چرا مسئلهٔ انرژی فنی نیست، سیاسی است؟ (بخش دوم)
۲۲ شهریور
🖊سمیه توحیدلو
چرخهٔ بازگشت یارانهها در باتلاق تورم:
⛽مککالوچ در فصل ۶ کتاب خود توضیح میدهد که چرا شوکدرمانی در کشورهای گرفتار تورم بالا و کاهش مداوم ارزش پول ملی به بنبست میرسد. اگر بدون مهار تورم ساختاری و بدون انضباط پولی، قیمت سوخت آزاد شود، شوک قیمتیْ جهش تورمی تازه ایجاد میکند، ارزش ریال باز هم سقوط میکند و ظرف یک تا دو سال، شکاف میان قیمت داخلی و فوب خلیجفارس با ارقامی وحشتناکتر بازتولید میشود. در نتیجه، یارانهها همانند مردگان متحرک دوباره بازمیگردند و ارزش اسمی یارانهٔ نقدی پرداختشده نیز با تورم پوچ میشود؛ تجربهای که ایران در سال ۱۳۸۹ آن را دقیقاً از سر گذراند و پس از چند سال به نقطهٔ آغاز بازگشت.
شروط سختگیرانهٔ نهادهای بینالمللی پیش از هرگونه دستکاری قیمتی:
⛽حتی گزارشهای بانک جهانی و جوزف استیگلیتز در کتاب جهانیسازی و مسائل آن تصریح میکنند که پیش از هرگونه دستکاری قیمتی، دولت باید سامانههای شناسایی دقیق، پایگاه دادهٔ رفاهی شفاف، و شبکههای حمایت اجتماعی آماده برای جبران خسارت داشته باشد. در فقدان این پیشنیازها، حذف یارانه پیامدهای مخرب رفاهی به همراه خواهد داشت. در ایران نه زیرساخت پلتفرمی برای مدیریت عادلانه وجود دارد، نه ناوگان حملونقل پاک وارد شده و نه ارادهای برای مهار شبکههای قاچاق سازمانیافته به چشم میخورد؛ در چنین ساختاری، تحمیل هزینه به مصرفکننده، تنها جبران ناکارآمدی بوروکراتیک از جیب مردم است.
فسادزدایی و عدالت رویهای بهمثابه پیششرط بنیادین:
⛽ برخلاف تصور جریان راست، سرمایهٔ اجتماعی یک مفهوم انتزاعی نیست؛ انعکاس ادراک جامعه از عدالت رویهای است. مککالوچ با بررسی تجارب جهانی نشان میدهد در کشورهایی با سطح اعتماد نهادی پایین، هرگونه شوک قیمتی از بالا به پایین، به انفجار خیابانی میانجامد. وقتی افکار عمومی شاهد فسادها، هدررفت منابع در صنایع انحصاری و شکاف طبقاتی است، وعدهٔ بازتوزیع عادلانه را باور نمیکند. چنانکه در تجربهٔ نیجریه مستند شده، مطالبهٔ اول معترضان انرژی، محاکمهٔ مفسدان ساختاری پیش از مطالبهٔ فداکاری از مردم عادی بود.
نقد دکترین فرصتطلبی از جنگ و بحران:
⛽این تصور که «فضای بحرانی یا شرایط جنگی بهترین فرصت برای شوکدرمانی است زیرا جامعه توان واکنش ندارد»، نسخهٔ عریان همان «دکترین شوک» نائومی کلاین است. مککالوچ در فصل ۷ نشان میدهد سوءاستفاده از شوکهای بیرونی برای پیشبرد سیاستهای نامحبوب، تنها شکاف دولت-ملت را ترمیمناپذیر میکند و بحران عدممشروعیت سیاسی میآفریند.
بر این اساس، دفاع از حقوق جامعه در برابر شوکدرمانی، نفی لزوم اصلاحات نیست؛ بلکه یادآوری این اصل خدشهناپذیر است که قرارداد اجتماعی گذشته را نمیتوان با تازیانهٔ گرانی و بدون مشارکت مردم فسخ کرد. اصلاح واقعی نظام انرژی نیازمند تدوین یک «قرارداد اجتماعی جدید» است؛ قراردادی که در آن حاکمیت ابتدا انحصار خودروسازی را بشکند، راندمان نیروگاهها را اصلاح کند، شبکههای قاچاق را برچیند و حملونقل عمومی کارآمد بسازد، نه آنکه بار تمام ناکارآمدیهای تاریخی خود را با فرمولهای شکستخورده بر دوش نحیف معیشت فرودستان تخلیه کند.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
Post #833
409
- 👍 5