتیب زمانی یا مطلوب تکلیفی دلالت دارد. حال آنکه در علم بلاغت، تقدیم و تأخیر، صناعتی بیانی است با اغراض متعدد و متنوع.
🔹 ابن صائغ در «المقدّمة في سرّ الألفاظ المقدّمة» و سیوطی در «الاتقان فی علوم القرآن» علل متعددی برای تقدیم برخی الفاظ در قرآن برمیشمارند؛ از جمله تبرّک، تعظیم، بیان اهمّیت، سبق زمانی در اصل وجود، مناسبت لفظی با سیاق، مراعات فواصل آیات و مانند آن. هیچیک از این اغراض به خودی خود مستلزم آن نیست که ترتیب ذکر الفاظ، بیانگر ترتیب وقوع خارجی یا ترتیب مطلوب در مقام عمل باشد.
🔸 افزون بر این، خود قرآن موارد فراوانی دارد که در آنها چینش عناصر در سیاقهای مختلف جابهجا میشود، بدون آنکه فقیهان از این تغییر نظم، قاعدهای در ترتیب اعمال استخراج کرده باشند. تقدم و تأخر ایمان و عمل صالح، یا ذکر نماز و زکات، در مواضع گوناگون قرآن، نمونهای روشن از این تنوع چینش است. صرف تقدم یک عنصر در عبارت، بدون قرینهای خاص در همان سیاق، برای اثبات یک حکم تغذیهای در دنیا کافی نیست.
4️⃣ تفاوت نشئه دنیا و آخرت
🔹 بخش دیگری از اشکال، به نوع نگاه به بدن و تغذیه در نشئه آخرت مربوط است. تفاسیر طبی یاد شده غالبا بدن بهشتی را بر اساس همان قواعد فیزیولوژیک بدن دنیوی صورتبندی میکنند و از مفاهیمی مانند «هیضه»، «سرعت انحدار در معده» و «مدت مکث برای هضم» در وصف خورد و خوراک بهشتی سخن میگویند.
🔸 در حالی که نصوص قرآنی به روشنی بسیاری از عوارض جسمانی دنیا را از لذتهای آخرت نفی میکند؛ درباره شراب بهشتی میفرماید «لا يُصَدَّعُونَ عنها ولا يُنْزِفُون»، و در باب رزق، «يُرْزَقُونَ فيها بِغَيْرِ حِساب»، و در روایات نیز از نبودِ مرض، پیری و آفات جسمانی در بهشت سخن رفته است. در چنین افقی، سخن گفتن از «هیضه» و محاسبه نحوه مکث غذا در معده اهل بهشت و سپس تعمیم آن به وضعیت بدنی انسان دنیوی، نوعی تشبیه ناروای دو نشئه و قیاس بدن اخروی بر بدن دنیوی است، بی آنکه سنخیت این دو به نحو قابل استناد اثبات شده باشد.
🔹 بنابراین، حتی اگر پذیرفته شود که در بهشت، میوه به گونهای پیش از گوشت عرضه میشود، این تقدم، لزوما تابع همان قواعد طبّی دنیایی نیست که بر بدن دنیوی حاکم است و به هیچ وجه نمیتوان از آن دستورالعملی مستقیم برای سفرههای زمینی استخراج کرد. کما اینکه نمیتوان از ذکر «حور عین» بعد از این آیه، چنین استفاده کرده که برقراری رابطه جنسی بعد از مصرف غذا مطلوب است!
🔰 در یک جمعبندی، آیات سوره واقعه بیش و پیش از آنکه منبع تأسیس قاعدهای طبی در باب آداب تغذیه در دنیا باشند، تصویری بلیغ از کرامت مؤمنان، وفور نعمت و غنای وجودی در نشئه آخرت ارائه میکنند. پیوند زدن این تصویر بلاغی با نسخهنویسی طبی برای تغذیه دنیوی، فراتر از دلالت متعارف آیات است و از چارچوب تفسیر منضبط قرآن خارج میشود و چیزی جز یک تفسیر «ذوقی» نیست.
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
⏮️ مؤسسه طِبُنا
🌐 تلگرام | ایتا | سایت
Post #961
311
- 👍 5