🔹️تنیده زِ دل🔹️
زین تغابن که خزف میشکند بازارش...
نخستینباری که با معجزۀ حافظ در ساختن ابیات شگفتانگیز مواجه شدم، سالهای پایانی دهۀ هفتاد بود؛ آنگاه دانشجوی کارشناسی بودم. باری یکی از دوستان با حرارت و شعفی زایدالوصف در باب این بیت که «هلالی شد تنم زین غم که با طغرایِ ابرویش که باشد مَه که بنماید ز طاقِ آسمان، ابرو؟» میگفت: اینک معجزه را ببینید. حافظ در این بیت «نُه» بار از «خمیدگان» یاد کرده تا اشارتی پنهان کرده باشد به «نُه» فلک. و در آن عالم نادانیها ما چه معصومانه شگفتزده میشدیم و به پیامبری و معجزۀ حافظ ایمان میآوردیم.
بعدها که تا اندازهای دوغ را از دوشاب و معجزه را از شعبده بازشناختیم، آن شور فرونشست و جای خود را به آهستگی و درنگ داد.
حافظ را در دانشگاه با دکتر حمیدیان گذراندیم و آنچه از او آموختیم تأکید بر «فهم تاریخی» بود. اینکه هرچیز را در زنجیرهای ببینی که در بستر زمان و تاریخ شکل گرفته است. آنگاه میتوانی قلّۀ رفیع شعر حافظ را در رشتهکوهِ پُرشکوه هزار سالۀ شعر فارسی، ببینی. در جایِ خویش و به جایِ خویش.
در روزهای اخیر که شاید نزدیک شدن به یلدا موجب شده است بازارِ حافظ هم چونان بازارِ پسته و اَنار، دیگربار تیز شود، ویدیویی در فضایِ مجازی دستبهدست میشود که مرا به یاد «حافظِ اسطورهایِ شعبدهباز» میاندازد.
ویدیویی که در پی خواهد آمد، بخشی است از گفتوگوی آقای سروشِ صحّت و دکتر رشید کاکاوند در برنامۀ «کتابباز/ کتاب باز» که از شبکۀ نسیمِ صدا و سیما پخش میشود.
در روزهای اخیر چندینبار دیدهام که این کار در فضایِ مجازی به عنوان «شاهکاری بینظیر و بیبدیل در شرح ابیاتی از حافظ» معرفی میشود.
شماری از آن کسان که در برابر این ویدیو ابراز حیرت و شگفتی کردهاند، خود از اهالی ادب و ادبیات اند و بههر-روی در این حوزه، از دور یا نزدیک، دستی بر آتش دارند.
در نگاه و نظر من، این برداشتهای آقای دکتر کاکاوند، هرچند بیراه نیست و بیسابقه هم نیست، برداشتی است شخصی و بینمک و آمیزهای است از تخیّل و سخن گفتن به مقتضای «پسندِ» مخاطبِ خامِ شعبدهپسند.
مخاطبی که بیش از آنکه به شناخت علمی و تاریخیِ پدیدهها متمایل باشد، به شعبده و هیجان، تمایل دارد.
اتفاقاً در توضیح بیت نخستِ ویدیو، من از دوستی تعبیری دیگر شنیدم که شاید به همان اندازه، شنیدنی باشد: تکرار این «س»ها از ذکر «سبحان الله» برمیآید چراکه شنونده از این ذکر نیز جز صدای «س»، نمیشنود.
در توضیح بیت دوم این ویدیو سخن از بر-هم نخوردن و بر-هم خوردنِ لبها در ادای کلمات مصرعِ نخست و دوم است. چنانکه میدانیم در میان تفنّنهایِ «بدیع» در بلاغت کهن، از صنایع «واصلُ الشَفَتین» و «واسعُ الشَفَتین» سخن گفتهاند. البته این تفنّنها نیز در اندازۀ خویش، جالب اند اما اگر دربارۀ شعر حافظ چنان سخن بگوییم که مخاطب ما این تفنّنها را اوج هنر حافظ بداند، جایِ دریغ است.
دربارۀ جنبههای ادبی و هنری و بلاغیِ شعرِ حافظ حرفهایی حسابیتر و علمیتر و سنجیدهتر از این گفتهاند و میتوان آنها را نقل کرد و البته سخن از این صنایع در جای خود نیکوست، امّا شاید در روزگار ما و در شرایط تاریخی ما، گفتن از نگاه واقعبینانۀ حافظ به انسان و موقعیت دشوار او در منگنۀ حیوانی و فرشتگی و نیز ریاستیزی بیامانِ او و دردی که از دیندارانِ بیدین میکشید، بهتر و اولیتر باشد.
https://t.me/tanidezedel
Post #26
1.99K