گازوئیل؛ گلوگاه کمتر دیدهشده اقتصاد جهان
افزایش قیمت گازوئیل میتواند هزینههای اقتصاد را بسیار فراتر از جایگاههای سوخت بالا ببرد. این سوخت در کشاورزی و حملونقل بار نقش مهمی دارد؛ بنابراین گرانی آن، هم تولید محصولات را پرهزینهتر میکند و هم رساندن آنها به مصرفکننده را. حتی خانوارهایی که خودروی دیزلی ندارند، ممکن است هزینه این بحران را در خرید روزمره خود بپردازند.
یکی از نکات اصلی مطرح شده توسط آدام توز، تفاوت میان دسترسی به نفت خام و دسترسی به سوخت قابلمصرف است. عرضه نفت بهتنهایی تضمین نمیکند که گازوئیل کافی در بازار وجود داشته باشد. پالایشگاهها باید بتوانند نفت را به فرآوردههای موردنیاز تبدیل کنند و این محصولات نیز باید به بازار مصرف برسند. اختلال در هر یک از این مراحل میتواند بازار گازوئیل را تحت فشار بگذارد.
در تحلیل مطرحشده، جنگ ایران و اختلال در تنگه هرمز، همراه با حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه، دو عامل مهم فشار بر عرضهاند. در چنین شرایطی، توجه صرف به قیمت نفت خام تصویر کاملی از بحران نمیدهد؛ وضعیت پالایشگاهها و تجارت فرآوردههای نفتی نیز تعیینکننده است.
اروپا از این نظر آسیبپذیری ویژهای دارد. سیاستهای چند دهه گذشته، استفاده از خودروهای دیزلی را در این قاره گسترش داد، اما تأمین گازوئیل به واردات وابسته ماند. اکنون این وابستگی، اروپا را در برابر اختلال عرضه خارجی حساس کرده است. در مقابل، کشورهایی مانند آمریکا، هند، کره جنوبی و چین، بهواسطه ظرفیت پالایشی خود، امکان بیشتری برای اثرگذاری بر بازار دارند.
پیام اقتصادی این بحث روشن است: قدرت در بازار انرژی تنها به ذخایر و تولید نفت وابسته نیست؛ توان تبدیل نفت به سوخت موردنیاز نیز اهمیت راهبردی دارد. وقتی گازوئیل کمیاب یا گران میشود، فشار از پالایشگاه و بندر به مزرعه، شبکه حملونقل و در نهایت سفره خانوار منتقل میشود.
📱@suqona
Post #1371
122

- 👍 3