💬 «سودا»ها
در فارسی سه «سودا» وجود دارد، از دو ریشه:
«سودا» با تبار فارسی (از سوت پهلوی؟) یعنی دادوستد، تجارت، معامله. «سوداگر» و «سوداکده» ازین سِتاک stem است.
در تاجیکستان به اتاق بازرگانی میگویند: اتاق سودا.
«سوداء» با تبار تازی یعنی هوس باطل و خیال فاسد، همخانوادهٔ اسود است و در معنا ربطدار به سیاهی. «سودا پختن» و «سودای چیزی را در سر داشتن» ازین لغت است.
در طب قدیم بُقراطی و جالینوسی نیز این واژه کاربرد داشت. سوداء یکی از اَخلاط چهارگانه (دَم/خون، صفرا/زرداب، سوداء/خَلطِ سیاه black bile، بلغم) است که باید در بدن در حالت تعادل باشند. غلبهٔ هریک منجر به مزاج دَمَوی sanguine، صفراوی choleric، سوداوی/مبتلا به حُزنِ أسود/مالیخولیائی melancholic و بلغمی phlegmatic میشود.
این سوداها با ریشههای گوناگون با هم خلط شدهاند. بر «سودا» و «سوداگر» اصالتاً فارسی هم بار منفی سوار شده، چنانکه امروزه همراه با مفاهیم منفی استفاده میشوند: سوداگران مرگ و ....
«سوداءِ» اصالتاً عربی را، جهت تمییز، با همزهٔ پایانی بنویسیم؟
#سنایی_غزنوی در بیت زیر با معانی مختلف سودا و سود بازی کرده:
گَرَت سوْداءِ آن باشد کزین صفرا بُرون آیی
زِهی سودا که خواهی یافت فردا از چنین سوْدا
✍️ امیرحسین ایمانیزاده
📚 آموزش ترجمه: تَرزَبانی
@TarZabani
Post #4473
881