@shafiei_kadkani
ـــــــــــــــــــــــ
زندگی در سایۀ خیال
▪️استاد شفیعی کدکنی مقالهای دارد به نام «شکار معنا در برهوت بیمعنایی» که دربارۀ یکی از رسالههای سید محمد گیسودراز، دانشمند هندی قرن هشتم است. این رساله به زبان رمز است و شروح بسیاری هم بر آن نوشتهاند. استاد شفیعی آن شرحها را معرفی و بهدقت گزارش کرده و نشان داده است که در پشت این الفاظ سخت و تودرتو چیست. سپس در پایان مقاله، در اعتراض به این گونه مکتوبات و مفاهیم مینویسد:
«چگونه میتوان این حقیقت دردناک را به بسیاری از فضلای این مملکت فهماند که بخش عظیمی از فرهنگ گذشتۀ ما و مفاهیم و مقولات مورد بحث عرفا و حتی فلاسفه و متکلمان ما، همه، با اندکی تفاوت، از مقولۀ همین حرفها است: کج کردن سر قلم و خلق عناوین و مفاهیمی تخیلی و آنگاه برچسب منطقی و عقلی بر آنها زدن و حتی در دایرۀ همین موهومات، از ساختارهای منطقی بهره گرفتن.» (زبان شعر در نثر صوفیه، ص۲۴۱)
نکتۀ ظریفی که نویسنده در این پاراگراف به آن اشاره کرده و آن را دردناک خوانده است، «امکان بهرهگیری از ساختارهای منطقی در دایرۀ موهومات» است؛ یعنی میتوان خانهای موهوم ساخت که همۀ ساختارهای منطقی را دارا است. دیوار و اتاق و سقف و حیاط و باغچه و... دارد و ارتباط همۀ اجزای آن با یکدیگر منطقی و سنجیده است، اما معمار آن وهم و خیال است. به عبارت دیگر، تفاوت امر موهوم با امر واقعی، در ساختارهای درونی آن دو نیست؛ بلکه چه بسا تناقضهای امر وهمی و برساختۀ ما كمتر از امر واقعی باشد؛ چنانکه دیو از انسان قویتر است و پری از آدمیزاد، زیباتر. تفاوت در جایی دیگر است؛ در واقعی بودن آنها است.
شفیعی در میانۀ همین مقاله میگوید:
«بگذارید در همینجا حرف اصلی خودم را بزنم... فرهنگ غرب، از منطق ارسطو و ویتگناشتاین مایه گرفته و پایههای حسی جهانبینی خود را بر استوارترین صخرههای تجربه بنیان نهاده است، اما فرهنگ ما....»
(همان، ص۲۱۹)
رضا بابایی
۹۶/۱۱/۳۰
@RezaBabaei43
Post #47
385
Forwarded from شفیعی کدکنی
- 👍 3