بهعنوان یک پرفورمنس کوچ که رویکرد تفکر سیستمی را در کارتیمی بسیار موثر میدانم، در کار با تیمهای مختلف سازمانی، بارها دیدهام که وقتی عملکرد یک نفر پایین میآید، اولین واکنش مدیر این است:
مشکل این فرد است؛ باید اصلاحش کنیم.
اما تفکر سیستمی سؤال متفاوتی میپرسد:
«چه چیزی در سیستم باعث شده این فرد اینگونه عمل کند؟»
تیم فقط مجموعهای از افراد نیست؛ کیفیت عملکرد تیم از کیفیت تعاملات بین افراد شکل میگیرد.
گاهی چیزی که ما «ضعف یک فرد» میبینیم، نتیجهی ابهام در وظایف، جریان ضعیف اطلاعات، تقسیم نامناسب کار یا دیر رسیدن بازخورد است.
مثلاً اگر کیفیت کار یک نفر پایین است، قبل از قضاوت درباره خودش بپرسیم:
- آیا دقیقاً میداند چه چیزی از او انتظار میرود؟
- آیا اطلاعات لازم را بهموقع دریافت میکند؟
- آیا فرآیند کار بین او و سایر اعضای تیم درست طراحی شده؟
- آیا بازخورد بهموقع دریافت میکند؟
مدیر غیرسیستمی معمولاً به دنبال «حلقه ضعیف» میگردد؛
مدیر سیستمی به دنبال «رابطه یا فرآیندی است که عملکرد را شکل میدهد.»
چون اگر فقط یک نفر را اصلاح یا حذف کنیم، اما سیستم همان باشد، ممکن است خیلی زود فرد دیگری نقش حلقه ضعیف را بگیرد.
از نگاه من بهعنوان پرفورمنس کوچ، یکی از مهمترین تغییرات در رهبری تیم های کاری این است:
بهجای اینکه فقط افراد را اصلاح کنیم، شرایطی را اصلاح کنیم که عملکرد افراد در آن شکل میگیرد.
گاهی لازم نیست «آدم را عوض کنیم؛
کافی است نحوهی پیوند او با سیستم را تغییر دهیم.
و اکنون یک پرسش از شما که بعنوان یک مدیر با تیم های کاری درارتباطید :
آخرین باری که عملکرد یکی از اعضای تیمتان پایین بود، چقدر روی خودِ فرد تمرکز کردید و چقدر به سیستمی که عملکرد او را شکل میدهد نگاه کردید؟
اگر امروز همان مسئله دوباره تکرار شود،
چه چیزی را در سیستم، تعاملات یا فرآیندها بررسی خواهید کرد که شاید قبلاً ندیده بودید؟
✍️ رویا رضایی، 1 مهرماه 1405
https://cdn.imgurl.ir/uploads/l034558_images.jpg
Post #894
309