یکی از دین شناسان معروف که روش دین شناسیاش پدیدارشناسانه است، میگوید که هر دینی را میتوان به صورت سه دایره که همدیگر را احاطه کردهاند، تصویر کرد که در مرکز آن دایره کوچک وسطی تجربههای دینی پیروان آن دین قرار دارد. در دایرهی بیرونی آموزههاي اخلاقی و اعتقادی وجود دارد و در دایرهی سوم اعمال و شعائر قرار دارد.
موقعی برای یک دین بحران اتفاق میافتد که این سه محتوا ـ که در این دایره های گوناگون هست ـ همخوانی خود را با هم از دست بدهند. آموزههای اعتقادی و آموزههای اخلاقی، تفسیر شایسته و درست آن دغدغههای درونی نباشد و یا آن اعمال و شعائری که انجام داده میشود، تناسبی با این آموزههای اعتقادی و اخلاقی نداشته باشد. برای مثال، این آموزههای عقیدتی و اخلاقی هیچ نوع رازی را برای آنها تفسیر نمیکنند؛ زیرا مثلاً ابزار قدرت شدهاند یا شکل آن اعمال دینی وقتی که در جامعه انجام میگیرد (نماز خواندنها، روزه گرفتنها، انفاق ها)، شکلهای دینی است، اما برآورده کنندهی آن دغدغههای درونی نیست، بلکه به شکل عادت در آمده است. درست در همین جاست که رابطهی دین با جامعه و فرهنگ خود را نشان میدهد.
استاد محمد مجتهد شبستري
@Tafakkor
Post #28364
1.66K
- 👍 24