خلاصهای از سخنرانی دکتر سبحان یحیایی در نشست «بازنمایی و جنگ»
۱۷ شهریور
🖊گزارشی از سمیه توحیدلو (دبیر نشست)
🔸 سخنرانی دکتر یحیایی با عنوان «درباره صدق و کذب واقعیتهای نامعلوم» با بهرهمندی از مفاهیم بنیادین زیر و با استناد به برخی کتب و فعالیتها در غرب مانند «پرونده یک قتل» فوکو که جزئیات حادثه در رسانههای مختلف تقریر شدهاند ادامه یافت.
🔸 مفهوم واقعیت نامعلوم: او معتقد است که اگر واقعیت پیرامون ما توسط حواس قابل شناسایی باشد، میتوان آن را روایت کرد؛ اما در مواجهه با «واقعیت نامعلوم»، امکان شناخت و روایت وجود ندارد.
نقد بازنمایی و نقش رسانه: بازنمایی به معنای Representation نیازمند داده، متریال و جسمانیت است. اما در ایران، اغلب با «واقعیتهای نامعلوم» یا وضعیتهای مبهم مواجه هستیم که رسانهها به جای بازنمایی واقعیت، گفتارهایی پیرامون «واقعیت تخیلشده» خلق میکنند که مبهم، نامشخص و غیرقابل لمس است. این امر، مفهوم بازنمایی را وارونه کرده و روایتها را کاملاً منفصل از واقعیت میسازد.
🔸 فقر داده و اطلاعات: او این وضعیت را با پروندههای تاریخی (مانند قتل پیر ریویه در فرانسه قرن نوزدهم که میشل فوکو به آن پرداخت) مقایسه میکند که در آن زمان جزئیات دقیق در دسترس بود. اما امروز در ایران، اطلاعات دقیقی درباره پروندههای مهم اقتصادی یا جنایی (مانند چای دبش یا بابک زنجانی) برای عموم مردم وجود ندارد. این «فقر داده» منجر به قضاوت بر اساس احساسات و پروپاگاندا میشود.
نظامهای سیاسی و حقیقت: دکتر یحیایی دو الگوی نظام سیاسی را از منظر مواجهه با حقیقت شرح میدهد: نظام کهن (خودکامگی) که با دروغهای پراکنده و پنهانکاری اداره میشود و در صورت ناکارآمدی دروغها به زور متوسل میشود. و نظام مدرن (دموکراتیک) که بر پایه دروغهای سیستماتیک بنا شده، اما همه از دروغ بودن آن آگاهند و به دلیل کارایی، آن را میپذیرند؛ او این را «تئاتری شدن عرصه قدرت و سیاست» مینامد.
جنگ به مثابه وضعیت استثنایی: جنگ به عنوان «وضعیت اکستریم امر سیاسی»، همه چیز را آشکار میکند و نشاندهنده «رژیم حقیقت» یک نظم سیاسی است. در این وضعیت اضطراری، قدرت مستقر «در آستانه نابودی» قرار میگیرد.
🔸 نقد روایتهای جنگ اخیر: او روایتهای حاکمیتی از جنگ اخیر (۱۲روزه) مانند «مردم متحد و منسجم» یا «ایراندوستی» را بیارتباط با واقعیت میداند. بسیاری از مردم بیاعتنا بودند، برخی فرار کردند و واکنشها متنوع بود. رسانههای حاکمیتی با «حماسهآفرینی»، گفتارهایی تولید کردند که با واقعیت مردم نسبتی نداشت.
ماهیت سینوسی افکار عمومی: او بر «ماهیت سینوسی افکار عمومی» تأکید میکند که تحلیل آن برای علوم اجتماعی دشوار است؛ واکنشها و مطالبات مردم در زمانهای مختلف متفاوت بوده و این تغییرات سریع و عاطفی، نشاندهنده جامعهای «متکثر» است که باید به رسمیت شناخته شود. او همچنین بر نیاز به ساختن «شبکههای همبستگی» برای جنبشهای منتقد و معطوف به زندگی تأکید دارد
#نشستهای_انجمن
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
Post #447
393
- 👍 5