TGViewer
Channel Public Channel
تابستون برفی"

تابستون برفی"

@tabestonebarfi

𝑪𝒂𝒔𝒕𝒊𝒆𝒍, 𝒘𝒂𝒏𝒅𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒓𝒐𝒖𝒈𝒉 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒏𝒐𝒘.
𝑩𝒖𝒊𝒍𝒅, 𝒘𝒂𝒕𝒄𝒉𝒊𝒏𝒈 𝒆𝒗𝒆𝒓𝒚𝒐𝒏𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒆 𝒐𝒏𝒆 𝒃𝒚 𝒐𝒏𝒆.
𝑾𝒂𝒓, 𝒍𝒆𝒇𝒕 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒂 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒄𝒐𝒖𝒍𝒅 𝒏𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒓𝒆𝒂𝒄𝒉.
Subscribers
35
Photos
45
Videos
10
Links
3

Showing posts older than #788 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #778 154
تابستون برفی" 🫠 Sticker
  • ☃ 1
Post #774 153
قاصدکِ‌غمگین؛ Mhmm… خر شدم، میپذیرم ازت

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram

  • ☃ 1
Post #732 145
هیچکس به اندازه‌ی من فقر رو درک نمیکنه.
  • ☃ 1
Post #730 139
  • ☃ 1
Post #728 115
لطفا هیچوقت از من انتظار نداشته باش چون تو پدرتو دوست داری منم بتونم مردی رو دوست داشته باشم که برای من فقط اسم " پدر " رو یدک میکشه.

مردی که حتی اسمشم روی صفحه‌ی گوشیم منو میترسونه و عصبیم میکنه.

مردی که صدای قدماش، صداش، حتی شنیدن اسمش میتونه بدنمو به همون جایی برگردونه که سال‌هاست سعی میکنم ازش فرار کنم.

مردی که بخش بزرگی از کابوسامه و شاید یکی از اصلی‌ترین دلایلیه که هنوز باید برای چیزایی که ازشون گذشته با خودم بجنگم.

مردی که باعث شد نفهمم بچگی و نوجوونی یعنی چی.

مردی که از یه بچه، یه نگهبان ساخت.. کسی که به‌ جای بازی کردن، حواسش به صدای دعوا بود و به جای خوابیدن، بیدار میموند تا از دعوای بعدی جلوگیری کنه.

مردی که باعث شد از خوابیدن بترسم چون هر بار که چشمامو میبستم مطمئن نبودم دفعه‌ی بعد که بازشون میکنم هنوز خانوادمو داشته باشم.

مردی که باعث شد حتی از مرگ خودم هم بترسم. نه فقط برای خودم.. برای اینکه همیشه با خودم فکر میکردم اگه من نباشم کی از اونا در برابرش محافظت میکنه؟ اگه من بمیرم کی جلوی اتفاق بعدیو میگیره؟

مردی که باعث شد سال‌ها تصور کنم ممکنه وقتی از خونه بیرون میرم.. عزیزترین آدمام وقتی برمیگردم ممکنه دیگه زنده نباشن.

باعث شد مرگ، توی ذهنم بیشتر از اینکه درباره‌ی خودم باشه، همیشه تصویری از مردن به دست اون و از دست دادن آدم‌هایی باشه که دوستشون داشتم.

باعث شد تصویرم از مردا و پدرا خراب بشه طوری که گاهی با خودم فکر کنم شاید آدمایی که پدرشونو از دست دادن از من زندگی بهتری دارن.

مردی که به‌جای اینکه اولین تصویرم از امنیت باشه تبدیل شد به یکی از ترسناک‌ترین آدمای زندگیم و دلیل بیشتر کابوسام و تروماهام.

مردی که هیچوقت کوچیک‌ترین تلاشی نکرد بهم ثابت کنه میتونم ارزشمند باشم..

مردی که هیچوقت نتونستم کنارش و از نگاهش احساس امنیت کنم.

مردی که هیچوقت تلاشی نکرد بهم بفهمونه کافیم.. نه به اندازه‌ی کافی دوست‌داشتنی.. نه به اندازه‌ی کافی مهم.. نه حتی به اندازه‌ای که برای خاطر من بخواد چیزیو تغییر بده.

مردی که باعث شد از خودم خجالت بکشم.. از حرفام.. از کارام.. از تصمیمام.. از چیزایی که دوست دارم.. از چیزایی که میخوام.. و حتی از اشتباهام. طوری که گاهی قبل از اینکه کسی چیزی بگه خودم خودمو محکوم میکنم و با خودم فکر میکنم شاید وجود من کلا اشتباهه.

مردی که باعث شد گاهی باور کنم سزاوار تنبیه و کتک خوردنم.

باعث شد به‌ جای اینکه وقتی اشتباه میکنم دنبال جبران بگردم اول دنبال راهی باشم که خودمو مجازات کنم.

مردی که میدونم حتی بخشی از هویت و گرایش منو هم هیچوقت نمیپذیره و بهم به چشم یه موجود غیرعادی و عجیب نگاه میکنه.

مردی که باعث شد باور کنم من فقط برای محافظت از بقیه ساخته شدم..

مردی که حتی امروزم میتونه دلیل تصمیمایی باشه که برای زندگی خودم میگیرم.. اینکه کجا بمونم.. کجا نرم.. چه کاریو ادامه بدم و از چی بترسم.

و شاید تلخ‌ترین قسمت ماجرا اینه که من هنوز گاهی دلم میخواد یه بار.. فقط یه بار.. همونطور ببینمش که بقیه راجب پدرشون میگن.

اگه تو پدری داری که دوستش داری.. اگه وقتی اسمش روی گوشیت میوفته لبخند میزنی.. اگه کنارش احساس امنیت میکنی.. من واقعا خوشحالم برات.
ولی از من انتظار نداشته باش چیزیو که تو از پدرت گرفتی منم از پدرم گرفته باشم و از من انتظار نداشته باش وقتی امن‌ترین مرد زندگی من امن نبوده خیلی آسون باور کنم بقیه مردا هم امنن و همچنین ازم انتظار نداشته باش مثل یه آدم بی‌احساس رفتار کنم و بگم مهم نیست و وانمود کنم که همچی عالیه و من زیادی حساسم.. زیادی انتظار دارم.. یا دارم برای جلب توجه این حرفا رو میزنم و خودمو قربانی جلوه میدم و هیچ آسیبی ندیدم.

من ازت نمیخوام بهم ترحم کنی.. فقط ازت میخوام اگه پدرتو دوست داری.. خوشحال باشی که همچین چیزی نصیبت شده.. نه اینکه از من بخوای برای داشتن چیزی که هیچوقت نداشتم احساس گناه کنم یا معتقد باشم چون پدر تو مرد خوبیه اونم مرد خوبیه.
  • ☃ 2
Post #727 32
یه قضیه‌ای رو میخوام برای همیشه ببندم و تموم شه بره.
  • ☃ 1
Post #723 54
میخوام از کارم استعفا بدم.
  • ☃ 1
Post #722 58
It's not one thing I hate about myself.
It's almost everything.
My thoughts, my choices, my reactions, my heart.
I keep looking at myself and wondering how I became someone I can't stand.
  • ☃ 1
Post #720 33
𝑰 𝒅𝒐𝒏'𝒕 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒑𝒆𝒓𝒔𝒐𝒏 𝑰 𝒂𝒎.
𝑰 𝒅𝒐𝒏'𝒕 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒘𝒂𝒚 𝑰 𝒇𝒆𝒆𝒍, 𝒕𝒉𝒆 𝒘𝒂𝒚 𝑰 𝒓𝒆𝒂𝒄𝒕,
𝒕𝒉𝒆 𝒘𝒂𝒚 𝑰 𝒄𝒂𝒓𝒆 𝒕𝒐𝒐 𝒎𝒖𝒄𝒉 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒕𝒊𝒍𝒍 𝒔𝒐𝒎𝒆𝒉𝒐𝒘 𝒈𝒆𝒕 𝒆𝒗𝒆𝒓𝒚𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈 𝒘𝒓𝒐𝒏𝒈.
𝑺𝒐𝒎𝒆 𝒅𝒂𝒚𝒔, 𝒃𝒆𝒊𝒏𝒈 𝒎𝒚𝒔𝒆𝒍𝒇 𝒇𝒆𝒆𝒍𝒔 𝒖𝒏𝒃𝒆𝒂𝒓𝒂𝒃𝒍𝒚 𝒆𝒙𝒉𝒂𝒖𝒔𝒕𝒊𝒏𝒈.
  • ☃ 1
Post #718 23
I keep showing up for people,
yet somehow leave no trace behind.
Like I was there,
but never enough to make a difference.
  • ☃ 1
Post #716 25
𝑰 𝒄𝒂𝒏 𝒍𝒊𝒔𝒕𝒆𝒏. 𝑰 𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒂𝒚. 𝑰 𝒄𝒂𝒏 𝒄𝒂𝒓𝒆.
𝑨𝒏𝒅 𝒔𝒐𝒎𝒆𝒉𝒐𝒘, 𝒏𝒐𝒏𝒆 𝒐𝒇 𝒊𝒕 𝒔𝒆𝒆𝒎𝒔 𝒕𝒐 𝒄𝒉𝒂𝒏𝒈𝒆 𝒂 𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈.
𝑴𝒂𝒚𝒃𝒆 𝒕𝒉𝒂𝒕'𝒔 𝒘𝒉𝒂𝒕 𝒉𝒖𝒓𝒕𝒔 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒐𝒔𝒕.
  • ☃ 1
Post #714 25
I think I hate myself more than I ever have.
Not because I don't care,
but because no matter how much I try,
I never seem to make anything better for anyone.
  • ☃ 1
Post #709 29
" نذارید بمیرم هفت روز دیگه عروسیمه "
  • ☃ 1
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →