TGViewer
🔹️تنیده زِ دل🔹️ 🔹️تنیده زِ دل🔹️ @tanidezedel · 538 subscribers
Post #13 6.78K
🔹️تنیده زِ دل🔹️

«زاغاب» بودن!

گشت غمناک دل و جانِ عقاب
چو از او دور شد ایّامِ شباب...
شعرِ «عقابِ» مرحوم دکتر پرویز ناتلِ خانلری، یکی از شعرهایِ ارزشمند ادب معاصر فارسی است؛ در چندسالِ اخیر، این شعر، همواره، یکی از متن‌هایی بوده است که من در کلاس‌های خود آن را خوانده‌ام و دربارۀ آن با دانشجویان‌ام سخن گفته‌ام.
به‌راستی، قصّه، تصاویر، گفت‌و‌گو‌ها و موضوعِ اخلاقی‌تراژیکِ این شعر بسیار تأثیرگذار است؛ و البته همۀ این‌ها در خدمتِ یک چیز: ساختن یک قهرمان؛ «شاهِ هوا»؛ «عقاب».
به بچه‌ها گفته‌ام که اگر بخواهیم از منظرِ نقدِ اخلاقی، این میراثِ ناگوارِ آموزشِ ادبیات و هنر، به شعر عقاب بنگریم، تمامِ شعر را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: «زندگیِ شرافت‌مندانۀ کوتاه‌مدت از عمر درازِ خفّت‌بار، ارجمندتر است.»
بازگفته‌ام اگر همین جمله، شعاری بر دیواری شود، نگاه کسی را به دنبال نخواهد کشاند و در میان این‌همه شعار که سالهاست بر دیوارهاست، در آفتاب، خواهد پوسید.
آن‌گاه از ایشان درخواسته‌ام که در بابِ این شعر، سخن بگویند؛ و اگر نقدِ اخلاقی متنِ ادبی، راه را بر هر نگاهی دیگر و احساسی نزدیک‌تر، بسته باشد و ایشان به «باید»ی و «نباید»ی بسنده کنند، با طرح پرسش‌هایی کوشیده‌ام آیینۀ متن را در برابر ایشان و خود، بنشانم تا در آن بهتر بنگریم و خویش را بازیابیم.
پرسیده‌ام، آنها دوست دارند کدام شخصیت داستان باشند؟
و بی-درنگ پاسخ شنیده‌ام: عقاب!
و آنگاه که در دشواریِ عقاب‌بودن سخن گفته‌ام و ایشان را بازپرسیده‌ام که آیا به‌راستی حاضر‌اند، در همین روزگارِ جوانی، جان بر سرِ آرمان و باور و شوری، بگذارند؟ حرف‌های دیگری شنیده‌ام. از جمله این سخنِ «ساخت‌شکنانه» را که، که گفته است زاغ، زندگیِ پستی دارد؟ او هرچند مردارخوار است امّا دستِ کم، آزاری به دیگر حیوانات نمی‌رساند و ترسی در دل ایشان نمی‌اندازد و چه بسا از این زاویه بتوانیم گفت، زندگی‌ای شرافتمندانه‌تر از عقاب دارد! مگر خودِ شاعر در آغازِ شعر، عقاب را چنین تصویر نکرده:
صبحگاهی ز پیِ چارۀ کار
گشت بر بادِ سبک‌سیر، سوار
گله، کاهنگِ چرا داشت به دشت
ناگه از وحشت، پُر ولوله گشت
وآن شبان، بیم‌زده، دل‌نگران
شد پیِ برّۀ نوزاد، دوان
کبک، در دامن خاری آویخت
مار، پیچید و به سوراخ گریخت
و مگر در ادامه چنین نیاورده است که:
سینۀ کبک و تذرو و تیهو
تازه و گرم-شده طعمۀ او
زاغ هرچه باشد، دیگرآزار و هم‌نوع خوار نیست!
پاسخ شماری دیگر از این هم جالب‌تر است. ایشان برآن‌اند که چرا باید انتخابِ‌مان را در یکی از این دو قطبِ متقابل (زاغ و عقاب) محدود کنیم؟ می‌توان هم زندگیِ شرافتمندانۀ عقاب را داشت و هم عمرِ درازِ زاغ را. مگر همه آن کسان که عمر دراز داشته‌اند، زندگی‌هاشان پست و خفّت‌بار بوده است؟ بدیشان می‌گویم یعنی می‌فرمائید می‌توان «زاغاب» بود؟ می‌گویند: آری! چرا نمی-توان؟

#پرویز_ناتل_خانلری

https://t.me/tanidezedel
Telegram 🔹️تنیده زِ دل🔹️ یادداشت‌های پراکندۀ نویدِ فیروزی (معلّمِ ادبیات فارسی) نقد و نظر: https://t.me/Navidfiruzi
  • 👍 2
More from @tanidezedel
  1. Sep 3, 2026مُقریْ غیبی، پدرِ عبدالرحمان ما، اغلب، آدم‌های گذشته را نه آن‌گونه که به‌راستی بوده‌اند، ب…
  2. Sep 3, 2026من و مُقریْ غیبی، پدرِ عبدالرحمان
  3. Aug 24, 2026خندۀ خسرو* پیشکش به عاطفه طیّه خسروپرویزِ (حدود ۵۷۰–۶۲۸م) جوان در آغاز پادشاهی با چالش‌های…
  4. Aug 12, 2026در زیبایی و نارواییِ «سه تابلوی مریم» (بخش دو از دو) شادی مضاعفِ پدر مریم از صدور فرمان مش…
  5. Aug 12, 2026در زیبایی و نارواییِ «سه تابلوی مریم» (بخش نخست از دو) اندکی بیش از صد سال پیش، در مردادما…
  6. Aug 6, 2026هر آن کس که دارد هُش و رای و دین پس از مرگ بر من کند آفرین...
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →