«ما دیگر جوان نیستیم. دیگر نمیخواهیم جهان را به تسخیر خود درآوریم. ما در حال گریزیم. از خودمان میگریزیم. از زندگی خودمان. هجده ساله بودیم و تازه شروع کرده بودیم به عشق ورزیدن به زندگی و جهان؛ و ناچار شدیم آن را تکهتکه کنیم.»
از کتاب در غرب خبری نیست
اریش ماریا رمارک
تفسیر:
اریش ماریا رمارک در این جمله، صدای نسلی است که جنگ از آنها دزدیده است؛ نه فقط جوانیشان را، که ایمانشان به زندگی را. آنها در آستانهٔ عاشقشدن بودند که تاریخ، اسلحه به دستشان داد. حالا دیگر نه شورِ فتح دارند، نه امیدی به آینده. تنها چیزی که مانده، گریز است؛ گریز از خود، از خاطرهها، از زندگیای که هرگز نزیستهاند. این تلخترین زخم جنگ است؛ نه کشتهشدن، بلکه زندهماندنی که از درون ویران است. رمارک اینجا هیچ قهرمانی نمیسازد، فقط حقیقت را رو میکند: جنگ، حتی بازماندگانش را هم میکُشد.
@Tafakkor
Post #28338
964
- 👍 31