TGViewer
🔹️تنیده زِ دل🔹️ 🔹️تنیده زِ دل🔹️ @tanidezedel · 538 subscribers
Post #39 852
رفتی، رفتی، ما را فراموش نکنی
انگشوترِ بی‌نگی [=نگین] به انگوش نکنی
رفتی، رفتی از مادرِ نو بسیار
از مادرِ کُهنه خو، فراموش نکنی
(از آوازی چوپانی)

یکی از منابع کم‌نظیر فرهنگ گذشته، خاطرات است.
نمی‌خواهم در باب کتابهای خاطرات و زندگی‌نامه‌ها سخن بگویم. منظور من در این یادداشت، خاطرات شفاهی است. خاطرات شفاهیِ مادربزرگم.
من این بخت را داشتم که از دریچۀ قلب و ذهن مادربزرگم (مادر پدرم) در هوای خراسان کهن، لحظاتی کوتاه، نفس بکشم.
نمی‌توانم گفت که این لحظات امروزه برای من تا چه اندازه غنیمت اند. دریغ دریغ و هزار دریغ که از آن دریاهای عظیم، بویی نصیب من شده است و همان خردگک البته خمیرمایۀ هزار شور و شرار است.
باری می‌خواهم یکی از آن خاطرات را که از مادربزرگم شنیده‌ام، بازگویم امّا افسوس که آن سخنان را آنگاه که از آن صدای محزون و آن گویشِ شگفتِ پُر رنگ و بوی (گویشِ خوافی) بر این صفحات سرد، می‌نشانم، چیزیشان نمی‌ماند و عطرشان و پیچ و تابشان، یکسره بی‌مقدار و زایل می‌گردد. امّا چه چاره که من تشنۀ گفتنم و باید به قدر تشنگی، کام خویش را تر کنم.
مادربزرگم می‌گفت که «پدرِ همین نوع‌پرست‌ها (یکی از فامیل‌های خوافی) زنش مرده بود و او مانده بود و چند کودکِ قد و نیم‌قد.
[به خاطر ندارم چیزی از ازدواج دیگربارۀ او گفته باشد که آیا مدتی بازکشید تا دیگر زنی بستاند یا هرگز زن نخواست.]
باری پدر نوع‌پرست‌ها، خود برای سیر کردنِ کودکانش، همچون زنی «خمیر و پخته» می‌‌کرد. ما [مادربزرگم و دیگر هم‌سالانش] بچه بودیم. به یادم می‌رسد که چون این مرد، تنورش را هیزم می‌انداخت و پایچه‌های اِزارش را ور می‌مالید و کمر می‌بست تا نان به تنور بچسباند، زنان گرداگرد بام‌ها جمع می‌شدند و همچنان که او را در حیاط سرایش بر سرِ تنور می‌نگریستند، آهسته زیر چادرهاشان به حال و روزش می‌گریستند.»

این خاطره برای من، شعری است در رثای آن مهربانی‌های بی‌بدیل که در جانِ مردمان قدیم بوده است.
https://t.me/tanidezedel
Telegram 🔹️تنیده زِ دل🔹️ یادداشت‌های پراکندۀ نویدِ فیروزی (معلّمِ ادبیات فارسی) نقد و نظر: https://t.me/Navidfiruzi
More from @tanidezedel
  1. Sep 3, 2026مُقریْ غیبی، پدرِ عبدالرحمان ما، اغلب، آدم‌های گذشته را نه آن‌گونه که به‌راستی بوده‌اند، ب…
  2. Sep 3, 2026من و مُقریْ غیبی، پدرِ عبدالرحمان
  3. Aug 24, 2026خندۀ خسرو* پیشکش به عاطفه طیّه خسروپرویزِ (حدود ۵۷۰–۶۲۸م) جوان در آغاز پادشاهی با چالش‌های…
  4. Aug 12, 2026در زیبایی و نارواییِ «سه تابلوی مریم» (بخش دو از دو) شادی مضاعفِ پدر مریم از صدور فرمان مش…
  5. Aug 12, 2026در زیبایی و نارواییِ «سه تابلوی مریم» (بخش نخست از دو) اندکی بیش از صد سال پیش، در مردادما…
  6. Aug 6, 2026هر آن کس که دارد هُش و رای و دین پس از مرگ بر من کند آفرین...
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →