TGViewer
Channel Public Channel
تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای

تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای

@tarikhanehmoradi

«هیچ ملتی از سایه‌های گذشته‌اش رها نمی‌شود، مگر آنکه با آ‌نها رو به ر‌و شود.»
(توماس مان)

ارتباط با من:
@amoradym
کتابهای اینجانب را تنها از انتشارات سپهر تهیه فرمائید:
تبریز،میدان ساعت، خ ارتش شمالی
09143169514 و 04135263552
Subscribers
15.5K
Photos
246
Videos
129
Links
1.2K
Recent Posts 20 shown
Post #2706 1.74K
✍️علی مرادی مراغه ای

✅رفته بودم دندانپزشکی برای جرم گیری. روی تخت دراز کشیدم آقای دکتر، با قلمهای مخوف نوک تیزش شروع کرد و در حال کار، مدام با دستیارش راجع به قیمت زمین و املاک صحبت میکرد، چنان از قیمتهای مناطق پایتخت میگفت که من مانده بودم به دندانپزشکی آمده ام یا مشاور املاک؟
انگار هزینه ترمیم دندان کمه و خرجش با دخلش نمی سازد!

چون توجهش به معاملات زمین و صحبت با دستیارش بود، چندین بار قلم و دستگاه پولیش را بجای دندان به لثه ام کشید!
یاد این مثل افتادم:
«آنانین امجکین بیراخوب، ده ده نین دا...یا پیشوب»!
مثلا سوراخ دعا را گم کرده!

خلاصه بعد از ۲۵دقیقه از دستش و تختش خلاص شدم!
به این فکر بودم که در این آشفته بازار، یک بنگاهی و املاکی اگر به کار پزشکی بپردازد حتما جرمه، اما اگر یک دندانپزشک به کار املاکی و بنگاهی بپردازد اصلا جرم نیست که هیچ، بلکه زرنگی هم محسوب میگردد!

روبرویم دیوار، نوشته ای را که عکس گرفته در بالا آورده ام مثل خار به چشمم میرفت!. گفتم بهتر میشد اگر در کنار آن؛ این را هم اضافه می کردید که اگر دکتر و کادر درمانی با بیمار بددهنی کرد یا به معاملات ملکی پرداخت چطور باید تنبیه گردد؟!
  • 👍 88
  • ❤ 12
  • 👏 5
  • 👎 1
  • 👌 1
Post #2705 3.36K
‍ 💥نزدیکی و همکاری چپها با اسلامی ها و ماحصل آن...
✍️
علی مرادی مراغه ای

❇️امروز مصادف با هفتم مهر سالروز تشکیل حزب توده است در ۱۳۲۰ش در خانه سلیمان میرزا.
در مورد این حزب در کتاب پروکروستس ایرانی مفصل نوشته ام اما اینجا تنها نظری می اندازم بر نزدیکی آن دو طیف فکری که دست کم دو بار آنها خواسته اند بهم نزدیک شوند اما هر دو بار به طلاق انجامیده!
معمولا سخن حافظ همیشه در این اتحادها مصداق پیدا کرده:
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها!
این نشان می دهد که برخی همکاریها و اتحادها از همان اول محکوم به شکست اند.

♦️بار اول:
اتحاد کمونیستها با میرزاکوچک خان بود که با کودتای احسان الله خان به کوچک خان نارو زدند!
وقتی در آن صبح ارديبهشت ۱۲۹۹ش ناوگان جنگی بلشويكها به فرماندهی راسكولنيكف در خزر به شمال ایران رسیده به بمباران نيروهای انگليسی مستقر در غازيان و اطراف آن پرداخت، احسان‌الله‌خان بعدا در خاطراتش مينويسد كه با ميرزاكوچك‌خان از صدای شليك توپ‌ها از خواب بيدار شديم و من فرياد زدم كه صدای شليك رفقا را شنيديد؟ و ميرزا از من خواست به شكرانه‌ ورود رفقا دو ركعت نماز بخوانيم»!

دو گروه به کمک هم در رشت حکومت تشکیل دادند اما چپها با کودتای احسان الله خان، میرزا را کنار زدند.
طفلکی میرزا فکر میکرد مقامات بالای روسی از این خیانت احسان الله خان بی خبرند و پی در پی نامه های شکایت به سران شوروی مینوشت، اما آنها شکوائیه های میرزا را خوانده به سادگی او میخندیدند!

البته اندکی بعد احسان الله خان کنار رفت و حیدرخان عمواغلی به رشت آمد تا بلکه اختلاف چپها و میرزا را حل کند! جلسه آشتی کنان که در ملاسرا(صومعه‌ سرا)در ۷مهر ۱۳۰۰ تشکیل گردیده بود این بار نوبتِ خنجر از پشت زدنِ میرزاکوچک خان بود! میرزا به سرِ قرار نیامد و آن محل از همه طرف به گلوله بسته شد، حیدرخان دستگیر و ۶۴ روز بعد کشتند و جسدش را دادند سگهای چوپانان خورد!

♦️اما بار دیگر پس از انقلاب ۵۷ نزدیکی و همکاری حزب توده با خط امام چنان شد که نورالدین کیانوری می گفت:
«اگر از روی جسد ما هم رد بشوند ما خط امامی هستیم»!
شاملو آن زمان در طنزگونه ای در مورد حزب توده نوشت که آقایان که زمانی می گفتند«دین تریاک توده هاست» اکنون در «این اواخر آب توبه به سر ریخته و ختنه را برای اعضای خود اجباری کرده...»!

اما باز بزودی، عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها!
عشق اول، تنها چهار سال دوام آورد! در بهمن ۱۳۶۱ هجوم به حزب توده آغاز شد و کیانوری دستگیر گردید!
ابتدا شایعه ای در بین اعضای حزب پیچید که دبیرکل شان مردانه در بازجویی مقاومت کرده و نم پس نداده!
احسان طبری بلافاصله شعری در ستایش مقاومت قهرمانانه کیانوری سرود و سیاوش کسرایی نیز شعر بلندِ «تهمتن در زنجیر» را سروده با کمک فدائیان(اکثریت) به شکل زیراکس منتشر و در «راه توده» درج نمود!

منظور از تهمتن، کیانوری بود!
 به خاطر همین و با این زمینه ذهنی، وقتی روزنامه اطلاعات در ۱۰اردیبهشت اعلام کرد «که امشب...اعترافات نورالدین کیانوری و به آذین از تلویزیون پخش خواهد شد»، در بیرون از زندان، توده ای ها به همدیگر می گفتند بگذار مصاحبه کنند تا آبرویِ خودِ حکومت برود! چون «رفقای ما چنان دفاع جانانه‌ای از حزب و فعالیت‌های‌مان بکنند که اینها از کاری که کرده‌اند صد بار پشیمان شوند...»!

آن شب، رفقای حزبی­ با اشتیاق کامل به انتظار مصاحبه‌ی قهرمانانه رهبرشان نشسته و بی صبرانه منتظر ساعت ۱۰شب اردیبهشت62 بودند تا رهبرشان از حقانیت سوسیالیسم و آرمان‌های محکم حزب دفاع بکند اما همه چیز بر ضدِ انتظارشان رفت! و بسیاری از شیفتگان و باورمندان سوسیالیسم در آن شب، از ته قلب و به درد گریستند!
رهبر قهرمان و تهمتن‌شان چنان درهم شکسته، تکیده و مچاله شده بود که وقتی بر آن صفحه ‌جادویی ظاهر شد پی در پی محورهای خیانت‌هایش را می شمرد:
«ما در شش محور خیانت کردیم...»

و سپس می‌گفت:
«...به نظر ما این تخلفات خیلی سنگین است در چهارچوب جاسوسی- خیانت- تخلف، همه در آن می‌گنجد و به قدری سنگین است که به نظر من سنگین‌ترین مجازات‌هایی که جمهوری اسلامی بخواهد، حق دارد که در مورد این تخلفات [اعمال کند]...»!
(نقل از: سرگذشت پروکروستس ایرانی...ص۳۶۱)

خان بابا تهرانی سالها بعد می‌گوید وقتی در اروپا، برنامه تلويزيونی سران حزب توده را که طلب مغفرت می‌کردند، مشاهده نمودم. وقتی چشمم به سيمای کيانوری در تلويزيون افتاد، ديدم که چگونه قيافه‌اش مچاله و شبيه عمامه آيت­الله اردبيلی است! دلم به درد آمد و ناگهان و بی‌اختيار اين جمله او بر زبانم جاری شد که دو بار به من گفته بود:
«برو گم شو، تو اصلاً آدم بشو نيستی!»

◀️داستان را مفصل در کتاب پروکروستس ایرانی نوشته ام. در مورد این کتاب و آشنایی اولیه با این کتاب می توانید به مصاحبه مفصل من با دکتر لیثی در زیر گوش کنید:
Telegram attach 📎
  • ❤ 39
  • 👍 23
  • 👏 7
  • 👎 3
Post #2704 6.7K
https://www.youtube.com/watch?v=RzK01GtXEy4

💥از بزرگترین اشتباهات تاریخی ایران
✍️
علی مرادی مراغه ای

آن زمان روسیه با هر کشوری جنگیده بود پیروز میدان شده بود عثمانی ها را مغلوب ساخته، حتی ناپلئون را شکست داده بود. ایرانیان به فرماندهی عباس میرزا با تمام قوا جنگیدند اما شکست خوردند چون آنها دنیای جدید را نمی شناختند!
بنابراین ایرانیان بزرگترین اشتباه تاریخ معاصر را مرتکب شدند و جنگ با روسیه را آغاز کردند چرا که ایران کشوری عقب مانده و سنتی بود و فاقد ارتش مدرن و سلاحهای مدرن و توپهای جنگی بود و بنابراین آمادگیِ چنین جنگ گسترده و آن هم با خرس قطبی را نداشتند.
اما ایرانیان جنگ را آغاز کردند و سر از ترکمنچای درآوردند!
قراداد ترکمنچای با درایت قائم مقام فراهانی بسته شد و کسانی که قرارداد ترکمنچای را ننگین می دانند از تاریخ و اوضاع وخیم زمان بستن قرارداد آگاه نیستند آنان به شرایط اسف انگیزی که قرارداد ترکمنچای در آن شرایط بسته شد اصلا توجه نمی کنند آن قرار داد بین دو کشور در یک شرایط مساوی و دارای موازنه قوا بسته نشد بلکه قرارداد بین ایران بعنوان یک کشور شکست خورده و اشغال شده با یک دشمن فاتحی بنام روسیه بود که آمده بود و بر سینه و گلوی ما نشسته بود و تهدید می کرد که می خواهد به تهران حرکت کرده و تهران را فتح کند! و آن قرارداد در این شرایط نوشته شده بود...
سئوال اصلی باید این باشد که اگر آن قرارداد منعقد نمی شد چه بر سر ایران می آمد؟؟؟
در واقع اگر سرزمینی بنام ایران مانده بخاطر وجود قرارداد ترکمنجای بوده است...!
من برای اولین بار در کتاب خود( سالهای زخمی) سه نامه از منابع روسی آورده ام که فوق العاده مهم هستند این سه نامه در جریان مذاکرات ترکمنچای از پاسکویچ فرمانده روسیه خطاب به تزار نوشته شده است. در این نامه ها ژنرال پاسکویچ از تزار امپراطور روس خواهش می کند که به او اجازه دهد تا بطرف تهران حرکت کرده و شاه ایران یعنی فتحعلی شاه را بترساند تا مجبور گردد کل آذربایجان یعنی هر دو سوی ارس را به روسها واگذار کند!
پاسکویچ در نامه اش اشاره می کند که الان بهترین موقع برای این کار است، اما تزار روس مخالفت کرده و عکس العمل کشورهای اروپایی را گوشزد کرده در پاسخ به پاسکویچ می نویسد:
«انگليسى‏ها فكر خواهند كرد كه ما میکوشيم در موقع مناسب سيادت خود را در آسيا مستقر سازيم و ما با همين كار، روابط دوستانه ‏ى خويش را با دول متقدم در اروپا، سرد خواهيم كرد..».

