TGViewer
Channel Public Channel
Hiraeth

Hiraeth

@songsofhiraeth

مینویسم و خلق میکنم و ثبت میکنم برای بودن ...


صدام کن فربد
https://t.me/XBCHATBot?start=sec-cgehiefee
Subscribers
533
Photos
201
Videos
2
Links
6

Showing posts older than #682 · Back to latest

Older Posts 19 shown
Post #679 445
بنظرم نبض زنده بودن هر آدمی، شجاعت گریه کردنش هست؛ گریه کن برای دردهات و غصه هات و البته، بعدش هم گریه برای این جهان و این حیات که اساسا چیزی جز یه تراژدی نیست .

گاهی زندگی رو به یه صحنه تئاتر تشبیه میکنم، یا شاید هم یه فیلم بدون هیچ موسیقی متنی؛ تو هر صحنه حتی شادترین لحظات هیچوقت نتونستم اون باریکه غم که همیشه احساس میکنم رو انکار کنم؛ غمی که جزوی از این هستی هست و نادیده گرفتنش رو یک جور خیانت به وجدان میدونم.
  • ❤ 12
Post #674 322
این روزا که نه خبری هست و نه اتفاقی خاصی و روزها بیخود و بی‌جهت همینطور می‌گذرن، تصمیم دارم گاهی که تو خاطرات گذشته یه چرخی میزنم اونایی که جالب هستن رو اینجا بنویسم ...
  • ❤ 15
Post #672 378
تنهایی با تموم حس های خوب و بدی که با خودش داره به مراتب تجربه خیلی واقعی تر و بعضا انسانی‌تری هست. هر احساسی هم که داری واقعی هست حتی اگه فکر کنی داره بهت فشار میاد. هرچی که باشه بهتر از این خوشی های رنگانگ و فیک و یک بار مصرف هست که همه زندگیمونو برداشته و اجازه یک ساعت خلوت کردن هم ازمون گرفته.
  • ❤ 12
Post #670 381
یادم میاد آبان یا آذر ۱۴۰۱ غروب بود .
وقتی که دیگه کم کم از هیاهوی روزمرگی دور شدم رفتم تو حیاط پشتی خوابگاه نور چراغ های خیابون و اتاقهای خوابگاه فضاش رو روشن میکرد. قدم میزدم و به یک چیز فکر میکردم و اونم این بود که من این دوره از زندگیم حس یه جوجه رو داره که اینور اونور سرگردونه؛ حس کسی رو دارم که از نو متولد شدم و از طرفی حس سردرگمی و خب چجور بگم حس اینکه انگار اومدم که چیزهای جدید تجربه کنم و رشد کنم و با اتفاقات مهم زندگی روبرو بشم اما بی‌تجربه هم هستم و نگران ...

چند سالی گذشت از اون شب‌ها اما هنوز اون حرفها و اون افکار رو با خودم مرور میکنم؛ الان چی ؟ الان چه حسی داری ؟ و خب من قبلا با قاطعیت جواب میدادم و میگفتم دیگه یه جوجه نیستم من یه پرنده جوان هستم که دیگه میتونه شوق پرواز داشته باشه به هر کجا که میخواد پر بکشه و همون لحظه بود که غمی میومد و سینه من رو میشکافت و بهم حالی میشد که نه هنوز زوده تو هنوز هم یه جوجه آسیب پذیر هستی.انقدر تغییرات زندگیم ناگهانی هست و باید خودم از خود قبلیم سریع دل بکنم دیگه از جواب این سوال عاجز هستم .
آیا هنوز هم خودت رو یه جوجه میبینی ؟ یا انقدر گذشته که بتونی در جای درستش بگی من یه پرنده جوان هستم و به شوق پرواز دارم زندگی رو ادامه میدم ؟دیگه نمیدونم .
شاید اصلا نخوام هیچوقت به این سوال جواب بدم شاید دیگه همیشه خودمو همون جوجه کوچیک بدونم کسی که فقط یاد میگیره و تجربه میکنه

و دووم میاره ...

/ یادداشت ۲۶ مرداد
  • ❤ 14
Post #669 397
الان که به خودم رجوع میکنم یه چیزیو فهمیدم .
اونم این که شریکم، پارتنرم دوست دخترم یا هرچی که اسمش هست باید کسی باشه که بتونم ازش چیزی یاد بگیرم. پای صحبت و تجربیاتش بشینم و ازش استفاده کنم .چیزهایی که تو زندگی فرصت نشد دنبالشون برم و یادشون بگیرم رو از اون آدم یاد بگیرم
و حتی بهتر بگم
از هم دیگه چیز یاد بگیریم ...
  • ❤ 17
Post #667 355
از بس وقتمو پای کتاب گذروندم نفهمیدم کی امروز تموم شد
گذر زمانو نفهمیدم !
  • ❤ 12
Post #666 399
  • ❤ 12
Post #665 377
Hiraeth قسم به بوی طراوت خاک و چوب سوخته میون هوای مه آلود جنگل ....
  • ❤ 17
Post #664 336
قسم به بوی طراوت خاک و چوب سوخته میون هوای مه آلود جنگل ....
  • ❤ 12
Post #662 363
من خود بر حسب تمایل طبیعی طالب دانشم؛ تشنه معرفتم و بخوبی می‌دانم بیتابی و اشتیاق برای بیشتر دانستن چیست و با هر گامی که به پیش برداشته می‌شود، چه خرسندی و رضایتی بدست می‌آید.

/از یاددشت های کانت
  • ❤ 11
Post #653 345
SolitudeDrudkh
Нехай думка, як той ворон, Літає та кряче, А серденько соловейком Щебече та плаче...

بگذار فکر، مانند آن کلاغ، پرواز کند و قارقار زند، و دلِ کوچک مثل بلبل، نجوا کند و گریه کند...



قسمتی از متن آهنگ که شعری از تاراس شوچنکو، شاعر اوکراینی هست




#Atmospheric_Black
#Pagan_Black_Metal
#Black_Metal
#Melancholic 🇺🇦
  • ❤ 10
Post #650 511
#هنر_من 🎨🖊️
  • ❤ 23
Post #649 279
در مسیر برگشت
  • ❤ 11
Post #647 444
✨
  • ❤ 14
Post #645 302
خواب دیدم تو یه انجمنی نشستم و راجع به فلسفه صحبت میکنن. استادی که اونجا بود فهمید من تازه وارد هستم و ازم خواست جلوی همه بگم چرا اومدم اینجا بعد که گفتم یکمی فلسفه بلدم و اومدم اینجا چیزای بیشتر یاد بگیرم با صدای بلند گفت آهااااا یعنی از روی کتاب خود فلاسفه هم چیزی خوندیی ؟ بعد گفتم نه خب فقط از روی تاریخ فلسفه میشناسمشون و کتب مفسرهایی که اون فیلسوف رو تحلیل و تفسیر کردن و خب هنوز فرصت نکردم قلم خود اون فیلسوف ها رو بدون واسطه بخونم. بعدش با همون صدای بلند و ترسناکش به من تو جمع اشاره کرد و جلوی همه گفت تو چطور میگی فلسفه بلدی و هنوز کتاب درست حسابی نخوندیی ؟ خواستم از خودم دفاع کنم دیدم شروع به تخریبم کرد و اجازه نداد حرف بزنم حتی :)))))))))))))
  • ❤ 10
Post #642 249
چه کنیم که زندگی تازه از ۱۱ شب به بعد شروع میشه
  • ❤ 14
Post #637 278
به روزهایی نزدیک میشم که اون حوصله ای که واسه پیاده روی های طولانی و عکاسی داشتم کم کم داره برمیگرده و دوست دارم تو ساعات مختلف از روز برگردم به اونجایی که همیشه دوستش داشتم و حالمو بهتر میکنه، یعنی شمال تهران ‌...
📸
  • ❤ 12
Post #634 233
Tiroler EdelweissMinenwerfer
می خواستم به سربازها بگویم
نامه ی معشوقه هایشان را اگر
بلند بلند بخوانند
جنگ تمام می شود...
#مبین_اعرابی
  • ❤ 9
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →