زوانِ* سراینده و رایِ سُست
جز از رنج بر پادشاهی نجُست
وقتی انوشیروان به جنگ قیصر روم میرود و شهرهای رومیان را یکیک میگُشاید و به پایتخت ایشان نزدیک میشود، قیصر از اینکه پیش از آن با دادن شعارِ جنگ و بیاندیشۀ عواقب آن موجب چنین وضعیتی شده است، پشیمان و پریشان میگردد:
بپیچید قیصر زِ گفتار خویش
بزرگانِ فرزانه را خواند پیش
ز نوشینروان شد دلِش پُرهراس
همی رای زد روز و شب در سه پاس
بدو گفت موبد که این رای نیست
که با رزمِ خسرو تو را پای نیست،
برآرند از این مرزِ آباد، خاک
شود کردهی قیصر اندر مَغاک
زوانِ سراینده و رایِ سُست
جز از رنج بر پادشاهی نجُست
(شاهنامه، چاپ خالقی مطلق، جلد ۷، نوشینروان، ابیات ۷۰۱-۷۰۵).
* تلفّظِ کهنتر زبان.
Post #102
932
- 👍 12
- 👏 3