بزرگترین اشتباه را کسانی مرتکب شدند که دور دوم جنگ با روسیه را آغاز کردند کسانی که کشور را به چنان پرتگاهی سوق دادند، کسانی که چه بسا نیت خیر داشتند اما بی خبر از قدرت روس و اوضاع جهانی بوده و بر طبل جنگ و جهاد و انتقام از کفار روس کوبیدند و حتی بیچاره فتحعلی شاه را هم مجبور به آغاز جنگ کردند.
سرانجام، ایران جنگ را باخته و به اشغال روسها در آمد که اگر درایت و کفایت بزرگمردی چون قایم مقام فراهانی و کوششهای او در زمان عقد ترکمنچای نبود امروزه، معلوم نبود چه از ایران می ماند!

چون دشمن در موضع قدرت بود و سمبه اش پر زور بود و در مذاکرات ترکمنچای همچنان بندها را دیکته میکرد و می تاخت و کوچکترین انعطافی به خرج نمی داد، قائم مقام فراهانی،در نامه ای خصوصی به برادر خود ميرزا موسى كه از تبريز به كرمانشاه نوشته خطاب به مقصرین و آغازکنندگان جنگ می نویسد:
«خدا روى جنگجويان ايران را سياه كند كه جنگ براه انداختند و در اين ميدان نايستادند، دو سال است مرارت با ماست و باز راحت و فراغت با آنها، آه از آن قوم بى حميت و بى دين...».

در این فیلم 51 دقیقه ای به آن اشتباه مهلکِ ایرانیان و دلایل و مسببان آن پرداخته ام که درسهای زیادی برای ایرانیان دارد.

خوشبختی از آن ملتهایی است که نه با غلیانِ شور و احساسات بلکه با درایت و عقلانیت به موقع، زمان انعطاف و صلح و همچنین، جنگ و نبرد شجاعانه را تشخیص می دهند...

✅دوستان نازنین ضمن دیدن فایلهای تصویری جهت حمایت، کانال یوتیوب ما را از
اینجا سابسکرایب فرمایند و نظرات خود را در باره موضوع با ما در میان بگذارید.
YouTube بزرگترین اشتباه ایرانیان در جنگهای ایران با روسیه آن زمان روسیه با هر کشوری جنگیده بود پیروز میدان شده بود عثمانی ها را مغلوب ساخته، حتی ناپلئون را شکست داده بود. ایرانیان به فرماندهی عباس میرزا با تمام قوا جنگیدند اما شکست خوردند چون آنها دنیای جدید را نمی شناختند! بنابراین ایرانیان بزرگترین اشتباه تاریخ…
  • ❤ 73
  • 👍 30
  • 👏 6
  • 🔥 2
  • 👎 1
Post #2702 4.07K
💥شرحی بر پوستر مخالفان انقلاب۱۹۱۷ روسیه
✍️
علی مرادی مراغه ای

  این تابلوی جالب توسط«روسهای سفید» از مخالفان انقلاب اکتبر کشیده شده.
در تابلو، قربانی، روسیه است که دست و پا بسته در پای مجسمه سنگی کارل مارکس دراز کرده اند تا برای«کمونیزم بین الملل» قربانی کنند!

همه رهبرای بولشویکی جمعند:
اوریتسکی، سوردلوف، زینوویف، لوناچارسکی، لنین، پاتروفسکی، تروتسکی، کامنف و رادک.
لنین در مرکز تابلو با پوشش سرخ کشیش اعظم و در کنارش تروتسکی است که چاقوی خونین در دست دارد.
ملوانی کیسه در دست  که عدد ۳۰ روی آن نوشته شده، نمادی از یهودای خائن که در قبال اخذ سی قطعه نقره، به عیسی خیانت کرد.
در پایینِ تابلو، دو تا سرباز بولشویکی با قیافه های زشت که مدال افتخار بر سینه و توبره غنائم انقلاب در دست دارند.
در پشت سر و آن دورتر از همه، الکساندر کرنسکی آزادیخواه و رهبر دولت و جمهوری موقت سه ماهه را میبینیم که مایوسانه، شاهد قربانی شدن کشورش است.

پوستر«قربانی بین الملل» در ۱۹۱۹ ساخته شد زمانیکه میلیونها مردم جهان مسحور وعده های آن انقلاب بودند و تصور ظهور استالینیزم را نمی‌کردند.

عجیبه که تقریبا تمامی رهبران این انقلاب تصفیه شدند.
  • 👍 61
  • ❤ 13
  • 👏 7
  • 👌 4
  • 👎 1
Post #2701 4.99K
💥بهترین سیاست، همین دو کار بوده.
✍️
علی مرادی مراغه ای

✅هفته‌نامهٔ فکاهی و طنزآمیز «توفیق» که از سال ۱۳۰۲ تا ۱۳۵۰ش در شب‌های جمعه منتشر می‌شد، شعارش این بود:
«همشهری! شب جمعه دو کار یادت نره: دوم خریدن مجلهٔ توفیق!»

دیروز سخنان دکتر پزشکیان را گوش می کردم به نظر بهترین سیاست همین دو کار یا دو جمله بوده است!.
این دو جمله مکمل هم هستند و یکی بدون دیگر بی معنی خواهد بود.

اگر خوب نگاه کنید افراطیون داخلی و خارجی نیز مخالف همین هستند یعنی مخالف آن جمله دوم...


❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما
  • 👍 77
  • ❤ 20
  • 👎 4
  • 💯 3
  • 👏 2
  • 😭 2
  • 👌 1
Post #2700 8.84K
‍ 💥زنگ مدرسه!
✍️
علی مرادی مراغه ای

✅امروز اول مهر است اولین روزِ آغاز مدرسه. معمولا بزرگترهای هم سن ما شروع می کنند به بزک دوزک کردن خاطرات دوران مدرسه و نوستالژی و کلی نوشتن از بازی و شادی...
اما شما باور نکنید اینها جفنگیاتی بیش نیستند!
آخر یک جامعه جهان سومی که بچه از همان ابتدا در خانواده کتک می خورد، در مدرسه کتک می خورد سپس از پاسبان کتک می خورد، سپس از مدیرش کتک می خورد و سپس از نظام سیاسی در هر راهپیمایی و ...
مگر انتظار دارید که سیستم آموزش و پرورش اش از آسمان آمده باشد! نه خیر! همه چیزش شبیه هم خواهد بود!

به نظر من، مدرسه و زنگ مدارس اساس خوشبختی و بدبختی هر جامعه است و متاسفانه ما دقیقا در همین جا بند را آب داده ایم. 200 سال کشمکش و ناکامی مدرنیته ایرانی و امروزه وضع و حال معلمان و دانش آموزان و مدارس و...
دهها کتاب در علل عقب ماندگی نوشته اند اما به نظر من، دماسنج هر جامعه و خوشبختی یا بدبختی آن بسته به نظام آموزش و پرورش آن است.
بگذارید از خاطرات خودم چند سطری بنویسم از اول مهر و مدرسه رفتن ام و البته، بدون اغراق یا تحریف حتی کلمه ای!

دوران دبستان که مصادف با زمان محمدرضاشاه بود و هنوز دو یا سه سالی به انقلاب مانده بود در روستایمان ابتدایی خواندیم و بهترین خاطره مان، تغذیه رایگان بود و بدترین خاطره ها هم کتک خوردن ها بود از دست معلمان مرد.
معلمان ما که صمد بهرنگی یا پستالوتسی نبودند! اکثرشان پارتی نداشتند بجای شهر، فرستاده بودند به روستاها و در روستاها بد عنق، طلبکار و در مایه های خولی، حرمله یا شمربن ذی‌الجوشن بودند! یک سپاهی دانشی بود که از همه خشن تر بود! از آن همه دخترانِ خوشگلِ سپاهی دانشی که امروزه فضای مجازی را پر کرده و در تهران جلوی شاه یا فرح رژه می رفتند، قسمت ما این مردِ شمر صفت شده بود!
ما فارسی نمی دانستیم و او ترکی نمی دانست! وقتی عصبانی می شد داد می زد:
کره خرها خفه شید!
ما هم فکر میکردیم بخشی از درس است ما هم تکرار می کردیم:
کره خرها خفه شید!
و او فکر می کرد داریم مسخره اش میکنیم بیشتر عصبانی میشد!

بارها بچه ها را دیده بودیم که در بازجویی و کتک خوردن از دست معلم بر شلوارشان شاشیده بودند!
یکبار در زمان تنبیه، یکی از بچه ها فرار کرد معلم هم دنبالش کرد تا خانه شان و در خانه تمام سوراخها را گشته آخر سر از کندوی آرد کشیدش بیرون!
حتی در خانه وقتی شیطونی می کردیم والدین برای ترساندن ما میگفتند فردا به مدرسه آمده به آقا معلم خواهند گفت!

من که شاگرد اول بودم معدل ام بزور سیزده و چهارده می شد!

