مقالات و مقولاتی در باب تصوّف و تصوّفپژوهی و تاریخ تصوّفپژوهی در غرب
کانال دیگر:
@ImaginesSacrae
جهت ارتباط با نویسندهٔ کانال:
t.me/SufismAndSufiStudies?direct
Post #259
342

«دانهٔ خالِ رخ و زلف بهشتیرویان
دانه و دام شد آن آدم افلاکی را
زاهد از آب خرابات همان به که نخورد
حیفْ ناپاک خورَد آبِ بدان پاکی را»
(آقا محمدرضا قمشهای متخلص به صهبا)
میرزا جهانگیر خان قشقایی نخستین دیدار خود با صهبا را چنین حکایت میکند:
«برای تحصيل حکمت و عرفان خدمت علامه مرحوم میرزا محمد رضا قمشهای به تهران آمدم. ديدم هيچ جنبهٔ علمایی ندارد و به کرباس فروشان میماند، اما در حال جذبه، از خدمتش طلب درس کردم، فرمود: فردا به خرابات آی!
خرابات محلی بود بيرون خندق، و درويشی در آن قهوه خانهای داشت که محل تردد اهل ذوق بود؛ فردا به آنجا رفتم و ديدم در خلوتگاهی بر حصير نشسته، کتاب اسفار ملاصدرا را گشودم، ولی استاد آن را از سينه برخواند و چنان تحقيقی کرد که مرا به وجد آورد و از خود بی خود شدم و نمانده بود ديوانه شوم و استاد آن حالت من دريافت و این مصرع مولوی را فرمود:
قُوَتِ می، بشکند اِبريق را!»
(تاریخ حکما، استاد صدوقی سها)
🖼 میرزا جهانگیر خان قشقایی
@SufismAndSufiStudies
دانه و دام شد آن آدم افلاکی را
زاهد از آب خرابات همان به که نخورد
حیفْ ناپاک خورَد آبِ بدان پاکی را»
(آقا محمدرضا قمشهای متخلص به صهبا)
میرزا جهانگیر خان قشقایی نخستین دیدار خود با صهبا را چنین حکایت میکند:
«برای تحصيل حکمت و عرفان خدمت علامه مرحوم میرزا محمد رضا قمشهای به تهران آمدم. ديدم هيچ جنبهٔ علمایی ندارد و به کرباس فروشان میماند، اما در حال جذبه، از خدمتش طلب درس کردم، فرمود: فردا به خرابات آی!
خرابات محلی بود بيرون خندق، و درويشی در آن قهوه خانهای داشت که محل تردد اهل ذوق بود؛ فردا به آنجا رفتم و ديدم در خلوتگاهی بر حصير نشسته، کتاب اسفار ملاصدرا را گشودم، ولی استاد آن را از سينه برخواند و چنان تحقيقی کرد که مرا به وجد آورد و از خود بی خود شدم و نمانده بود ديوانه شوم و استاد آن حالت من دريافت و این مصرع مولوی را فرمود:
قُوَتِ می، بشکند اِبريق را!»
(تاریخ حکما، استاد صدوقی سها)
🖼 میرزا جهانگیر خان قشقایی
@SufismAndSufiStudies
- ❤ 12
- 🙏 1






