ب) اصل نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی (The Second Principle: Social and Economic Inequalities)«نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی باید به گونهای تنظیم شوند که همزمان دو شرط را برآورده کنند:
۱. باید به پستها و موقعیتهایی مرتبط باشند که تحت شرایط برابری منصفانه فرصتها (Fair Equality of Opportunity) برای همه باز باشند.
۲-باید بیشترین سود را برای کمبرخوردارترین اعضای جامعه (The Least Advantaged) داشته باشند (اصل تفاوت).»
این اصل خود از دو بخش تشکیل شده است:
۱. برابری منصفانه فرصتها (Fair Equality of Opportunity - FEO)
این بخش فراتر از برابری رسمی فرصتها (که صرفاً میگوید قوانین نباید مانع دسترسی افراد به موقعیتها شوند) میرود. رالز معتقد است که افراد با استعداد مشابه و انگیزه یکسان، صرف نظر از طبقه اجتماعی یا شرایط اقتصادی که در آن متولد شدهاند، باید فرصتهای برابری برای موفقیت داشته باشند. این ممکن است نیازمند سرمایهگذاری عمومی در آموزش، بهداشت و دیگر خدمات اجتماعی باشد تا اثرات نابرابریهای اجتماعی و بخت و اقبال بر فرصتهای افراد به حداقل برسد.
۲- اصل تفاوت (The Difference Principle):
این بخش از اصول رالز، یکی از بحثبرانگیزترین و در عین حال ابتکاریترین بخشهای نظریه اوست. بر اساس این اصل، نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی (مانند تفاوت در درآمد و ثروت) تنها در صورتی موجه هستند که بیشترین سود را برای کمبرخوردارترین اعضای جامعه به ارمغان آورند.
رالز به دنبال برابری مطلق نیست؛ او میپذیرد که نابرابریها میتوانند مشوقهایی برای افزایش تولید و کارایی باشند. اما این افزایش بهرهوری تنها در صورتی مشروع است که در نهایت به نفع کسانی باشد که در پایینترین سطح اقتصادی قرار دارند. به عبارت دیگر، ثروتمندتر شدن یک فرد تنها در صورتی عادلانه است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به بهبود وضعیت فقیرترین افراد جامعه کمک کند.
ج) اولویت لغوی (Lexical Priority):
رالز بر یک ترتیب اولویتبندی سختگیرانه برای اصول خود تأکید دارد:
۱. اصل اول (آزادی برابر) بر اصل دوم (نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی) تقدم دارد. یعنی نمیتوان آزادیهای اساسی را برای بهبود وضعیت اقتصادی (حتی برای کمبرخورداران) قربانی کرد.
۲- بخش برابری منصفانه فرصتها در اصل دوم بر اصل تفاوت تقدم دارد. یعنی نمیتوان برای بهبود وضعیت کمبرخورداران، برابری منصفانه فرصتها را نقض کرد.
کالاهای اولیه (Primary Goods)
رالز برای مقایسه رفاه افراد در وضعیت اولیه و در جامعه واقعی، مفهوم کالاهای اولیه را معرفی میکند. اینها چیزهایی هستند که هر فرد عاقلی، صرف نظر از برنامه زندگی خاصش، میخواهد و برای موفقیت در زندگی به آنها نیاز دارد. این کالاها شامل:
- حقوق و آزادیهای اساسی
- آزادی حرکت و انتخاب شغل
-اختیارات و امتیازات پستها و موقعیتهای مسئولیتپذیر
- درآمد و ثروت
- پایههای اجتماعی احترام به خود
این کالاها معیاری برای ارزیابی اینکه آیا ساختار اساسی جامعه به طور عادلانه توزیع شده است، فراهم میکنند.
۵. تعادل تأملی (Reflective Equilibrium)
رالز معتقد است که نظریه عدالت نباید صرفاً از اصول انتزاعی استنتاج شود. بلکه باید از طریق یک فرآیند تعادل تأملی به دست آید. این فرآیند شامل یک رفت و برگشت مداوم بین اصول نظری (که از وضعیت اولیه به دست آمدهاند) و قضاوتهای اخلاقی شهودی و محکم ما در مورد عدالت است. اگر اصول با شهود ما در تضاد باشند، باید یا اصول را اصلاح کنیم یا شهود خود را بازنگری نماییم تا به یک تعادل منسجم برسیم.
۶-نظریه رالز، با وجود تأثیرگذاری بسیار، با انتقادات متعددی روبرو شده است:
- از سوی لیبرتاریانها (مانند نوزیک): آنها معتقدند که اصل تفاوت و برابری منصفانه فرصتها، مستلزم بازتوزیع ثروت و درآمد است که این امر نقض حقوق فردی (به ویژه حق مالکیت و خودمالکی) محسوب میشود و به منزله کار اجباری است.
-از سوی فایدهگرایان: آنها استدلال میکنند که نظریه رالز ناکارآمد است و به حداکثر رساندن رفاه کلی جامعه نمیانجامد.
-از سوی فمینیستها و منتقدان نژادی: آنها رالز را به نادیده گرفتن ساختارهای قدرت و بیعدالتیهای ریشهدار در خانواده یا در تبعیضهای نژادی متهم میکنند.
-از سوی سوسیالیستها: آنها معتقدند که نظریه رالز به اندازه کافی رادیکال نیست و به نابرابریهای ساختاری اجازه ادامه میدهد.
-مشکلات وضعیت اولیه: برخی منتقدان، واقعگرایی و امکانپذیری وضعیت اولیه و پرده جهل را زیر سوال میبرند.
@sociology_1