آموزش: مهمترین زیرساخت یک کشور
۳۰ شهریور
🖊سمیه توحیدلو
📝 در آستانهٔ اول مهر و هیاهوی تقویمی بازگشاییها، مواجهه با مدرسه پیش از هر چیز نیازمند یک بازخوانی جامعهشناختی و نگرانکننده است. آموزش، زیربنای عدالت، بنیاد رفاه همگانی و تنها نردبان واقعی برای تحرک طبقاتی است؛ وقتی این سازوکار از کار بیفتد، آیندهٔ جمعی جامعه پیشفروش میشود، درست شبیه همان حراجی شتابزدهای که بر سر منابع طبیعی و محیطزیست روا داشتیم. سرمایهٔ انسانی همواره پایدارترین مزیت این سرزمین بوده است، اما آنچه امروز در ساختار آموزش و پرورش رخ میدهد، فرسایش خاموش و همهجانبهٔ همین توان تمدنی است.
📝 یکی از ویرانکنندهترین رویههای سالهای اخیر، تقلیل مدیریت بحران به «تعطیلی مدارس و پرتاب آموزش به فضای آنلاین» است. با هر تکانه و تنشی—از التهابات جنگی گرفته تا ناآرامیها و ناترازیها نخستین و بیدفاعترین نهادی که فرومیریزد، مدرسه است. این شیوه از ادارهٔ امور، در ساختاری که بخش اعظم مدارس دولتیاش از ابتداییترین زیرساختها محروماند و نهایت امکاناتشان سامانهای ناکارآمد چون «شاد» است، به معنای تعلیق عملی فرایند یادگیری است. طبق پژوهشها، ساعات مفید آموزش در ایران هماکنون نیز نزدیک به ۳۰ تا ۴۰ درصد کمتر از میانگین استانداردهای جهانی است و تعطیلیهای پیدرپی، ضربهٔ نهایی را بر پیکر یادگیری وارد آورده است.
📝 بروز این اختلال ساختاری دیگر یک فرضیه نیست؛ نتایج آزمونهای بینالمللی «پرلز» در سنجش سواد خواندن و «تیمز» در حوزهٔ ریاضیات و علوم، سالهاست نشان دادهاند که دانشآموزان ما در قعر رتبهبندیهای جهانی قرار دارند. اما بحران عمیقتر از این جداول آماری، خود را در کف جامعه و در پایههای راهنمایی و دبیرستان عیان میکند: دانشآموزانی که در روخوانی روان زبان مادری درمیمانند، از املای ابتداییترین واژگان عاجزند و از انجام محاسبات چهارگانهٔ ریاضی ناتوان شدهاند. ورود نسلی با این حجم از بیسوادی به مقاطع بالاتر، محصول سالها پاک کردن صورتمسئله در کلاسهای درس است.
📝اصل سیام قانون اساسی بر تضمین آموزش رایگان و همگانی حکم میکند، اما در صحنهٔ عمل، آموزش به کالایی لوکس و بهشدت طبقاتی تنزل یافته است. کاهش سهم آموزش و پرورش از بودجهٔ عمومی به کمتر از ۱۰ درصد و سقوط اعتبارات غیرپرسنلی به حدود ۳ درصد، دست مدارس دولتی را برای کوچکترین کیفیتبخشی بسته است. پولیسازی مدارس و تکثیر گونههای خاص—از تیزهوشان تا هیئتامنایی و غیرانتفاعیهای زنجیرهای—سبب شده که امروز بیش از ۷۰ تا ۷۵ درصد صندلیهای دانشگاههای تراز اول کشور در تسخیر دانشآموزان همین مدارس خاص و دهکهای بالای درآمدی باشد. این سازوکار نشان میدهد که بیش از نیمی از محصلان کشور در مدارس عادی دولتی، پیش از آغاز هر رقابتی، شانس دسترسی به آموزش عالی کیفی و امکان تحرک اجتماعی را از دست دادهاند.
📝 از سویی دیگر، با جهش تورم و شهریههای سرسامآور غیرانتفاعیها، بخشی از طبقهٔ متوسط ناتوان از هزینهها، فرزندان خود را به مدارس دولتی بازگرداندهاند. اما این بازگشت به جای بهبود اوضاع، به تراکم شدید کلاسها—که در برخی نواحی شهری به بالای ۳۴ تا ۳۶ نفر میرسد—و افت مضاعف کیفیت منجر شده است. همزمان، در مناطق محروم و مرزی، جهش آمار بازماندگی از تحصیل و ترکتحصیل نوجوانان گواهی میدهد که برای بسیاری از خانوادههای فرودست، فرستادن کودک به مدرسهای که هیچ چشماندازی برای ارتقای طبقاتی نمیسازد، به باری غیرقابلتحمل تبدیل شده است.
📝هیچ نظامی فراتر از سطح معلمانش رشد نمیکند. معلمی که زیر فشار سنگین تورم، دغدغهٔ مسکن و نان دارد، نمیتواند حامل آرامش و مشوق تفکر انتقادی برای دانشآموزان باشد. بدتر آنکه سیاستگذاران برای جبران کمبود نیرو، به جای جذب نخبگان دانشگاهی و نیروهای متخصص پداگوژیک، درهای کلاسها را به روی روشهای استخدامی نامتعارف، طلاب و گزینشهای عقیدتی گشودهاند؛ نیروهایی که به دلیل فقدان آموزشهای تخصصی کودک و نوجوان، بعضاً نتایجی کاملاً معکوس در فرایند تربیت به جا گذاشتهاند.
📝 در کنار اینها، کتب درسی کنونی پیوند خود را با زیستجهان «نسل آلفا» گسستهاند. این نسل در بطن جهان دیجیتال، رسانههای تعاملی و تصویر زاده شده است، اما با کتابهایی ملالآور و ایدئولوژیک برای این نسل روبهروست. خلع ید از نگاههای آمرانه در تدوین کتابهای درسی و سپردن آن به متخصصان، ادیبان و اهالی فرهنگ و هنر، ضرورتی گریزناپذیر است.
📝 اگر به دنبال نجات آیندهٔ این خاک هستیم، باید این مسیر مسدود بازخوانی شود. نباید از صدا، کنشگری و تفاوتهای نسلی نوجوانان هراسید؛ مدرسه پادگان نیست، بلکه کانون تمرین زیست مشترک است.
#آموزش
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
Post #837
409
- 👍 18