♦️انقلاب که شد ما ابتدایی را تمام کرده دوره راهنمایی رفتیم. چون روستای ما راهنمایی نداشت مجبور شدیم هر روز پنج کیلومتر در گل و لای و برف و بوران(آن زمان) پیاده به روستای(داش آتان) رفته و عصر برگردیم! از روستای ما شش نفر دانش آموز بودیم که اکثرا باهم میرفتیم تا طعمه گرگان نشویم!
در دوره راهنمایی بلافاصله آن تغذیه رایگان قطع شد اما آن کتک سرجایش بود!
یک معلم ریاضی داشتیم(اسم نمی برم) یک روز آنقدر مرا کتک زد که آخر سر مردک خودش خسته شد و ول کرد!
بدتر از کتک اش، این خاطره در ذهنم مانده که پس از کلی کتک خوردن، وقتی گریه میکردم مردک داد میزد که گریه نکن؟! حق نداری گریه کنی!
دوره راهنمایی هم یا شاگرد اول یا دوم بودم و از شش نفر که از روستایمان هر روز ده کیلومتر پیاده روی می کردیم آن پنج نفر راهنمایی را تمام نکرده ول کردند:
یکی بنا، یکی راننده تراکتور، یکی گروهبان ارتش، یکی چوپان روستا و یکی هم قصاب شد که از بچگی عادت داشت گنجشکها را گرفته از دو بال و پاهایشان بسته کالبدشکافی می کرد! و یکی هم دزد شد که شبها موتورها را از چاههای باغات درآورده می فروخت...

خلاصه تنها از بین آن شش نفر به دبیرستان خواجه نصیر در شهر مراغه راه یافتم که البته در اینجا دیگه از کتک خبری نبود چون بزرگ شده بودیم و معلمان نمی توانستند کتک بزنند، اما بدبختی ها تمامی نداشت تنها یک شب از آن بدبختی ها را در
اینجا نوشته ام.
و از آنجا به جبهه و جنگ و توپ و تفنگ و کشت و کشتار و سپس دانشگاه...

♦️هر سال که اول مهر می شود یاد مدرسه رفتن ام می افتم با خود میگویم چرا با چنان سیستم غلط و خشن و آموزش ظالمانه و آن همه تحقیر و کتک که در بچگی تجربه کردیم واقعا معجزه است که دزد و قاتل و آدمکش و شعبان بی مخ و یا اسمال تیغ‌زن نشدیم!؟
تازه اینها که چیزی نیست به این کتک خوردنها اضافه کنید که آدم مورخ این کشور شود و هزاران برابر از آن کتکها و تحقیرهای دوران کودکی و نوجوانی، در تاریخ هم ببیند و بنویسد: تاریخی مشحون از هزاران بار زنده زنده سوزاندن، پوست کندن، شقه کردن و آه و اشک های بی پایان ملتی که دهها برابر شادیها و لبخندهایش بوده است!
تاریخ شان و زندگی شان گویی پرده انتقام مختار...!


◀️تصویر زیر تنها یادگار بجای مانده از دبیرستان خواجه نصیر آن زمان:
  • ❤ 123
  • 👍 39
  • 👏 8
  • 👎 5
  • 👌 3
  • 😭 3
  • 🔥 1
Post #2698 6.4K
💥ناسیونایسمِ کج و معوجِ فتحعلی آخوندزاده
✍️
علی مرادی مراغه ای

♦️آخوندزاده یکی از متفکران برجسته در دنیای اسلام بوده که تاثیرات زیادی بر خطوط فکری روشنفکران پس از خود حتی تا زمان ما داشته است. اما یکی از ایرادات اساسی او این بوده که در آن زمان که امپراطوری روسیه بزرگترین و قویترین کشور استعماری بوده فتحعلی آخوندزاده بجای اینکه منتقد روسیه استعماری باشد یقه عرب را گرفته است!
نقد ناسیونالیزم آخوندزاده نوشته ای طولانی و کتابی مستقل می طلبد اما اینجا نگاهی مختصر بدان می اندازم تا بعد:
او تجددگرا و حمایت گر تجدد ایرانی بود اما می دانیم که یکی از بزرگترین موانع تجدد ایرانی، روسیه بوده و آخوندزاده یقه عرب و تازیانِ به ایران در ۱۴۰۰سال پیش را گرفته بود!.

♦️ناسیونالیزمِ آخوندزاده، تصویری ایده آل و طلایی از «ایران باستان» ارائه می دهد و او تمام خصوصیات و دستاوردهای دوران جدید اروپا را برداشته و از فراز قرن ها عبور داده و به قامتِ «ایران باستان» پوشانده و معتقد شده که عربِ تازی حمله کردند و آن جامعه طلایی و ایده آل را از بین بردند! این نگرش افراط دقیقا شبیه اما نقطه مقابل آن نگرش افراطی اسلام گرایان است که معتقدند با ورود اسلام، ایران گل و بلبل شد!
انگار که حتما یک دوره باید سیاه و یک دوره باید سفید باشد!

آخوندزاده و پس از او، باستانگرایان ایرانی مرتکب زمان پریشی وحشتناکی شده اند. چرا که بسیاری از مفاهیم مدرنِ امروزی مانند حقوق بشر مختص دنیای جدید است که از پس تحولات پیچیده در طول سیصد سال کشمش، به ظهور رسیده اند و نمی توان مثلا در ۲ هزار سال قبل از حقوق بشر سخن گفت.
می بینید که غالب نویسندگان و روشنفکران ایرانی اعم از اسلامی یا سکولار دچار این خبط شده و مدعی شده اند که ما همه این دستاوردهای غربی را قبلا داشتیم!
تفاوتِ این روشنفکران ایرانی اعم از اسلامی یا سکولار تنها در این است که باستانگرایان آن را به دوره باستان و قبل از حمله اعراب حواله می دهند و روشنفکران مسلمان آن را به پس از اسلام!
یعنی همگی دچار این خبط یعنی معتقد به «آنچه خود داشت...» شده اند! از آخوندزاده، ملکم خان، مستشارالدوله ...بگیرید بیایید تا زمان ما شایگان، نراقی، شریعتی...و دهها نمونه دیگر که بنوعی دچار اکنون زدگی شده و کوشیده اند تحولات اکنونی و سیصدساله غرب را به گذشته ی ایران تسری دهند به عبارتی، لباسِ مدرنِ امروزی را بر قامت سنتِ دیروزی بپوشانند...!

♦️اما برگردم به آخوندزاده:
میرزا فتحعلی آخوندزاده در سال ۱۸۱۲م در شهر شکی که آن زمان جزو ایران بود به دنیا آمد پدرش میرزا محمدتقی، کدخدای روستای خامنه بود که درست یکسال پیش از تولد میرزا فتحعلی به شهر شکی مهاجرت کرده بوده و یکسال بعد، میرزا فتحعلی آخوندزاده متولد می گردد. یعنی فتحعلی آخوندزاده شانزده سال داشته که قرارداد ظالمانه ترکمانچای (در سال ۱۸۲۸م) امضا می گردد. او کارمند امپراطوری یعنی مترجم بارون روزن فرماندار گرجستان گردیده و بهتر از هر کس، تعدیات بی حد و حصر روسیه به ایران و مخصوصا به عثمانی و تمام کشورهای همسایه را با چشم خود می بیند اما او بجای نقدِ روسیه و تعدیاتِ آن، یقه عرب و بقول خودش تازیان را در هزار سال پیش می گیرد! و تغییر الفبا را نیز در همین راستا مطرح می کند!

آخوندزاده به عنوان یک روشنفکر سکولار و ناشیانه، ریشه بدبختی های ایران در دورۀ قاجاریه را در تهاجم تازیان در هزار سال پیش دانسته و اسلام را عامل عقب‌ماندگی جامعۀ ایران می داند.
او ایران را به دو دوره طلایی و دوره سیاه یعنی دوران باستان و دورۀ اسلامی تقسیم می کند!

آخوندزاده برعکسِ مستشارالدوله، با آگاهی از اندیشهٔ سیاسی مدرنیته، به درستی به تناقض سیاست غربی و شریعت سنتی اشاره می کند اما اشتباه اساسی او این بوده که نه عرب، بلکه روسیه و تعدیات آن بوده که مانع و سد سدیدی در مقابل نوسازی ایرانی بشمار می آمد و مخصوصا که بعدا همین روسیه تزاری اول مجلس دومای خودش را به توپ بسته و سپس تیر خلاص را بر مشروطه و مجلس ایران زد.
هر چند بخشی از روحانیت به رهبری شیخ فضل الله نوری در مقابل مشروطه بودند اما بخش بزرگی از آنها مخصوصا مراجع نجف در پشتیبانی از مشروطه بودند و ستارخان بر اساس فتوای آخوند خراسانی به جنگ دشمنان مشروطه رفته بود...

مرکز ثقل و اصلی ناسیونالیزم آخوندزاده تاکید بر حراست وطن از تسلط بیگانه و تاکید بر استقلال است اما این نه عرب بلکه، روسیه بوده که ناقض استقلال ایران بوده و همراه انگلستان، بعدا نیز در گرماگرم انقلاب مشروطه، با قرارداد ۱۹۰۷م ایران را به سه قسمت تقسیم کردند.


❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما
Telegram تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای «هیچ ملتی از سایه‌های گذشته‌اش رها نمی‌شود، مگر آنکه با آ‌نها رو به ر‌و شود.» (توماس مان) ارتباط با من: @amoradym کتابهای اینجانب را تنها از انتشارات سپهر تهیه فرمائید: تبریز،میدان ساعت، خ ارتش شمالی 09143169514 و 04135263552
  • 👍 55
  • ❤ 30
  • 👎 9
  • 👏 8
  • 😢 1
  • 😭 1
Post #2697 5.5K
💥بخشی از فیلمِ«چرا روزنامه‌ها فحاش و تندرو می شدند؟»
✍️
علی مرادی مراغه ای

♦️در تاریخ ما از وقتی روزنامه ها ظهور کردند در دوره های انقلاب و انتقال قدرت، که فضا آزاد بوده روزنامه ها بجای اشاعه فرهنگ، تندرو و فحاش میشدند!

در دوران مشروطه، عين السلطنه مینویسد:
«هركس روزنامه مینويسد از طرف عموم ملت فحش‏ می‏دهد»!
(خاطرات عين‏ السلطنه..ج‏۳ ص ۲۰۷۵)

یا در انقلاب ۵۷، در شعارها، حتی از فحاشی ناموسی بر زن و دختران شاه نیز دریغ نشد!
امروزه البته پهلویچی ها برگشته بیشترین فحشها را میدهند انگار دارند جبران میکنند! طرف با فحش و اگزوز کردن... به اصطلاح مبارزه میکند!

یعنی در بین ایرانیان فحاشی همیشه بوده فقط آدمها و طیف ها عوض می شوند!

در
این فیلم 50 دقیقه به این موضوع پرداخته ام که «چرا در دوره هایی هم که آزادی نسبی وجود داشته، روزنامه‌نگاران بجای اشاعه فرهنگ و تعمیق دمکراسی به فخاشی و تندروی روی می آوردند؟»

این فیلم، سه دقیقه از کل آن ویدئوی 50دقیقه ایست از مشروطیت تا پس از انقلاب 57.
دوستان برای دیدن کل فیلم به
کانال یوتیوب اینجا مراجعه کنند.

✅دوستان اگر خواستند نوشته های ما را در این گروه نقد کنند البته فحش ندهند!
  • 👍 53
  • ❤ 18
  • 👌 5
  • 👎 3
Post #2696 5.04K
https://www.youtube.com/watch?v=8oJB4c3yCa4

💥چرا در دوره هایی هم که آزادی نسبی وجود داشته، روزنامه‌نگاران فحاشی و تندروی می شدند؟
✍️
علی مرادی مراغه ای

بررسی ریشه‌های فحاشی ایرانیان و تحلیل چرایی گسترش این رفتار در میان اقشار مختلف جامعه. در این ویدیو به واکاوی این ناهنجاری اجتماعی می‌پردازیم.
چرا این قدر فحاشی می کنیم و چرا در برهه هایی که دیکتاتوری به علل مختلف از جمله انقلاب یا اشغال ایران توسط قوای بیگانه مانند متفقین، سقوط می کرده و فضای آزاد بوجود می آمده روزنامه نگاران بجای استفاده صحیح از فضای آزادِ پسا دیکتاتوری، به تندروی و هتاکی روی می آوردند؟!.
در انقلاب مشروطیت، روزنامه نگاران تندرو از فحاشی حتی به مادر محمدعلی شاه نیز پرهیز نکردند!
با سقوط رضاشاه و اشغال کشور توسط متفقین، در فضای آزادی نسبی، روزنامه نگاران حتی اخاذی می کردند ! مثلا روزنامه «مرد امروز» به مدیریت محمد مسعود حتی برای ترور نخست وزیر قوام السلطنه جایزه تعیین می کرد!
همچنین در دولت مصدق که روزنامه ها آزاد بودند از هیچگونه هتاکی و فحاشی به مصدق دریغ نکردند .
در انقلاب پنجاه و هفت نیز از فحاشی ناموسی به شاه و پس از انقلاب نیز همان تندروی و دعوت به خشونت و...

هدف این گفتگو آوردن نمونه های متعدد و واکاوی انتقادی تندروی های ایرانیان مخصوصا اهالی مطبوعات ایران در در دوره هایی بوده که فضای سیاسی نسبتا آزاد بوده است.

به نظر من این تندروی ها علل زیادی داشته اما بزرگترین علت آن فقدان تجربه آزادی و دمکراتیک بوده است.
در واقع آنان برای زندگی در فضای آزاد تربیت نشده بودند، آنان یک عمر در بند و زنجیر استبدادی بوده اند وقتی هم که از آن زنجیرها به دلایلی رها می شدند تنها بصورت فیزیکی (نه ذهنی و روحی) رها می گشتند.
به عبارتی، از زنجیرهای فیزیکی که بر دست وپاهایشان بوده رها می شدند اما چون زنجیرهای ذهنی شان همچنان باقی بوده پس بر روی آن زنجیرهای فیزیکی می نشستند تا دیکتاتوری تازه از راه برسد، تا نظام استبدادیِ سرنگون شده، به شکلی دیگر باز گردد و بازتولید گردد...

این ویدئویِ 50 دقیقه ای دیدگاهی متفاوت و موضوعی تازه در اختیار شما قرار می دهد.

✅دوستان نازنین ضمن دیدن فایلهای تصویری جهت حمایت، کانال یوتیوب ما را از
اینجا سابسکرایب فرمایند و نظرات خود را در باره موضوع با ما در میان بگذارید.
YouTube روزنامه نگاران ایرانی و فحاشی: یک بررسی انتقادی بررسی ریشه‌های فحاشی ایرانیان و تحلیل چرایی گسترش این رفتار در میان اقشار مختلف جامعه. در این ویدیو به واکاوی دقیق این ناهنجاری اجتماعی می‌پردازیم. چرا ما ایرانیان این قدر فحاشی می کنیم و چرا در برهه هایی که دیکتاتوری وجود نداشته و به علل مختلف از جمله انقلاب…
  • 👍 50
  • ❤ 21
  • 👏 5
  • 👎 3
Post #2695 8.14K
💥یاد گرفتنِ درس احترام از یک کودک ژاپنی...!
 ✍️
علی مرادی مراغه ای

این ویدئوی دختر خردسال ژاپنی در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته. او را هنگام عبور از خط عابر پیاده نشان می‌دهد که کوله‌پشتی به همراه دارد، پیش از عبور چند بار به رانندگانی که توقف کرده‌اند تعظیم کرده با حرکات دست از آنها تشکر می‌کند.
البته رانندگان هم وقتی او را می بینند بلافاصله می ایستند.
احترام به دیگران از سا‌لهای نخست زندگی باید آموزش داده ‌شود که متاسفانه ما وقتش را نداریم!

این خاطره تلخ هیچوقت یادم نمی رود که یکسال پیش در شهرِ(...) ماشین ام را بردم مکانیکی برای تعمیر جلوبندی.
نشسته بودم کانال تلگرام ام را چک می کردم اما هر از چندی می دیدم یکی از آن مکانیکی ها یا شاگردش یا همسایه صافکارش، یک مرتبه داد می زد:
«آچار فرانسه»!
کمی مشکوک شدم که اینها چقدر به آچار فرانسه نیاز دارند؟!
اما پس از مدتی پرس و جو، پی بردم که وقتی زنی یا دختر جوانی از آن نزدیکی ها رد می شود آنها با گفتنِ «آچار فرانسه» همدیگر را خبر می کنند که به زن یا دختر نگاه کنند..!


❇️به نظرم همگی مقصریم اما بخش اعظم اش کیفر گندمهایی است که قبل از ما، پدرانمان خورده اند..!
  • ❤ 81
  • 👏 34
  • 😭 13
  • 👍 9
  • 👎 6
  • 😢 6
  • 👌 4
Post #2694 6.24K
‍ 💥ملتی که دخل شان با خرج شان نمی سازد...!
✍️
علی مرادی مراغه ای

✅تقریبا از قرن ۱۹ که کالاهای دنیای جدید به ایران سرازیر شده هر چه زمان گذشته شکاف دخل و خرج ایرانیان عمیق تر گشته.
چه سرنوشتی در انتظار این مردم خواهد بود که روحیه کار و تولید نداشته و برای کار و تولید تربیت نمی شوند اما، حرص و ولع اش برای مصارف جدید و تجملات، روز بروز بیشتر میگردد؟!


♦️ایران، تازه زخم شکست در جنگ با روسها و ترکمنچای را متحمل شده بود که در ۱۸۳۵م صادرات ایران به روسیه 369000فرانک اما وارداتش از روسیه 2000000فرانک بود!
وقتی هنوز درآمد نفت هم نبود در مقابل این شکاف دخل و خرج، چه خاکی باید بر سر میکردند؟!
معلومه است فروش کشور و آغازِ عصری بنام واگذار امتیازات.
روز بروز اوضاع اسف انگیزتر گردیده و این احوال ناصرالدین شاه قدرتمندترین شاه قاجاریست از گزارش دست اولِ اعتمادالسلطنه وزیر انطباعاتش:
«فقر و انحطاط دولت بجایی رسیده که حتی در مراسم رسمی در دربار، کفش های مدعوین را می دزدند»!
(خاطرات اعتمادالسلطنه...ص۹۴۶)
«امروز در کنگاور یکی از شاهزادگان سر راه ایستاده بود فریاد کشید پادشاها! همه اش را بخود جواهر می بندی از حال ما که نان شب نداریم بی خبری. او را گرفته چوب زدند حبس نمودند»
«وضع طوری شده که هیچیک از ادارات شاه منظم نیست نه اصطبل دارند نه فراش خانه، نه قاطرخانه، نه آبدارخانه ، نه کالسکه خانه و نه هیچ چیز دیگر. امروز زنان حرم چون نه کالسکه بود و نه اسب، سوار اسبهای متفرقه شدند».
«باز امروز وزرا احضار شدند و حساب خزانه در میان است میخواهند از عدد قشون و نوکر کم کنند تا خرج و دخل مساوی شود».

چون دیگر مالیاتها، حفره را پر نمیکرد اعتمادالسلطنه نویسد:
«امروز پادشاه با خشم گفت من پادشاه ده ملیون رعیت ایران نیستم بلکه پادشاه شپشها و قورباغه ها و گنجشک ها هستم»
و یا:
«امروز شاه به خانه یک صرافی رفته بود برای گرفتن ۲ هزار تومان. اما ۲۰۰ تومان بیشتر عایدش نشد. از آنجا خانه امین حضور رفته برای صد تومان...»
(همان...صص۹۷۸، 1000،176،770،830، 833)

اما این زوال ایران تنها محصول عملکرد حکومت نبود بلکه کشوری عقب مانده و گرفتار آمده در دنیای جدید و محصولات مدرن آنست. بقول اورسل:
«ايران يك كشور رو به زوال است. از مدت‌هاى مديد به اين طرف ناصرالدين [شاه] تنها پادشاهى است كه سعى مى‌كند جلوى اين انحطاط را بگيرد، ولى مساعى او هنوز نتايج چشمگيرى به بار نياورده».
(سفرنامه قفقاز و ایران...ص ۳۰۶)

این شاه قدرتمند که ترور شد با بقدرت رسیدن مظفرالدین شاه اوضاع بدتر هم شد آمار زیر:
پیشکار آذربایجان در ۱۹۰۵م در آستانه مشروطه به صدراعظم اتابک نویسد:
«کسر بودجه آذربایجان سه کرور( 1500000تومان) است خرج در تزاید و دخل معدوم. پیداست کزین میان چه برخواهد خاست»
(ابراهیم صفایی، اسناد نویافته...ص۱۱۳)
از سال۱۹۰۳الی۱۹۰۴ عواید کشور 116120000 و مخارجش135040000یعنی 18920000شکاف و اختلاف بین دخل و خرج .
و از سال1909الی1910عواید کشور106551800 و مخارج کشور190305000 یعنی83753200 اختلاف!

عجیبه که در این زمان، اطرافیان مظفرالدین شاه را تشویق به سفر فرنگ کرده و چون پولی نبوده برای تهیه مخارج سفر ۲۲ میلیون روبل با بهره ۵ درصد از روسیه وام گرفتند در مقابلِ تمامی عواید گمرکی(به جز گمرک خلیج فارس) وثیقه آن قرار دادند.
ظهیرالدوله که خود جزو ملتزمین این سفر بوده در زمان عبور از زنجان در مورد فقر مردم می نویسد:
«پیچاره اهل خمسه از فقر و بدبختی غالبا سخت و بی اساتر عورت و گدا بودند به طوری که از توی پهن اسب، جو برچیده می خوردند و در این کار از یکدیگر سبقت می گرفتند»
(خاطرات و اسناد...ص۱۱۴)

♦️به دوران پهلوی و الان نیز چنین است ایرانی با همان روحیه غیر تولیدی. تنها فرقشان با زمان قاجاریه، پترودلارهاست که آن شکافِ دخل و خرج را پر میکند و گاها اعتراضها نه بر فقدان تولید بلکه بر توزیع آن دلارهاست!

در ۲۰۰۸ در اوج قیمت نفت که به ۱۵۰ دلار رسید احمدی نژاد گفت کشورها زنبیل گذاشته اند برای برقراری روابط و مشتری ما شدن!

برای این مردمِ بیگانه با کار، چه وعده ای جذابتر از اینکه، سهمِ نفت شان را هر روز در دمِ در خانه شان دهند؟!.

کشوری که خرجش مدام بر دخلش فزونی گیرد سزاوار این سخن تلخ نیچه است:
«ای نژاد کوته روزِ رقت انگیز، ای زادگان غم و اندوه...بهترین تقدیر آنست که در دسترس شما نیست، یعنی نزادن و نبودن، پس از آن بهترین تقدیر زود مردن است...»

❇️لینک
یوتیوب و تلگرام ما
❇️تصویر زیر مربوط به ۱۱آبان ۱۳۵۳که هویدا نخست‌وزیر را در ورود به مجلس نشان میدهد:
کیفش را بالای سر برده با غرور به خبرنگاران میگوید:
«بودجه کشور داخل کیف من است».
روزیکه بودجه ۲۴۴۵میلیارد ریالی را تقدیم مجلس کرده زمانیکه بخاطر جنگ اعراب و اسرائیل، قیمت نفت ۴برابر و بشکه‌ای ۱۲ دلار رسیده بود و البته بدنبال آن بیماری هلندی و شد آنچه شد...
  • ❤ 71
  • 👍 33
  • 👎 9
  • 👏 4
  • 🙏 4
  • 🔥 1
Post #2693 9.82K
‍ 💥قیمت ایرانیان...!
✍️
علی مرادی مراغه ای

✅روباه پیر انگلیس در کنار خرس قطبی روسیه در طول تاریخ معاصر همواره در حال توطئه علیه ملت ایران و ضعیف نگهداشتن ایران بوده است.
دیالوگهای فیلمی که در زیر این نوشته آورده ام خیلی تامل برانگیز است، و اینکه چگونه باعث قحطی و مرگ کثیری از ایرانیان در جنگ جهانی اول شدند.

انگلستان کج دار و مریز در ابتدا بخاطر منافعش از انقلاب مشروطه حمایت کرد اما آنجا که در تضاد با منافعش پیش آمد بلافاصله در کنار روسیه قرار گرفت برای ضربه زدن بر مشروطه ایرانی یعنی مثلا تقسیم ایران با قرارداد ۱۹۰۷م یا در جریان مرگان شوستر در کنار روسیه قرار گرفت!
به نظر من تمامی سیاست انگلستان در قبال مشروطه ایران منطبق بر این سخن سرسیسیل اسپرینگ رایس(وزیر مختار انگلیس) بوده که در ابتدای مشروطه گفته بود:
«ما حاضریم این حد به آنها(مشروطه خواهان ایرانی) کمک کنیم که به روسها بگوییم دستها بالا»!

♦️آنان قوی بودند و بر تمام امور ایران مسلط بودند، چون انگلیسی ها به مراتب ایران را بهتر از خود ایرانیان می شناختند.
آنان بر جزیی ترین امور ایران حتی از خود ایرانیان آشناتر و اگاهتر بودند و همین، آنها را بر ایران و سایر ملل مسلط ساخته بود!
جالب اینجاست که وقتی محمدشاه فوت میکند ناصرالدین میرزای ولیعهد مدتها در تبریز از مرگ پدرش در تهران بی خبر بوده و قبل از رسیدن چاپار و دریافت نامه از مهدعلیا مادرش، خبر درگذشت پدر را از زبان استیونس کنسول انگلیس می شنود!
یعنی وزیر مختار انگلیس از تهران خبر فوت شاه را به کنسول خود در تبریز مخابره کرده و کنسول، ولیعهد را در جریان مرگ پدرش قرار می دهد...!

♦️کتاب «ایران و قضیه ایران» را جرج کرزن وزیر خارجه انگلستان در بیش از یکصد سال قبل در مورد ایران نوشته، میزان اطلاعات گسترده و دقیقی که این کتاب در مورد ایران ارائه می دهد هنوز هم پس از گذشته بیش از یکصد سال، ما مورخین ایرانی را خجل می کند!
(دانلود دو جلدی کتاب از
اینجا)

برای لحظه ای شوربختی ایرانیان را در نظر بگیرید:
در وقتی که وزیر امور خارجه انگلستان در مورد ایران چنین کتابی با اینهمه اطلاعات شگفت انگیز می نویسد، در همان زمان، نخست وزیر خود ایران یعنی وثوق الدوله هم ۴۰۰ هزار تومان رشوه از انگلستان می گیرد تا ایران را با قرارداد ۱۹۱۹ یکجا به انگلستان بفروشد و البته فروخته بود اما بخاطر مغایرت آن با قانون اساسی مشروطه و اعتراضات ایرانیان، معامله پس گرفته شد...!

♦️البته در مقابل وثوق الدوله ی انگلوفیل که ایرانیان را به انگلستان ارزان می فروخت،کثیری از سرسپردگان روسیه مانند علی اصغرخان اتابک هم به عنوان روسوفیل، ایرانیان را به روسها می فروختند حتی ارزانتر از آن مبلغی که وثوق الدوله به انگلیسی ها فروخته بود!
روزی حاجی میرزا ابوطالب زنجانی در محفلی، نخست وزیر علی اصغر خان اتابک را به باد تمسخر گرفته و گفت که:
علی اصغر خان! ایرانیان را خیلی ارزان فروختی، من حساب کرده ام هر فرد ایرانی بدولت خارجه به پانزده قران فروخته شده!
اما علی اصغرخان اتابک در جواب می گوید:
«خیلی گران فروخته ام چون ایرانیان نفری دو قران بیشتر نمی ارزند!»
(خاطرت حاج سیاح...ص۵۱۱)

همیشه قدرت اصلی از آن ملتی است که علم در دستانش باشد...


❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما
◀️این تکه فیلم زیر را ببینید:
Telegram attach 📎
  • 👍 68
  • ❤ 33
  • 😭 9
  • 👌 5
  • 👎 3
  • 😢 1
Post #2692 6.81K
https://www.youtube.com/watch?v=FlAOkQgfFVM
💥حسرت ۲۰۰ ساله قانون خواهی ایرانیان!
✍️
علی مرادی مراغه ای

❇️یکصدوبیست سال پیش، مردم به ستوه آمده از استبداد داخلی و دخالتهای دو کشور روس و انگلیس در امورشان، چنان شیفته قانون بودند که آنرا کلیدی می نگریستند که میتواند تمام قفلهای بدبختی شان را باز کند!
هم از اینروست که میرزا ملکم خان اسم روزنامه اش را قانون گذاشته و در اولین شماره آن نوشت:
«ایران مملو است از نعمات خداداد.
چیزی که همه این نعمات را باطل گذاشته نبودن قانون است.
هيچكس در ایران مالک هیچ چیز نیست زیراکه قانون نیست .
حاكم تعیین می کنیم بدون قانون . سرتیپ معزول می کنیم بدون قانون . حقوق دولت را میفروشیم بدون قانون ، بندگان خدا را حبس می کنیم بدون قانون ، خزانه می بخشیم بدون قانون . شکم پاره می کنیم بدون قانون».

شیخ جمال واعظ قبل از کشته شدنش در بالای منبر در ستایش از قانون می گفت:
«ايها الناس، هيچ مملكت شما را آباد نمیكند مگر متابعت قانون. مگر ملاحظه قانون؛ مگر حفظ قانون؛ مگر احترام قانون؛ مگر اجراى قانون. قانون؛ باز هم قانون، ايضا قانون...معصيت يعنى خلاف قانون عمل كردن. دين يعنى قانون. مذهب يعنى قانون. دين اسلام يعنى قانون اسلام. قرآن يعنى قانون خدايى. آقا جانم، قانون. قانون...»
اما مشکل ایرانیان عمیق تر از اینها بود چون حتی پس از فتح تهران، محمدعلی شاه از ایران فرار کرد و شیخ فضل الله بردار شد اما مشکل قانون حل نشد و ایرانیان همچنان در حسرت قانون ماندند به دوران دو تا پهلوی و تا الان...!
چرا...؟!

آن قانون اساسی مشروطه مترقی بود اما از بالای جامعه و از روی قوانین کشورهایی کپی شده بود که سیصدسال برای آن قانون جنگیده بودند.
چون آن قانون در گوشت و پوستِ کثیری از ایرانیان راه نیافته بود، چون از اعماق وجودشان به عنوان یک نیاز نجوشیده و بالا نیامده بود!
در نتیجه، آن ۵۱ اصل مترقی قانون اساسی که در آنروز مرحوم مظفرالدین شاه امضا کرد، فاقد روح بودند از اعماق وجود مردم نجوشیده بود پس، بند بند آن، مانند مرده هایی بودند در کفن سپید کاغذ...!


✅دوستان نازنین ضمن دیدن فایلهای تصویری جهت حمایت، کانال یوتیوب ما را از اینجا سابسکرایب فرمایند.
YouTube حسرت 200 ساله قانون خواهی ایرانیان! یکصدوبیست سال پیش، مردم به ستوه آمده از استبداد داخلی و دخالتهای دو کشور روس و انگلیس در امورشان، چنان شیفته قانون بودند که آنرا کلیدی می نگریستند که میتواند تمام قفلهای بدبختی شان را باز کند! هم از اینروست که میرزا ملکم خان اسم روزنامه اش را قانون گذاشته…
  • ❤ 63
  • 👍 33
  • 👌 3
  • 👎 1
Post #2691 8.29K
‍ 💥حجاب چهره ی جان
 ✍️
علی مرادی مراغه ای

♦️جنبش زنان ایرانی در اثر آشنایی با جهان غرب آغاز شد.
تحولات غربی که از حدود ۳۰۰سال پیش آغاز شده بود چون شبحی سنگین و بلند در حال نوردیدن جهان بود و سرانجام در دوران قاجاریه کم کم به ایران رسید. مدتها در زیر پوست جامعه ایرانی در حال رسوخ و نفوذ بوده و عاقبت خود را به عریان ترین شکل در دشت بدشت نشان داد!
بدشت، دشتی زیبا در استان سمنان در هفت کیلومتری شرق شاهرود است آن روز بابیان در آنجا برای آزادی سیدعلی محمد باب از قلعه ماکو و تصمیم گیری در مورد سمت و سوی آیندهٔ آئین جدیدشان جمع شده بودند. این گردهمایی در تیر ۱۲۲۷ش و به نوشته برخی منابع در حدود ۱۰ روز طول کشید آنجا بود که «فاطمه زرین تاج» معروف به قره العین در سخنرانی خود برای اولین بار روبنده اش را کنار زد. واقعه ای غیرمنتظر رخ داده و حاضران شوکه شدند!
در حالیکه او تنها صورتش و آن هم به گفته برخی منابع مقداری از صورتش را نشان داده بود، حتی برخی نوشته اند روبنده اش کمی لغزیده و بی اختیار کنار رفته بوده، اما همین پیدا شدن بخشی از صورت زن موجب شد که برخی فرار کردند!
برخی قدرت تلکم از دست داده و خوف و غضب آنان را فرا گرفت!
حتی فردی بنام عبدالخالق اصفهانی از مریدان باب از کثرت هیجان و غضب با دست خویش گلوی خود را به نشانه اعتراض چاک داد و در حالیکه آغشته به خون بود، دیوانه وار مجلس را ترک کرد!
هر چه بود گذشته بود و دیگر بازگشت به غار تاریک افلاطونی امکان نداشت و زنان ایرانی کم کم دیده می شدند. حالا دیگر کم کم مشروطه از راه می رسید و انجمنهای زنانه و مخفیانه که حصارهای زندان مردسالاری را می شکافت کم کم خود را نشان می دادند...

♦️محمدعلی پیرزاده نائینی از عارفان مشهور طریقت نوربخشیه دوره قاجار بود حاجى پيرزاده دو بار به اروپا سفر کرده اما از آزادی زنان در پاریس تنها فاحشه بودن آنها را نتیجه گرفته بود!
حاجی در مورد زنان پاریس می نویسد:
«بیشتر اهل معامله دكاكين زنها می باشند و یکساعت از شب گذشته در خیابانها و کوچه ها زنهای بسیار در زیر درختها بر روی صندلیها
نشسته و خود را زینت و آرایش داده مردم را دعوت میکنند و بهمراه مردها راه میروند و صحبت میدارند و خنده میکنند و مردها در کوچه و خیابان زنها را بوسه میدهند و دست بگردن زنها کرده در میان خیابان و کوچه ها حر کت میکنند و ابدا کسی به کسی متعرض نمیشود و نگاه تعجب نمیکند از بس قبح این کار و این عمل برداشته شده، در پاریس بقدر ۲۰ هزار نفر زن...گذران و معاششان همین است...بیشتر لفظ آزادی در ممالک اروپ خاصه در پاریس، آزادی زنها با مردهاست این آزادی در حقیقت بی ناموسی و بی عصمتی است که هیچکس اختیار زن خود را در شهر ندارد...»
(سفرنامۀ حاجى پيرزاده...صص۲۸۵_۲۸۶. دانلود از
اینجا)

حاجی در سفر چند ساله اش به فرنگ، نتوانست از سطح و پوست مدرنیته گذر کند و آزادی و حقوق زنان را دریابد، اما پس از مراجعتش از فرنگ به يكى از دوستان(ميرعلى ظهير همايون) جمله ای حاکی از واهمه و دلواپسی اما دقیق گفته بود!
جمله اش این بود:
"مدتى چند نخواهد گذشت كه زير اين درختان نارون، زنان با مردان مى‌نشينند و چاى مى‌نوشند و ديگر حجاب و پرده‌اى در كار نخواهد بود...»
(همان...ص ۱۸)

♦️۷۶سالها از حادثه بدشت و ۳۰ سال از آن پیش بینی حاجی پیرزاده می گذشت که جامعه ایرانی کم کم پوست می انداخت اما هنوز در خیابان های تهران، زنان و مردان، جدا از هم در دو طرفِ پیاده رو  حرکت می کردند و پلیسهای رضاشاهی آنها را کنترل میکردند وارد پیاده روهای همدیگر نشوند که نخستین کنسرتِ بی نقاب و حجابِ قمرالملوک در «گراند هتلِ»خیابان لاله زار در ۱۳۰۳ رخ داد!
قمر دست به کاری ممنوعه زده بود و از عجایب روزگار بود که هم زن باشی، هم زن خواننده و هم زنِ خواننده ی ِ بی حجاب!
یک ماه پس از ضبط آهنگ با صدای ملوک، شهربانی رضاشاه از توزیع آن جلوگیری نمود! هنوز ۱۰ به سفر رضاشاه به ترکیه و بدنبال آن کشف حجابش مانده بود.
اما مرغِ سحر را خوانده شد، مرغ سحر(تصنیفِ زمانهٔ شکست و اعتراض) به آشکارترین شکل، خبر از پوست انداختن جامعه سنتی ایران می داد و جنبش زنان چون جویباری آرام و متاثر از تحولات غرب راه خود را از میان سنگها و سنگلاخ ها می جست و پیش می آمد و بی شمار کسانی که بدان جویبار کمک کرده یا برعکس، در مقابل آن سنگ اندازی نمودند، اما پیش بینی حاکی از دلواپسی حاجی پیرزاده متحقق می شد و زنان دیگر به چارچوبهای سنتی، خانه داری یا فرزندآوری بسنده نکرده خواهان موقعیت تازه خود در جامعه بودند...

بقول حافظ
حجاب چهره جان می شود غبار تنم
خوشا دمی كه از آن چهره پرده بر فكنم
طرازِ پیرهنِ زَرکشم مبین چون شمع
که سوزهاست نهانی درونِ پیرهنم

✅آنچه آمد برگی بود از کتاب چاپ نشده اینجانب(تاریخ زن ستیزی در ایران...)
◀️آهنگ مرغ سحر: تصنیفِ زمانهٔ شکست و اعتراض، با اجراهای مختلف:
Telegram attach 📎
  • 👍 67
  • ❤ 42
  • 👏 10
  • 👎 5
  • 👌 4
  • 🙏 3
  • 😭 1
Post #2690 7.36K
✅دیالوگ ماندگار فیلم «کمال‌الملکِ» مرحوم علی حاتمی
✍️
علی مرادی مراغه ای
.
اتابک امين السلطان در دوره سه پادشاه قاجاری صدراعظم شده بود: ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه.
مظفرالدین شاه او را برکنار کرده و از ایران خارج شده بود اما محمدعلی شاه پس از بقدرت رسیدن، او را از خارج به ایران آورد برای قلع و قمع مشروطه.
ولی اتابک در شهریور ۱۲۸۶ش در مقابل مجلس توسط عباس آقا تبریزی ترور شد.
ترورها بدند اما این یکی خوب بود! چون مخالفان مشروطه مانند شیخ فضل الله و پیروانش که بر ضد مشروطه در حرم عبدالعظیم بست نشسته بودند به بست شان پایان داد.
کسروی مینویسد مخارج بست نشینی را اتابک می پرداخت و با ترور اتابک، کمک‌های مالی قطع شده و آنها به بست نشینی پایان دادند.

اتابک طرفدار روسها و ضد مشروطه بود پس از از عزل توسط مظفرالدین شاه، به روسیه و اروپا می رود و دیالوگ ماندگار او در خروج از ایران با مظفرالدین شاه:

اتابک: عزم سفر دارم؟
مظفرالدین شاه: خیر باشید! قصدتان کدام است!؟
اتابک: تشرف به مکه
مظفرالدین شاه: خدا قبول کند! از کدام راه!؟
اتابک: روسیه
مظفرالدین شاه: از این راه به خدا نمیرسی حاجی به خانه خدا شاید!
  • ❤ 84
  • 👍 36
  • 👏 7
  • 👎 3
  • 👌 3
  • 🔥 1
Post #2689 8.29K
‍ ‍ 💥در ادامه پستِ سوم شهریور: اشغال کشور و درسهای آن...!
✍️علی مرادی مراغه ای

✅قبلا در
این پست به مناسبت سوم شهریور سالروز اشغال ایران توسط متفقین نوشتم که مردم ایران از اشغال کشورشان و سقوط دیکتاتوری رضاشاه خوشحال بودند و فیلمش را هم آوردم که چگونه در شهرهای شمالی از ارتش سرخ شوروی استقبال کرده عکس استالین را بر سینه زده بودند!
و نوشتم که بزرگترین علتش این بود که ارتش و ژاندارمهای رضاشاهی قبل از اشغال، چنان تسمه از گرده خلق کشیده بودند که مردم به بیگانه پناه می بردند.
اکنون این فیلم نایابی که در زیر این نوشته آورده ام مربوط به نیروهای اشغالگر انگلیسی و برخورد دوستانه مردم کرمانشاه با آنهاست. یعنی همان رفتار مردم آذربایجان و کردها با ارتش سرخ در شهرهای مختلف ایران، این بار با ارتش انگلیسی در کرمانشاه نیز تکرار می گردد!

همچنانکه در مهاباد نیز مردم ابتدا از ارتش سرخ فرار میکردند اما وقتی دیدند رفتار ارتش سرخ به مراتب دوستانه تر از ژاندارمهای رضاشاهی است بازگشتند، در کرمانشاه نیز ابتدا مردم از ارتش انگلیسی فرار کردند حتی در برخی نقاط صورت دختران جوان را با ذغال سیاه کرده یا در کندوی آرد و گندم قایمشان میکردند!
اما در کمال تعجب دیدند که نه تنها آنها کاری با مردم ندارند حتی به بچه ها بیسکویت میدادند، سران ایلات کلهر، جاف و قلخانی که سالها در زندان دیکتاتور بودند، آزاد می شدند، تبعیدیان خانواده های کرمانشاهی به سرخس، شیراز و شاهرود باز می گشتند و آن بخش از مردم که از تعدیات ایادی دیکتاتور به عراق پناهنده شده بودند به کرمانشاه بازگشته و همچنین، املاک و اراضی مالکانی که توسط رضاشاه مصادره شده بود به آنان بازگردانده می شد!

آن مردم برای اولین بار با چشم خود می دیدند که وقتی ارتشیان انگلیسی از آنها شیر محلی می گرفتند در مقابلش، مواد غذایی به مردم می دادند، در حالیکه قبل از این، ماموران و ژاندارمهای رضاشاهی به مرغ و خروسهای مردم نیز رحم نمی کردند!

نشریه کردستان، اوضاع اسف انگیز دوره رضاشاه را چنین به تصویر کشیده:
«...در دوره سخت و دیکتاتوی بیست ساله، ظلم و ستم بسیار شدیدی بر ما رفته، محصول کردستان که با رنج بازو و عرق جبین کردان حاصل می گردید به هدر می رفت محبس و زندان های شهرها از برادران کرد ما انباشته می شد. در هر منطقه فقط کرد می دیدیم که به نقاط دور تبعید می شدند زبان مادری مان ممنوع بود محروم از لباس و خواندن و نوشتن به زبان مادری خود بودیم...امنیه زندگی را بر روستائیان چنان تلخ کرده بود که مرگ خود را آرزو میکردند... هنوز بخش وسیعی از کردستان با این درد می نالند در سقز و سردشت مردم حالی ندارند بازداشت می شوند کتک می خورند اجناس می ستانند به علت بیگاری از کار و کاسبی افتاده اند...سرهنگی، ساکنین سقز را جمع کرده و طی نطقی گفته این توپهایی که بر بالای قلعه مستقیم کرده ام برای جان کسانی است که دم از دمکراسی می زنند...»
(نشریه کردستان، ش ۶ مورخه1/11/1324)

حالا پس از اشغال کشور، ببینید وابسته نظامی بریتانیا راجع به استقبال ایرانیان از قشون روسی چه می نویسد، دقت کنید که این نه یک نویسنده روسی بلکه وابسته نظامی بریتانیا نوشته است:
«به نظر ایرانیان، آنها(ارتش سرخ) دیگر به عنوان یک لولو و وحشی نبودند بلکه روابط حسنه ای افسران شوروی با مردم داشتند».
(لوئیس فاوست، ایران و جنگ سراسر بحران آذربایجان...ص۱۵۷)

اورکوآرت کنسول تازه وارد بریتانیا در گزارش خود در سال۱۳۲۱ در مورد خشنودی مردم تبریز از نیروهای شوروی می نویسد که پیش از ترک لندن و آمدن به ایران، از روشهای شیطانی و دیوصفتی روسها زیاد شنیده بودم اما پس از دو ماه زندگی در تبریز و دیدن رفتارهای ارتش سرخ با مردم، به این نتیجه رسیدم که ارتش سرخ اگر فرشته هم نباشند لااقل دیو هم نیستند...
(حبیب الله لاجوردی، اتحادیه های کارگری و خودکامگی در ایران... ص۱۷۰)

همین رفتارها و مقایسه آنها با ماموران تجاوزکارانه رضاشاه بود که موجب شده ابلینگ در گزارشی بنویسد:
«به نظر میرسد که ایرانیان محلی به رفتار نمونه نیروهای اشغالگر شوروی بیش از آن اهمیت میدهند که به انگیزه اشغال شک کنند. خویشتنداری افسران و سربازان شوروی و فقدان رفتار مخل نظم و بدمستی و فقداق مداخله در امور غیرنظامیان اثر مطلوبی در مردم ایران به جای گذاشته است».
(همان منبع ص۱۷۰)

حالا هزاران صفحه چاخان در مورد آن دوران و ارتش نوین رضاشاهی نوشته می شود و هر روز بحث میشود اما دو صد گفته چون نیم کردار نیست و یک تصویر ارزشش از صدها صفحه نوشتن بیشتر است.
فیلمی که در زیر از حضور ارتش انگلیسی در کرمانشاه آورده ام مکمل آن فیلمی است که در پست
قبلی از استقبال مردم شهرهای شمالی از ارتش سرخ آورده بودم و عکس العمل مردم نسبت به سقوط رضاشاه و اشغالگران کشورشان را نشان می دهند!

❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما
Telegram attach 📎
  • 👍 68
  • ❤ 28
  • 👌 8
  • 😭 5
  • 👎 1
  • 👏 1
Post #2688 7.35K
https://youtu.be/jgArslxq-7E

💥به مناسبت دوازدهم شهریور سالروز تشکیل فرقه دمکرات آذربایجان.
نگاهی به تحریف تاریخ در مستند شبکه منوتو...
✍️
علی مرادی مراغه ای

در این فیلم ۱۸ دقیقه ای نگاهی به مستند منوتو درباره فرقه دمکرات انداخته ام.
در این مستند یکصد دقیقه ای، یک دنیا تحریف تاریخ و اشتباه سهوی و یا عمدی وجود دارد و من تنها بصورت اتفاقی ۱۰ دقیقه آن را انتخاب کرده به نقد آن پرداخته ام تا ببینید تنها در این ۱۰ دقیقه چقدر تحریف وجود داشته و با تاریخ ایران چکار می کنند!
در این ۱۰ دقیقه از مستند، من ۵ ایراد تاریخی را ذکر کرده ام که اگر می خواستم کل این مستند را نقد کنم چند ساعت طول کشید.

این مستند با استفاده از تصاویر آرشیوی به تحریف تاریخ ظهور و سقوط و فعالیت‌های فرقه دمکرات می‌پردازد.
اگر به تاریخ معاصر ایران و رویدادهای مربوط به آن علاقه دارید، نقد این ۱۰ دقیقه از آن مستند، اطلاعات ارزشمندی را درباره این دوره پرالتهاب در اختیار شما می‌دهد و می‌توانید حدیثی مفصل بخوانید از بقیه مستندات تاریخی این شبکه...!

هدفم ارائه تصویری شفاف از حوادث تاریخی و مبارزه با تحریفات تاریخی است.
این محتوا برای پژوهشگران به تاریخ سیاسی ایران و حوزه تاریخ معاصر تدوین شده است. برای دسترسی به تحلیل‌های تاریخی، کانال ما را دنبال کنید و در بخش کامنتها نظرات خود را بنویسید.

✅دوستان نازنین ضمن دیدن فایلهای تصویری جهت حمایت، کانال یوتیوب ما را از
اینجا سابسکرایب فرمایند.
YouTube دوازدهم شهریور سالروز تشکیل فرقه دمکرات آذربایجان. مبارزه با تحریف تاریخ در اینجا نگاهی دقیق به مستند منوتو درباره فرقه دمکرات می پردازم. در این مستند یکصد دقیقه ای، یک دنیا تحریف تاریخ و اشتباه وجود دارد و من تنها بصورت اتفاقی 10 دقیقه آن را انتخاب کرده به نقد آن پرداخته ام تا ببینید تنها در این 10 دقیقه چقدر تحریف وجود داشته…
  • 👍 64
  • ❤ 23
  • 👎 7
  • 👌 2
  • 👏 1
Post #2687 9.09K
💥رجالِ سیاسی که در ایران عاقبت بخیر یا شوربخت میگردند!
✍️علی مرادی مراغه ای

✅در تاریخ ما رجال سیاسی پاکدامن و وطندوستی که خواسته اند طرحی نو دراندازند غالبا خانه خراب شده اند! کسانی چون قائم مقام فراهانی، امیرکبیر، مستشار الدوله، امین الدوله، مصدق...
اما در مقابل، مردان سیاسی فاسد و بیگانه پرست، غالبا عاقبت بخیر شده اند!

البته مزدوران انگلیسی و غربی اکثرا عاقبت بخیر شده اما برعکس، روسها نوکران خود را همیشه ارزان فدا کرده اند!
زمانی سیدجعفر پیشه وری گفته بود روسها مثل میمون هستند در وقت غرق شدن پا بر سر بچه اش گذاشته خود را نجات می دهند!
در دوره جنگل، در دوره فرقه دمکرات چنین کردند در بعد از کودتای۲۸ مرداد نیز که افسران حزب توده دسته دسته اعدام می شدند روسها با دولت کودتا رابطه برقرار کرده ۱۱ تن طلای معوقه را تحویل دولت کودتا دادند و در بعد از انقلاب نیز وقتی حزب توده مورد هجوم حکومت قرار گرفت در همان زمان روسها با ولایتی وزیر خارجه ایران مشغول مذاکرات گرم بوده و توافق احداث سد بر روی ارس و اترک!
(پروگروستس ایرانی، مرادی مراغه ای...ص۳۵۰)


♦️اما بر عکس روسها، انگلیسی ها قدر نوکران خود را دانسته و آنها اکثرا عاقبت بخیر شده اند و عمر طولانی! سید ضیا یکی از آنهاست که حتی در اواخر عمرش نیز میگفت آدم نباید دشمن انگلستان باشد چون «دشمنی با انگلستان موجب محو آدمی می‌شود...»!
مصدق در مورد وی گفته بود آقا مثل نهر کوچکی است که به رود تایمز می ریزد!

♦️اما در اینجا به میرزا ابوالحسن خان شیرازی مزدبگیر انگلستانِ دوره فتحعلی شاه و محمدشاه می پردازم. خواندن زندگینامه او برای هر ایرانی وطنپرستی، عذاب آور است، عمری طولانی داشته در کمال ناز و نعمت!
او در ۱۸۱۰م به فرمان فتحعلی شاه بعنوان سفیر ایران عازم لندن میگردد. چگونگی رویارویی او با دنیای جدید و مات و مبهوت ماندنش در کتاب خاطراتش (حیرت نامه) آمده است.
در لندن فراماسون و سپس مزدبگیر و سرسپرده انگلیس می گردد و دولت انگلستان ۱۵۰۰روپیه برایش مقرری تعیین کرده که از طریق کمپانی هند شرقی مرتب به مدت ۳۵سال پرداخت می شد!.
حاجی بزودی رسالت دیپلماتیکش را فراموش کرده، غرق در خوشگذرانی شده، عاشق دخترِ کاستلردی(وزیر خارجه انگلستان) می گردد و شبها از عشق او گریه سر میداده و حافظ میخوانده!
(اسماعیل رایین..ص۳۲۰)
وقتی از او می پرسند چرا ایرانیان، زنان خود را به سفر نمی برند، گوید:
«اولا رسم ایرانی زن به سفر بردن نیست، خصوصا به انگلستان زن به همراه داشتن، از قبیل زیره به کرمان بردن است»
(حیرت نامه...ص۱۰۶. دانلود از اینجا)

♦️شگفت انگیزه وقتی او پس از ۸ ماه به اتفاق سرگور اوزلی (وزیر مختار انگلیس) به ایران برمیگردد و سرگور اوزلی در حضور فتحعلی شاه از او تعریف میکند، شاه نیز بی آنکه دركى از این مستمرى ۱۵۰۰روپیه ای داشته باشد، به جایِ عصبانی شدن، او را تشويق کرده میگوید:
«آفرين، آفرين، ابوالحسن تو روى مرا در مملكت بيگانه سفيد كردى، من هم روى تو را سفيد خواهم كرد. تو از نجيب ترين خانواده‏ هاى مملكت من هستى، به حول الهى، من تو را به مقامهاى بلند اجدادت خواهم رساند»
(تاریخ روابط ایران و انگلیس،محمود...ج۱ ص۹۶)
و او را وزیر خارجهٔ ایران می کند!
این مزدبگیر انگلیسی از دشمنان سرسخت اصلاحاتِ عباس میرزا بود و از هیچ توطئه ای بر علیه او دریغ نکرد!

♦️اما خنده داره وقتی او در ۱۸۴۶م. می میرد، وصيت میکند که پس از مرگش، وارثين نماز وحشت خوانده، قرآن بر سر قبرش ختم كنند.
البته هزینه و پول آنها را نيز از همين منبع مستمری که انگلیسیها میدادند، تعیین کرده بود!
«چون اجل موعود رسيد اولاً امين تعيين كنند غسل را نيز، به مرده‏ شور وا نگذارند، بلكه عالم عادلى معين كنند. اجراى فاتحه خوانى و نماز وحشت به اشخاص ظاهرالصلاح از قرار نمازى هزار دينار بدهند و تا هفت روز طعام بسيار كنند و هيچ مضايقه ننمايند...به همراهى نعش، شش نفر قارى روانه نمايند و قهوه و غليان و آنچه لازم است، به ايشان بدهند...و اين مخارج به تفصيلى كه در نوشته جداگانه مندرج است و در ذيل آن، به خط عاليجاه شيل صاحب ايلچى دولت بهيه عليّه انگليس است كماً و كيفاً بدون زياده و نقصان، بايد از آن قرار معمول دارند...»!
(وصیتنامه: گنجینه اسناد، مورخه۱۳۸۳، ش ۵۴)

♦️ميرزا ابوالحسن ‏خان در طول ۳۵ سال اشتغال خود در مسند سفارت و وزارت خارجه، خدمات گرانبهايى به انگليسیها كرد، البته بخشش انگليسیها نيز قطع نشد. ضرب‏ المثل بود كه انگليسیها به آسانى هديه و پول خرج میدهند، اما نمی دانستند كه «گردو در خانه قاضى فراوان است اما حساب و كتاب دارد»
(سالهای زخمی...مرادی مراغه ای...ص۳۶۶)

♦️در چنین بستری، امثال مستشارالدوله ها به خاطر قانونخواهی، دچار انواع رنجها شده، اما میرزاابوالحسن ها عاقبت بخیر شده و جامعه ای با ۲۰۰ سال دوندگی در حسرت مدرن شدن!
 
❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما
Telegram تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای «هیچ ملتی از سایه‌های گذشته‌اش رها نمی‌شود، مگر آنکه با آ‌نها رو به ر‌و شود.» (توماس مان) ارتباط با من: @amoradym کتابهای اینجانب را تنها از انتشارات سپهر تهیه فرمائید: تبریز،میدان ساعت، خ ارتش شمالی 09143169514 و 04135263552
  • 👍 88
  • ❤ 43
  • 👏 9
  • 😢 9
  • 👎 6
  • 😭 5
  • 👌 4
  • 💯 2
Post #2686 10.6K
‍ ‍ 💥چوبِ جهالت...!
✍️
علی مرادی مراغه ای

✅هر زخم و تیری که بر تن مان نشسته چه از سوی بیگانگان و یا از خودمان، تفاوتی نمیکند اگر خوب بنگریم در انتهای تمامی آنها پرِ جهالت مان هویداست!

🌾وقتی سرگور اوزلی سفیر انگلستان در 1811م آماده ماموریت خود به ایران میشود، پادشاه انگلستان جرج سوم به او فرمان جالبی میدهد، اینکه در ایران، قبل از هرچیز بکوشد تا هرگونه کتب خطی و کمیابی را که به زبان فارسی و عربی پیدا کند خریداری و به انگلستان بفرستد، حتی سالیانه بودجه ای به اندازه ۶۰۰ پوند طلا برای اینکار در نظر میگیرد:
«شما اینگونه کتب خطی را باید با کمال دقت جمع آوری و به وزیر امور خارجه ما بفرستید که در بریتیش موزیم یا محافظت شود».
(مجله وحید، علی مشیری، اوضاع سیاسی ایران بین سالهای... جلد5، سال ۱۳۴۶،ص ۲۹)
و در راستای همین سیاست، می بینیم پس از ورود سرهارفورد جونز وزیر مختار بریتانیا، بلافاصله او در مدت کوتاهی 14قاطر بار، تنها از استان فارس جمع آوری و به انگلستان گسیل میکند!
(آخرین روزهای لطفعلی خان زند، هارفورد جونز...ص158)
و به مدد همینهاست که لرد کرزن یکی از ذیقیمت ترین منابع تاریخی یعنی کتاب «ایران و قضیه ایران» را می نویسد.
البته روسها نیز در جریان ترکمنچای، اسناد خطی و كتابخانه‏ بسيار ارزشمند بقعه شيخ صفى ‏الدين اردبيلى را به روسیه منتقل کردند...

🌾ما ایرانیان در تخریب ذخایرمان، اصلا به بیگانه مجال نداده ایم، چون در ایران هر سلسله که بقدرت می رسیده اولین کاری که کرده نابودی آثار سلسله قبلی بوده...! و البته ظهور مورخین جیره خوار برای تخریب گذشته...!
تنها به چند نمونه بسنده میکنم:
آقامحمدخان پس از بقدرت رسیدن، حتی از استخوانهای کریم خان نیز نگذشت و ظل‌السلطان آینه‌ کاریهای روی ستونهای عالی‌ قاپو و چهل ‌ستون را از میان برد و دستور داد روی نقاشیهای نفیس چهل ‌ستون را با گچ بپوشانند او بسيارى از كاخها و شاهكارهاى ممتاز صفوی را كه موجب حيرت سياحان خارجى بوده نابود ساخت«از قصور متعددى كه شاردن در سفرنامۀ خود آورده اكنون بجز دو سه بناى خراب چيزى باقى نمانده همه را ظل السلطان ويران كرده».
( آلمانی‌، هانری‌ رنه‌ د.، سفرنامه از خراسان تا، ...ص۹۰۲)

او حتی پس از تخریب از خاک آنها نیز نمیگذشته و مصالح آنها را به دهقانان می فروخته!
(همان منبع...ص77)

حاج سیاح مینویسد که وقتی از او پرسیدم چرا این آثار را تخریب میکند در پاسخ گفت که شاه بابام(ناصرالدین شاه) خواسته!

🌾اما وقتی رضاشاه بقدرت رسید کوشید هرچه از قاجاریه مانده نابود سازد و اینکار از همان شب 9آبان1304ش که قاجاریه از سلطنت خلع شد آغاز گشت شبانه، سردرهای عمارتهای دولتی که نام قجر بود نابود ساختند حتی به کاشیهای سر در مدرسه سپهسالار که با خط زیبای میرزا غلامرضا خوشنویس نوشته شده بود و کاشیهای سرِدرِ مسجد شاه که نام فتحعلیشاه بود رحم نکردند!
(دولت آبادی، حیات یحیی...1361...ص400)
و برداشتن«عدل مظفر به امر رضاشاه از بالای درب مجلس».
(خاطرات و خطرات، هدایت... ص410)
و سپس بنام مدرن کردن، نوبت به نابودی دروازهای تهران رسید که مملو از آثار هنری و کاشیکاریهای زیبای قاجاریه بود.
(تاریخ بیست ساله، مکی...ص49)
انگار بدون نابودی آن آثار امکان مدرن کردن نبود!
به دستور کریم آقابوذرجمهری رئیس شهرداری، هر شب پرچمهای قرمزی بر سر خانه نصب میشد و بدنبال آن، شهرداری برای خراب کردن آنها سر می رسید»!
(تکمیل همایون، تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران...ج3ص39)
عین السلطنه در تخریب سر درِ زیبای الماسیه بدستور رضاشاه می نویسد:
«پاك خراب کرده اند و یک درِ اتومبیل رو بزرگ ساخته اند کاّنه درب گاراژ!. گفتند این خرابى سرِدر براى کتیبه ناصرالدین شاه بوده که به خط بسیار خوشی با آب طلا نوشته شده بود»
(خاطرات عین السلطنه ...ج10ص7699)
و بگذریم که این رشته سرِ دراز دارد تخریبهای عدیده یِ سرِدر باغ ملی، تکیه دولت، عمارت خوابگاه، درب سعادت، کاخ گلستان، دروازه ارگ سمنان و شاهکارهای دیگر...

🌾اما به دوران انقلاب که می رسیم دیگر به تیشه و کلنگ اکتفا نمیگردد چون ابزارهای تخریب، حسابی پیشرفته اند و آقای خلخالی، بولدوزر و بیل مکانیکی به خدمت می گیرد!
اما در این تغییرات، نباید از یاد برد که همیشه میلیونها ایرانی دل در گروِ تخریب داشته اند اما بعدها تبری جسته و آنها را به گردن یک نفر انداخته اند...

امروزه، نسخه های خطی بیشماری را باید در موزه های اروپایی بیابیم اما گاهی میگویم خدایا شکر که این غربیان آنها را از ایران بیرون کشیده و برده اند تا حداقل سالم نگهداشته اند! چون اگر دست ما می ماند حتما از بین می بردیم!


❇️دوستان نسبت به نوشته های ما هر نقد و نظری داشته باشند می توانند در کامنتها و یا در این گروه مطرح کنند...
Telegram attach 📎
  • 👍 93
  • ❤ 36
  • 👎 8
  • 😢 8
  • 💯 5
  • 👏 4
  • 😱 1
  • 👌 1
Older posts →

About this channel

How can I read @tarikhanehmoradi without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای have?
تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای (@tarikhanehmoradi) has 15.5K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →