TGViewer
Channel Public Channel
به سوی ملکوت

به سوی ملکوت

@sooyemalakout

🌏کانالی مستقل در جهت یاد خدا و آخرت

تبلیغات👈https://t.me/+YWeD0akkhwkyMTI0



کانال دوم ما 👈 @hoghogh_20
Subscribers
26.8K
Photos
11K
Videos
9K
Links
720
Recent Posts 20 shown
Post #62978 253
روزی حضرت موسی ( ع ) در خلوت خویش از خدایش سئوال می کند : آیا کسی هست که با من وارد بهشت گردد ؟ خطاب میرسد : آری ! حضرت موسی با حیرت می پرسد : آن شخص کیست ؟ خطاب میرسد : او مرد قصابی است در فلان محله ، حضرت موسی می پرسد : میتوانم به دیدن او بروم ؟ خطاب میرسد : مانعی ندارد !

فردای آن روز حضرت موسی به محل مربوطه رفته و مرد قصاب را ملاقات می کند و می گید : من مسافری گم کرده راه هستم ، آیا می توانم شبی را مهمان تو باشم ؟ قصاب در جواب می گوید : مهمان حبیب خداست ، لختی بنشین تا کارم را انجام دهم ، آن گاه با هم به خانه می رویم ، حضرت موسی با کنجکاوی وافری به حرکات مرد قصاب می نگرد و می بیند که او قسمتی از گوشت ران گوسفند را برید و قسمتی از جگر آنرا جدا کرد در پارچه ای پیچید و...

کنار گذاشت . ساعاتی بعد قصاب می گوید : کار من تمام است برویم ، سپس با حضرت موسی به خانه قصاب می روند و به محض ورود به خانه ، رو به حضرت موسی کرده و می گوید : لحظه ای تامل کن ! حضرت موسی مشاهده می کند که طنابی را به درختی در حیاط بسته ، آنرا باز کرده و آرام آرام طناب را شل کرد . شیئی در وسط توری که مانند تورهای ماهیگیری بود نظر حضرت موسی را به خودجلب کرد ، وقتی تور به کف حیاط رسید ، پیرزنی را در میان آن دید با مهربانی دستی بر صورت پیرزن کشید ، سپس با آرامش و صبر و حوصله مقداری غذا به او داد ، دست و صورت او را تمیز کرد و خطاب به پیرزن گفت : مادرجان دیگر کاری نداری ، و پیرزن می گوید : پسرم ان شاءالله که در بهشت همنشین موسی شوی . سپس قصاب پیرزن را مجدداً در داخل تور نهاده بر بالای درخت قرارداده و پیش حضرت موسی آمده و با تبسمی می گوید : او مادر من است و آن قدر پیر شده که مجبورم او را این گونه نگهداری کنم و از همه جالب تر آن که همیشه این دعا را برای من می خواند که " انشاء الله در بهشت با حضرت موسی همنشین شوی ! "
چه دعایی !! آخر من کجا و بهشت کجا ؟ آن هم با حضرت موسی !
حضرت موسی لبخندی می زند و به قصاب می گوید : من موسی هستم و تویقیناً به خاطر دعای مادر در بهشت همنشین من خواهی شد.



@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • ❤ 5
  • 🙏 2
  • 👍 1
Post #62977 219
پیامبراکرم صلی الله علیه وآله فرمودند

روز قیامت هر چشمی گریان است،
مگر چشمی که در عزای حسین(ع) گریسته باشد.

📚بحارالانوار

@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • ❤ 4
  • 😢 4
  • 👎 1
Post #62976 235
"داستان واقعی جوان فقیر کارگر و گوهرشاد خاتون"

"گوهر شاد" یکی از زنان باحجاب بوده همیشه نقاب به صورت داشته و خیلی هم مذهبی بود.

"او می خواست در کنار "حرم امام رضا (ع)" مسجدى بنا کند."

به همه کارگران و معماران اعلام کرد؛ دستمزد شما را دو برابر مى دهم ولى "شرطش" این است که؛
فقط با "وضو" کار کنید و در حال کار با یکدیگر "مجادله و بد زبانى" نکنید و با "احترام" رفتار کنید. "اخلاق اسلامى" را رعایت و "خدا" را یاد کنید.

او به کسانى که به وسیله حیوانات مصالح و بار به محل مسجد می‌آوردند، علاوه بر دستور قبلى گفت؛
سر راه حیوانات "آب و علوفه" قرار دهید و این زبان بسته ها را نزنید و بگذارید هرجا که "تشنه و گرسنه" بودند آب و علف بخورند.
بر آنها "بار سنگین" نزنید و آنها را "اذیت" نکنید. من "مزد شما را دو برابر مى دهم."

گوهرشاد هر روز به سرکشی کارگران به "مسجد" میرفت.
روزى طبق معمول براى سرکشى کارها به محل مسجد رفت بود، در اثر باد مقنعه و حجاب او کمى کنار رفت و یک کارگر جوانى "چهره" او را دید.
جوان بیچاره دل از کف داد و "عشق گوهرشاد" صبر و طاقت از او ربود تا آنجا که بیمار شد و بیمارى او را به "مرگ" نزدیک کرد.

چند روزی بود که به سر کار نمی رفت و گوهر شاد حال او را "جویا شد."
به او خبر دادند جوان بیمار شده لذا به "عیادت" او رفت.

چند روز گذشت و روز به روز حال جوان بدتر میشد. مادرش که احتمال از دست رفتن فرزند را جدى دید "تصمیم گرفت" جریان را به گوش "ملکه گوهرشاد" برساند و گفت؛ اگر جان خودم را هم از دست بدهم مهم نیست.
او موضوع را به گوهرشاد گفت و منتظر "عکس العمل" گوهرشاد بود.
ملکه بعد از شنیدن این حرف با "خوشرویى" گفت: این که مهم نیست چرا زودتر به من نگفتید تا از "ناراحتى یک بنده خدا" "جلوگیرى" کنیم؟
و به مادرش گفت؛ برو به پسرت بگو من براى "ازدواج" با تو آماده هستم ولى قبل از آن باید دو کار صورت بگیرد.
یکى اینکه "مهر" من "چهل روز اعتکاف" توست در این مسجد تازه ساز.
اگر "قبول" دارى به مسجد برو و تا چهل روز فقط "نماز و عبادت خدا" را به جاى آور.
و "شرط دیگر" این است که بعد از آماده شدن تو من باید از شوهرم "طلاق بگیرم."

"حال اگر تو شرط را مى پذیرى کار خود را شروع کن."

جوان عاشق وقتى پیغام گوهر شاد را شنید از این "مژده" درمان شد و گفت؛ چهل روز که چیزى نیست اگر "چهل سال" هم بگویى حاضرم.
جوان رفت و مشغول نماز در مسجد شد به "امید" اینکه پاداش نماز هایش ازدواج و "وصال همسری زیبا بنام گوهرشاد" باشد.
"روز چهلم" گوهر شاد "قاصدى" فرستاد تا از حال جوان خبر بگیرد تا اگر آماده است او هم آماده طلاق باشد.
قاصد به جوان گفت؛ فردا چهل روز تو تمام مى شود و ملکه "منتظر" است تا اگر تو آماده هستى او هم شرط خود را انجام دهد.

جوان عاشق که ابتدا با عشق گوهرشاد به "نماز" پرداخته و حالا پس از چهل روز "حلاوت" نماز کام او را شیرین کرده بود جواب داد:
به گوهر شاد خانم بگویید؛
"اولا "از شما ممنونم و "دوم" اینکه من دیگر نیازى به ازدواج با شما ندارم.

قاصد گفت؛ منظورت چیست؟!
"مگر تو عاشق گوهرشاد نبودى؟!"

جوان گفت؛ آنوقت که "عشق گوهرشاد" من را "بیمار و بى تاب" کرد هنوز با "معشوق حقیقى" آشنا نشده بودم، ولى اکنون "دلم به "عشق خدا" مى طپد "و جز او" معشوقى" نمى خواهم.

من با خدا "مانوس" شدم و فقط با او "آرام" میگیرم.

اما از گوهر شاد هم ممنون هستم که مرا با خداوند "آشنا" کرد و او باعت شد تا معشوق حقیقى را پیدا کنم.

و آن جوان شد "اولین پیش نماز" "مسجد گوهر شاد" و کم کم مطالعات و درسش را ادامه داد و شد یک "فقیه کامل" و او کسی نیست جز؛
"آیت اله شیخ محمد صادق همدانی."

گوهرشاد خانم(همسر شاهرخ میرزا و عروس امیر تیمور گورکانی) سازنده ی مسجد معروف گوهرشاد "مشهد" است.



@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • 👍 4
  • ❤ 3
  • 🙏 3
Post #62975 208
❖
فوق العاده زیباست 👌🌼🍃

شبها نخواب تا اینکه یک ختم قرآن کرده باشی!

👈 روزی رسول خدا "ص" به امام علی "ع" فرمودند: یا علی پنج کلمه از علم برای تو بگویم یا پنج هزار دینار پول به تو بدهم❓

حضرت علی "ع" به پیامبر خدا عرض کردند:
اگر  پنج کلمه علمی به من یاد بدهید بهتر از کل دنیاست.

رسول خدا فرمودند:
-  شبها نخواب تا اینکه یک ختم قرآن را خوانده باشی
-  شبها نخواب تا اینکه هزار دینار صدقه بدهی
- شبها نخواب تا اینکه یک بنده بخری و آزاد کنی
- شبها نخواب تا اینکه خودت را از آتش آزاد کنی
-  شبها نخواب تا اینکه هزار رکعت نماز بخوانی

امام علی "ع" عرض کردند: یا رسول الله مگر در یک شبانه روز می‌شود همه این کارها را انجام داد

پیامبر بزرگوار اسلام فرمودند:
🌸🍃شبها قبل ازخواب سوره توحید، معوذتین (سوره ناس و فلق)، سوره حمد و آیه اول تا آیه پنجم سوره بقره را بخوان که اگر بخوانی  یک ختم قرآن کرده‌ای.

🌸🍃اگر بر من و اهل بیت من ده مرتبه صلوات بفرستی؛ مثل اینکه هزار دینار صدقه دادی.

🌸🍃اگر این عبارت را ده مرتبه بگویی انگار که یک بنده خریده ای و آزاد نموده ای:
« واِذا قَرَأتَ لا اله إلا الله وحدَهُ لاشریک له, له المُلک و له الحَمد یُحیی و یُمیت و هو حیٌ لا یموت بِیَدهِ الخَیر و هو علی کل شیٍ قدیر»

🌸🍃اگر موقع خوابیدن ده مرتبه  بگویی (لا حول ولا قوه إلا بالله العلی العظیم) مثل اینکه خودت را از آتش آزاد کرده ای.

🌸🍃و اگر این ذکر را ده مرتبه بگویی
«یفعل الله ما یشاء به بقدرته و یَحکُم ما یرید به بعزته» یعنی خداوند هر چه بخواهد به قدرت خودش انجام می‌دهد و به هر چه اراده کند حکم می کند، مثل این است که هزار رکعت نماز خوانده‌ای .

@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • ❤ 8
Post #62974 719
7 بار در زندگی خودم را سرزنش کردم:

_مرتبه نخست، وقتی که سعی کردم از راه دورویی، به بزرگی برسم.

_ مرتبه دوم، وقتی در مقابل افلیجان لنگیدم.

_ مرتبه سوم، وقتی که میان سخت و آسان، آسان را انتخاب کردم.

_ مرتبه چهارم، وقتی که اشتباه کردم و خودم را با اشتباه دیگران دلداری دادم.

_ مرتبه پنجم، وقتی که از ترس و ضعف سست شده بودم و سستی خود را به توانمندی وانمود کردم.

_ مرتبه ششم، وقتی که جامه هایم را بالا نگه داشته بودم تا با خاک زندگی برخورد پیدا نکند.

_ مرتبه هفتم، وقتی که در مقابل خداوند به مناجات و راز و نیاز ایستادم و فکر کردم که دعا فضیلتی درخور اوست.

@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • 👍 11
  • 🙏 2
  • 👏 1
Post #62973 671
دو برادر به نام اسماعیل و ابراهیم در یکی از روستاها، ارث پدرشان یک تپه کوچکی بود که یکی در یک سمت و دیگری در سمت دیگر تپه گندم دیم می کاشتند.
اسماعیل همیشه زمین اش باران کافی داشت و محصول برداشت می کرد ولی ابراهیم قبل از پر شدن خوشه ها گندم هایش از تشنگی می سوختند و یا دچار آفت شده و خوراک دام می شدند و یا خوشه های خالی داشتند.

ابراهیم گفت: بیا زمین هایمان را عوض کنیم، زمین تو مرغوب است. اسماعیل عوض کرد، ولی ابراهیم باز محصول اش همان شد.

زمان گندم پاشی زمین در آذرماه، ابراهیم کنار اسماعیل بود و دید که اسماعیل کار خاصی نمی کند و همان کاری می کند که او می کرد و همان بذری را می پاشد که او می پاشید.
در راز این کار حیرت ماند. اسماعیل گفت: من زمانی که گندم بر زمین می ریزم در دلم در این فصل سرما ،پرندگان گرسنه راکه چیزی نیست بخورند، آنها را هم نیت می کنم و گندم بر زمین می ریزم که از این گندم ها بخورند و لی تو دعا می کنی پرنده ای از آن نخورد تا محصولت زیاد تر شود. دوم این که تو آرزو می کنی محصول من کمتر از حاصل تو شود در حالی که من آرزو دارم محصول تو از من بیشتر شود. پس بدان انسان ها نان و میوه دل خود را می خورند. نه نان بازو و قدرت فکرشان را .برو قلب و نیت خود را درست کن و یقین بدان در این حالت ، همه هستی و جهان دست به دست هم خواهند داد تا امورات و کارهای تو را درست کنند.


@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • ❤ 7
  • 👍 4
  • 👏 3
Post #62972 605
وقتی کسی تو را میرنجاند ناراحت نشو...

‏چون این قانون طبیعت است ‏که درختی که میوه شیرین تر دارد...
سنگ بیشتر میخورد


@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • 🙏 3
  • 👍 2
Post #62971 608
🍃شگفتی_آفرینش

🍃سبحان_الله

پرنده ای جالب با چرخش 360 درجه ی گردن!


@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • ❤ 8
  • 👍 2
  • 👏 2
Post #62970 604

Forwarded from مسجد حضرت قائم(عج)

آبروی این پدر را حفظ کنیم ...!

پدر برای درمان خودش و خرید دارو بدهکار شده؛ مادر هم بعد از سکته مغزی، هزینه‌های سنگین درمان روی دست خانواده گذاشته. فرزندانشان هم به‌خاطر همین نداری، هنوز نتوانسته‌اند زندگی خودشان را شروع کنند. شاید ما نتوانیم همه دردهای این خانه را حل کنیم؛ اما می‌توانیم نگذاریم قرضِ بیماری بیشتر از این روی گلویشان فشار بیاورد. هرکس هرچقدر می‌تواند، این خانواده را تنها نگذارد.

نیت #عام کنید تا اگه خدا خواست و مبلغ جمع شد، مازادش خرج فرهنگی، معرفی و سایر هزینه‌های خیریه بشه؛ امور خیریه مسجد حضرت قائم(عج)👇
● 6037997599856011
● 900170000000107026251004
  • 🔥 1
  • 😁 1
Post #62969 743
✅ذکــر_مـعـجزه_آسـا

گویندازامام حسین(ع)روایت شده است
که فرمودند: رسول خدا(ص)فرمودند

جهت قضای حوائج‌ (هفت روز) وهر
روزی هر،یک از این اذکار را(هزارمرتبه)به
این ترتیب بخواندحاجت او رواشود و الا
فردای قیامت دامن گیر من باشد

🍃روزشنبه⇦یَا حَیُ‏ يَاقَيُّومُ‏
🍃روزیکشنبه⇦إِيَّاكَ‏ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ‏ نَسْتَعِينُ‏
🍃روزدوشنبه⇦سُبْحانَ‏ اللَّهِ‏ وَ الْحَمْدُلِلَّهِ‏
🍃روزسه شنبه⇦يااللَّهُ‏ يارَحْمنُ
🍃روزچهارشنبه⇦حسبي‏ اللَّهُ‏ وَ نِعْمَ‏ الْوَكِيلُ
🍃روزپنج شنبه⇦يَا غَفُورُ يَا رَحِيمُ‏
🍃روزجمعه⇦یَا ذَاالْجَلالِ وَالْاكْرامِ‏

📚گوهرشب‌چراغ ج۲ص64


@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • ❤ 8
  • 🥰 1
Post #62968 734
مرحوم حاج شيخ جعفر شوشترى در منبر گفت: من به مسجد مى آمدم، در بين راه الاغی را ديدم كه در زير بار خسته و ناتوان شده بود دلم به حال او سوخت...

همچنان بر حال او مى نگريستم به در خانه اى رسيد، بار از وى برگرفتند مرا ديد كه باز بر او نگاه مى كنم...

با زبان حال" گفت: اى شيخ برو فكرى به حال خود كن من به هر رنج و مشقتى بود بار خود را به منزل رسانيدم ولى تو چه خاكى بر سر خود خواهى ريخت؟

آنگاه گفت: بلى الاغ اگر به نهر آبى برسد كه نتواند از آن بگذرد قدم از قدم بر نمى دارد و بر ضرر خود هرگز اقدام نمى كند

اما تو اى انسان چنين بى پروا به سوى گودال جهنم مى روى... الاغ خود را به آب نمى زند ولى تو خود را به آتش مى زنى.


@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • 👍 8
  • ❤ 6
  • 👏 2
Post #62967 667
🍃 ﺍﮔﺮ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ "ﻏﯿﺒﺖ" ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ
و تهمت میزنیم،

ﺑﺎﻧﮑﻬﺎ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺣﺴﺎﺑﻤﺎﻥ ﺑرداشته ﻭ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻭﺭﺍ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ و بهش تهمت میزنیم،
ﻭﺍﺭﯾﺰ ﮐﻨﻨﺪ...
ﺑﺪﻭﻥ ﺷﮏ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺣﻔﻆ ﺍﻣﻮﺍﻟﻤﺎﻥ ﺳﺎﮐﺖ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ.

ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻓﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻓﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﯼ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵﺗﺮ ﻭ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﻧﺪ؟؟؟
جواب با شما...

❗️ نگذاريد گوشهايتان گواه چيزی باشد که چشمهايتان نديده، نگذاريد زبانتان چيزی را بگويد که قلبتان باور نکرده..
"صادقانه زندگی کنيد

‍🍃زندگیتون پراز دوستی با خدا
🔰🔰🔰🔰


@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • ❤ 6
  • 😢 3
Post #62966 678
✅عبادتهایی که برای آن عذاب می نویسند

✨ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
کسی که کسبش حرام است خداوند هیچ كار خیرى را از او نمی‌ پذیرد، چه آن کارصدقه باشد چه آزاد كردن بنده؛ حج باشد یا عمره و خداوند متعال به عوض پاداش این كارها، گناه براى او ثبت می‌كند و آنچه پس از مرگش باقى میماند توشه دوزخ او خواهد بود.(1)

✨ امام صادق علیه السلام فرمود:
اگر کسی با مالی که از راه حرام بدست آورده است عازم حج شود هنگامی که لبیک می گوید جواب رد به او میدهند که لَا لَبَّیْكَ وَ لَا سَعْدَیْكَ که این نشان از مردودی عمل اوست اما اگر مال او از راه حلال کسب شده باشد پاسخ مثبت به او داده می شود که لَبَّیْكَ وَ سَعْدَیْكَ و این نشان از قبولی عمل او خواهد بود.(2)

✨ امام علی علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام فرمود: به خدا سوگند به خدا سوگند به خدا سوگند کسی که ذره ای مال حرام بخورد در قیامت از رسول خدا صلی الله علیه و آله دور می افتد و از حوض کوثر نمی نوشد و مشمول شفاعت آن حضرت نمی گردد(3)

📚(1) ثواب‏الأعمال، ص282/ الكافی، 5/124/ (3)دعائم‏الإسلام، 2/35
🔰🔰🔰🔰


@hoghogh_20
@sooyemalakout
‌
  • ❤ 6
  • 👍 5
  • 😢 3
  • 👏 1
Post #62965 924
✨﷽✨

خدا متعال ازهرچه بگذرد ،
از حق الناس نمی گذرد ...❗️
حواسمان باشد ...

ﺑﺎ " ﺯباﻥ " ﻣﯿﺸود ﻣﺴﺨﺮﻩ ﮐﺮﺩ ،
ﺑﺎ " ﺯباﻥ " ﻣﯿﺸود ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺩﺍﺩ ...
ﺑﺎ " ﺯباﻥ " ﻣﯿﺸود ﺍﯾﺮﺍﺩ ﮔﺮﻓﺖ ،
با " ﺯباﻥ " ﻣﯿﺸود ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩ ...
با " ﺯباﻥ " ﻣﯿﺸود ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺖ ،
با " ﺯباﻥ " ﻣﯿﺸود ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﺩﺍﺩ ...
با " ﺯباﻥ " ﻣﯿﺸود ﺁﺑﺮﻭ ﺑﺮﺩ ،
ﺑﺎ " ﺯباﻥ " ﻣﯿﺸود ﺁﺑﺮﻭ ﺧﺮﯾﺪ ...
ﺑﺎ " ﺯباﻥ " ﻣﯿﺸود جدایی انداخت ،
با " زبان " میشود آشتی داد ...
با " زبان " میشود آتش زد ،
با " زبان " میشود آتش را خاموش کرد ....

حواسمان به دل و زبانمان باشد " آلوده اش نکنیم ..."

🔰🔰🔰🔰


@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • 👍 12
  • ❤ 1
  • 👏 1
  • 😢 1
Post #62964 848
پسری مادرش را بعد از درگذشت پدرش، به خانه سالمندان برد و هر لحظه از او عیادت می کرد.
یکبار از خانه سالمندان تماسی دریافت کرد که مادرش درحال جان دادن است پس باشتاب رفت تا قبل از اینکه مادرش از دنیا برود، او را ببیند.

از مادرش پرسید:
مادر چه می خواهی برایت انجام دهم؟
مادر گفت:
از تو می خواهم که برای خانه سالمندان پنکه بگذاری چون آنها پنکه ندارند و در یخچال غذاهای خوب بگذاری، چه شبها که بدون غذا خوابیدم. فرزند باتعجب گفت: داری جان می دهی و از من اینها را درخواست می کنی؟
و قبلا به من گلایه نکردی.

مادر پاسخ داد:
بله فرزندم من با این گرما و گرسنگی خو گرفتم وعادت کردم ولی می ترسم تو وقتی فرزندانت در پیری تورا به اینجا می آورند، به گرما و گرسنگی عادت نکنی
🔰🔰🔰🔰


@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • ❤ 9
  • 👍 4
  • 👏 3
Post #62963 886
✨ #پندانـــــــهـــ

#حساب_کتاب

🔥 چوب حراج به آبروی هیچکس نزنید؛
برایتان گران تمام می‌شود!

🌹 خانم جان، آقا جان؛
آنجا که گوشتان را تیز می‌کنید و با چشمانتان، رفتار و اعمال انسان‌ها را برای رو کردن دستشان دنبال می‌کنید؛

دقیقاً در جاده‌ای قــرار گرفته‌اید
که خطر سقوط تهدیدتان می‌کند؛
زیرا آبروی مؤمن، خط قرمز خداست
و شما با بازگو کردن آنچه که شنیده یا حتی دیده‌اید، از این خط قرمز، رد شده‌اید...

💢 آنچه بین او و خدا بود، با کنکاش شما، حالا برای همه برملا شده، و آب ریخته را هرگز نمی‌توان جمع کرد...✗

🔸 و آبرویی که هر لحظه، با نقل به نقل شدن آنچه شما فاش کردید، ریخته می‌شود، نه تنها جمع شدنی‌ نیست؛ بلکه آتشی شده و دامن شما را تا ابد خواهد گرفت...

[ انسانیّت بدون
#ستاریت ممکن نیست ❗️
تمرین کنیم از همین امروز، بجای رونمایی از اشتباه‌های دیگران، پوششی برای خطاهایشان باشیم.]



@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • 👍 3
  • ❤ 1
  • 😢 1
Post #62962 974
چهار نصیحت از بزرگان :

۱. تاحدی کوتاه بیا که تبدیل به کوتاهترین دیوار نشوی

۲. تاحدی مهربان باش که تبدیل به انجام وظیفه نشود

۳. تاحدی گرم و صمیمی باش که انتظار بی‌جا به وجود نیاری

۴.از معاشرت با افرادی که در ظاهر مهربانند و پشت سر اهل بدگویی هستند بپرهیز کنید


‌ ‎‌
@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • 👍 6
  • ❤ 5
Post #62961 1.05K
#داستان_کوتاه

✍یکی از سرمایه داران مدینه وصیت کرد که انبار خرمای او را پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به بینوایان انفاق کند. پس از مرگ او، رسول خدا تمام خرماها را به فقرا داد، آن گاه یک عدد خرمای خشکیده و کم مغز برداشت و به مسلمانان فرمود: سوگند به خدا که اگر خود این مرد، این یک دانه خرما را به بدبخت و گرسنه ای می داد، پاداش آن نزد پروردگار بیش از همه این انبار خرما بود که من به دست خود که پیامبر خدا هستم، به فقرا و بینوایان دادم.

لذا در یک حدیث دیگری پیغمبر اکرم(ص) می فرماید: اگر مرد در زمان حیات خود یک درهم صدقه بدهد، بهتر از یکصد درهم صدقه در موقع مردنش است

📙نمونه معارف اسلامی، ص ۴۱۹
📗جامع احادیث شیعه، ج
۸


@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • 👍 8
  • ❤ 4
  • 🙏 2
Post #62960 954
⁉️چگونه بدون اینکه وقت کم بیاوریم،به تمام کارهایمان برسیم؟

✅اغلب ما گله مندیم از اینکه به اندازه کافی وقت نداریم و به کارهایمان نمیرسیم و ...

🌟معصومین علیه السلام برای حل این مشکل چند راهکار به ما معرفی میکنند:

💟 پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
✨خانه ای که در آن تلاوت قرآن هست وسعت پیدا می کند.هم وسعت مادی و هم وسعت معنوی.
روزانه حداقل 20 آیه تا 50 آیه خوانده شود.

🌕برکت وقت یعنی عمر هفتاد ساله به اندازه دو هزار سال فایده دارد.

💠مرحوم علامه حلی از علمای با عظمت ما است،
تعداد کتاب های ایشان را حساب کردند که ایشان چقدر باید وقت گذاشته باشد که این تعداد کتاب چاپ شده باشد،

❗️ دیدند از وقتی به دنیا آمده است باید روزی هزار خط نوشته باشد تا این تعداد کتاب به دست ما رسیده باشد!

🌹امیرالمومنین علیه السلام شبی هزار رکعت نماز می خواندند. وسعت وقت یعنی همین،
یعنی کار در 16 ساعت را در یک ساعت انجام می دهند.

🌸مثل طی الارض که انسان مسافت های طولانی را با چند قدم می رود!

🌺حضرت زهرا(سلام الله علیها) سرشان شلوغ بود و نمی رسیدند کارهایشان را انجام بدهند
🌟بهمین خاطر پیش پدر بزرگوارشان رفتند و فرمودند :
پدر جان،من کارهایم زیاد است می شود یک خادمی برای من در نظر گرفته شود؟

🌷پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمودند :
چیزی به تو می دهم که از خادم برایت بهتر است.
✨34 بار الله اکبر
✨و 33 بار الحمدلله
✨و 33 بار سبحان الله بخوان،( که تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها نام دارد.)

🌟این تسبیحات یکی از خاصیت هایش گشایش وقت است.

🌹یکی دیگر از راهها،استفاده از آیه عظیم "بسم الله الرحمن الرحیم" هست.

✨ امام رضا علیه السلام از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

❤️خداوند می فرماید: وقتی بنده من اول هر کاری «بسم الله  الرحمن الرحیم»بگوید،بنده من با نام من آغاز كرده است. بر من است كه كارهايش را به انجام رسانم و او را در همه حال، بركت دهم....

📙از بیانات حجت الاسلام عالی



@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • ❤ 17
  • 🥰 1
Post #62959 1.55K
نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت او با سوءاستفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار دلاکی مى کرد و کسى از وضع او خبر نداشت او از این راه هم امرارمعاش می کرد و برایش لذت بخش نیز بود.
گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار توبه اش را می شکست.
روزی دختر شاه به حمام رفت و مشغول استحمام شد.از قضا گوهر گرانبهاىش همانجا مفقود شد ، دختر پادشاه در غضب شد و دستور داد که همه را تفتیش کنند. وقتی نوبت به نصوح رسید او از ترس رسوایی خود را در خزینه حمام پنهان کرد.
وقتی دید مأمورین براى گرفتن اوبه خزینه آمدند به خداى تعالی رو آورد و از روى اخلاص و بصورت قلبی همانجا توبه کرد. ناگهان از بیرون حمام آوازى بلند شد که دست از این بیچاره بردارید که گوهر پیدا شد. پس از او دست برداشتند و نصوح خسته و نالان٬ شکر خدا به جا آورده و از خدمت دختر شاه مرخص شد وبه خانه خود رفت.او عنایت پرودگار را مشاهده کرد. این بود که بر توبه اش ثابت قدم ماند و فوراً از آن کار کناره گرفت.
چند روزی از غیبت او در حمام سپری نشده بود که دختر شاه او را به کار در حمام زنانه دعوت کرد ولی نصوح جواب داد که دستم علیل شده و قادر به دلاکی و مشت و مال نیستم و دیگر هم نرفت. هر مقدار مالى که از راه گناه کسب کرده بود در راه خدا به فقرا داد و از شهر خارج شد و در کوهى که در چندفرسنگی آن شهر بود، سکونت اختیار نمود و به عبادت خدا مشغول گردید.
در یکى از روزها همانطورکه مشغول کار بود، چشمش به میشى افتاد که در آن کوه چرا می کرد. از این امر به فکر فرو رفت که این میش از کجا آمده و از کیست؟ عاقبت با خود اندیشید که این میش قطعاً از شبانى فرار کرده و به اینجا آمده است، بایستى من از آن نگهدارى کنم تا صاحبش پیدا شود . لذا آن میش را گرفت و نگهدارى نمود خلاصه میش زاد و ولد کرد و نصوح از شیر آن بهره مند مى شد.
روزی کاروانى راه را گم کرده بود و مردمش از تشنگى مشرف به هلاکت بودند عبورشان به آنجا افتاد، همین که نصوح را دیدند از او آب خواستند و او به جاى آب به آنها شیر داد به طورى که همگى سیر شده و راه شهر را از او پرسیدند.وى راهى نزدیک را به آنها نشان داده و آنها موقع حرکت هر کدام به نصوح احسانى کردند و او در آنجا قلعه اى بنا کرده و چاه آبى حفر نمود و کم کم در آنجا منازلى ساخته و شهرکى بنا نمود و مردم از هر جا به آنجا آمده و در آن محل سکونت اختیار کردند، همگى به چشم بزرگى به او مى نگریستند.رفته رفته، آوازه خوبى و حسن تدبیر او به گوش پادشاه آن عصر رسید که پدر آن دختر بود. از شنیدن این خبر مشتاق دیدار او شده، دستور داد تا وى را از طرف او به دربار دعوت کنند. همین که دعوت شاه به نصوح رسید،نپذیرفت و گفت: من کارى و نیازى به دربار شاه ندارم و از رفتن نزد سلطان عذر خواست.مامورین چون این سخن را به شاه رساندند شاه بسیار تعجب کرد و اظهار داشت حال که او نزد ما نمی آید ما مى رویم او را ببینیم.پس با درباریانش به سوى نصوح حرکت کرد، همین که به آن محل رسید به عزرائیل امر شد که جان پادشاه را بگیرد.
بنا به رسم آن روزگار و بخاطر از بین رفتن شاه در اقبال دیدار نصوح، نصوح را به تخت سلطنت بنشانند.
نصوح چون به پادشاهى رسید، بساط عدالت را در تمام قلمرو مملکتش گسترانیده و بعد با همان دختر پادشاه، ازدواج کرد.
روزی دربارگاهش نشسته بود٬شخصى بر او وارد شد و گفت چند سال قبل، میش من گم شده بود و اکنون آن را از عدالت تو طالبم.
نصوح گفت میش تو پیش من است و هرچه دارم از آن میش توست وی دستور داد تا تمام اموال منقول و غیر منقول را با او نصف کنند.
آن شخص به دستور خدا گفت: بدان اى نصوح، نه من شبانم و نه آن یک میش بوده است بلکه ما دو فرشته براى آزمایش تو آمده ایم. تمام این ملک و نعمت٬ اجر توبه راستین و صادقانه ات بود که بر تو حلال و گوارا باد، و از نظر غایب شدند.
به همین دلیل به توبه واقعی و راستین، "توبه نصوح" گویند.


@hoghogh_20
@sooyemalakout
  • ❤ 12
  • 👍 1
Older posts →

About this channel

How can I read @sooyemalakout without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for به سوی ملکوت: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does به سوی ملکوت have?
به سوی ملکوت (@sooyemalakout) has 26.8K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does به سوی ملکوت know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →