چشم ها؛
حکمتِ نامانوسی بر این دو آبگینهست. در آیین آمده، الوه وجود فانی را از خاک ساخت، قلب را با مشت خاکی از دستینهی عقول، اما جنس و راز عیون چیست؟
ارج بر بی ارجِ تمام استشعار، چشم؛
دریچهی مینوست.
انسان با چشم ناطق است حتی اگر مرجان بر هم دوخته باشند.
انسان با چشم فغان می اورد.
چشم ها سهش انسان را از خود میرانند.
لعل میتواند دروغ گوید و حتی در درد هم بخندد، اما چشمی دیده اید که موهومی به جا آورد؟
تحسر، اسف، رشک، نشاط، مقت ، الفت، عشق و عشق و عشق!
از چشم ریشه دواندند.