TGViewer
🔹️تنیده زِ دل🔹️ 🔹️تنیده زِ دل🔹️ @tanidezedel · 538 subscribers
Post #32 579
«آخر شاهنامه»
(امیدِ واهی، نومیدیِ واهی)

اخوان از آن دسته میهن‌پرستانی بود که آغاز شکست را از آخرِ شاهنامه (حملۀ اعراب) می‌دید. از دیدگاه خِرَد و تاریخ شاید داوری اخوان دقیق و درست نباشد، امّا شاعران با جهان رؤیا و احساس سروکار دارند و مایه و سرمایۀ خویش را از آنجا فراهم می‌آورند.
شعر «آخر شاهنامه» از نظر من یکی از شاهکارهای اخوان است‌؛ این شعر -که شاید به دلیل زبان و تصاویرِ اندک‌پیچیده‌اش، برای مخاطبان عام امروزی، ناآشناست- از نظر هماهنگی میان موسیقی و محتوا، اثری است مثال‌زدنی. «آخر شاهنامه» دو بخش دارد: بخش نخستِ آن (که طولانی است) رؤیایِ حماسی یک چنگِ شکسته را گزارش می‌کند:

«این شکسته چنگ بی‌قانون
گاه گویی خواب می‌بیند...»

راوی شعرْ زیر و بم‌های صدای این چنگ شکسته‌ را برای ما تعبیر می‌کند. در رؤیای این چنگ، پهلوانان باستانی ایران از خواب قرون برخاسته‌اند و برآن‌شده‌اند پایتختِ قرن، این «کژآیین‌قرنِ دیوانه»، را فتح کنند. آنها نشانیِ این پایتخت را باز می‌پرسند امّا این قهرمانان چه تصوّر و شناختی از این قرن دارند؟

«هان، كجاست؟
پايتخت اين كج‌آيين‌قرنِ ديوانه؟
با شبان روشنش چون روز،
روزهای تنگ و تارش، چون شب اندر قعر افسانه.
با قلاع سهمگين سخت و ستوارش
با لئيمانه تبسم كردن دروازه‌هايش، سرد و بيگانه.
 
هان، كجاست؟
پايتخت اين دُژآيين قرنِ پرآشوب.
قرن شكلك‌چهر.
بر گذشته از مدار ماه،
ليك بس دور از قرار مهر.
قرن خون‌آشام،
قرن وحشتناك‌تر پيغام،
كاندران با فضلۀ موهوم مرغ دورپروازی
چار ركن هفت‌ اقليمِ خدا را در زمانی برمی‌آشوبند.
هرچه هستی، هرچه پستی، هرچه بالايی
سخت می‌كوبند.
پاك می‌روبند.»

ذهنیت قهرمانانِ باستانی ما از پایتخت این قرن (عصر مدرنیسم) و زبان عهد دقیانوسی ایشان در بیان ویژگی‌های عصر جدید آیرونی‌ای سخت مضحک ایجاد می‌کند؛ این قهرمانانِ محال‌اندیش می‌خواهند سوار بر کشتی‌هایِ خشم و درحالی‌که بر «کوس»هاشان می‌کوبند، پایتخت این قرن را با شمشیر و تیر(!) فتح کنند:

بر به كشتی‌هایِ خشمِ بادبان از خون،
ما برای فتح سویِ پايتخت قرن می‌آييم.
تا كه هيچستانِ نُه‌تویِ فراخِ اين غبارآلودِ بی‌غم را
با چكاچاك مهيب تيغهامان، تيز
غرّش زهره‌دران كوسهامان، سهم
پرّش خاراشكاف تيرهامان، تند،
نيك بگشاييم.»

رؤیاهای این چنگِ «پریشان‌گوی» آنچنان از واقعیت‌‌های دورۀ سرودن شعر (قرن بیستم) دور است که راوی شعر، بی‌هیچ توضیح و تمهیدی، از این چنگِ رؤیاپرداز می‌خواهد که «پرده دیگر» کند و داستان «رستمِ دستان» را فروگذارد و «داستان پور فرخزاد [رستمِ فرخزاد] را» سرکند. بدین ترتیب، بخش دوم شعر با هبوط از آن خیالاتِ خام به واقعیت‌های تلخ آغاز می‌شود:

«آه، ديگر ما
فاتحان گوژپشت و پير را مانيم.
بر به كشتی‌های موج بادبان از كف،
دل به ياد برّه‌هایِ فرّهی در دشت ايام تهی بسته
تيغهامان زنگ‌خورد و كهنه و خسته،
كوسهامان جاودان خاموش،
تيرهامان بال بشكسته.

گویی آن قهرمانان رؤیایی از آغاز خود می‌دانستند که دورۀ آنها گذشته است و خواب آنها هرگز بیداری‌ای به دنبال نخواهد داشت:
 
ما
فاتحان شهرهای رفته بر باديم .
با صدايی ناتوانتر زانكه بيرون آيد از سينه،
راويان قصه‌های رفته از ياديم...

گاه‌گه بيدار می‌خواهيم شد زين خواب جادويی،
همچو خواب همگنانِ غار،
چشم می‌ماليم و می‌گوييم: آنك، طرفه قصرِ زرنگارِ صبحِ شيرينكار.
ليك بی‌مرگ است دقيانوس!
وای، وای، افسوس.»

بخش‌های نخست و دوم این شعر در نگاه من به ترتیب از «امیدی واهی» و «نومیدی‌ای واهی»، برآمده‌اند‌. امید به گذشته و نومیدی از آینده، هر دو به یک اندازه واهی‌اند. نخستین غیرِممکن است و دومین غیرِاخلاقی.

https://t.me/tanidezedel
Telegram 🔹️تنیده زِ دل🔹️ یادداشت‌های پراکندۀ نویدِ فیروزی (معلّمِ ادبیات فارسی) نقد و نظر: https://t.me/Navidfiruzi
  • 👍 1
More from @tanidezedel
  1. Sep 3, 2026مُقریْ غیبی، پدرِ عبدالرحمان ما، اغلب، آدم‌های گذشته را نه آن‌گونه که به‌راستی بوده‌اند، ب…
  2. Sep 3, 2026من و مُقریْ غیبی، پدرِ عبدالرحمان
  3. Aug 24, 2026خندۀ خسرو* پیشکش به عاطفه طیّه خسروپرویزِ (حدود ۵۷۰–۶۲۸م) جوان در آغاز پادشاهی با چالش‌های…
  4. Aug 12, 2026در زیبایی و نارواییِ «سه تابلوی مریم» (بخش دو از دو) شادی مضاعفِ پدر مریم از صدور فرمان مش…
  5. Aug 12, 2026در زیبایی و نارواییِ «سه تابلوی مریم» (بخش نخست از دو) اندکی بیش از صد سال پیش، در مردادما…
  6. Aug 6, 2026هر آن کس که دارد هُش و رای و دین پس از مرگ بر من کند آفرین...
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →