ویس و رامین از آثار مشهور داستانی ایران است که کمتر خوانده شده و اغلب مهجور بوده است.
تقریباً هزار سال از پایان سرایش ویس و رامین گذشته (سرایش در حدود ۴۴۰ هجری) و در این هزاره این اثر به ندرت کتابت شده است و معدود بودن نسخههای خطّی آن (کمتر از پانزده نسخه) بیانگر و مؤیّد این است که خواندن ویس و رامین در دنیای قدیم چندان روایی و رونق نداشته است.
توجّه به این متن در دنیای جدید نیز وضعیت بهتری ندارد. شاید خوانندگان این یادداشت ندانند که ویس و رامین حتی در دانشکدههای ادبیات هم در شمار درسهای دانشگاهی نیست و در هیچ کلاس درسی از آن جز نامی نمیتوان شنید.
مهمترین عامل این بیرونقی و وانهادگی را باید در نظام اخلاقی حاکم بر این متن جستجو کرد. در ویس و رامین زن/زنان و رابطۀ ایشان با مرد/مردان چنان است که در نظام اخلاقی دنیای کهن ما ایرانیان -که برآمده از و بربالیده در فرهنگ اسلامی است- پذیرفتنی و بههنجار و شرعی محسوب نمیشود.
زنان منظومۀ ویس و رامین که در عشق و در رابطۀ انسانی و خصوصی با مردان، آزاد، مختار و کنشگر هستند، از منظر نظام اخلاقی غالب بر جامعۀ ایرانی، زنانی فاسد و خطرناک دیده میشدهاند.
عبید زاکانی که خود از منتقدان جدّی جنبهها و جلوههای منفی فرهنگ ایرانی به شمار میآید، در رسالۀ صدپندِ خود از دیدگاه همان نظام اخلاقیای که از آن انتقاد میکند، دربارۀ ویس و رامین و خوانندۀ آن نظر میدهد:
«از خاتونی که قصه ویس و رامین خوانَد و اَمردی که شراب و بنگ خورَد، مَستوری و ...درستی توقع مدارید.»
نکتۀ بایستۀ تأمّل در سخن عبید آن است که گویی خواندن این داستان فقط برای زنان، بسیار ناروا و ناسزا تلقی میشده و مردان در خواندن آن منعی نداشتهاند.
به نظر میرسد فرهنگ ایرانی امروزه میتواند از نگاهی دیگر به ویس و رامین و شخصیت زنان آن و نظام اخلاقی حاکم بر فضای آن بنگرد و شاید زمان آن فرا رسیده باشد که به بازخوانی و بازاندیشی این متن، همّت گمارده شود.
از یکشنبه ۲۰ اسفندماه ۱۴۰۲، سعادت دارم که در نشستهایی هفتگی در فضای مجازی و همراه با تنی چند از دوستانِ علاقهمند، به بازخوانی و گفتگو دربارۀ این متن مشهورِ مهجور بپردازم.
Post #96
3.8K
🔹️تنیده زِ دل🔹️ @SARASSRD
- ❤ 23
- 👏 9
- 👍 7