خلاصهای از سخنرانی دکتر حامد طاهریکیا در نشست «بازنمایی و جنگ»
۱۷ شهریور
🖊گزارشی از سمیه توحیدلو (دبیر نشست)
🔸 در سخنرانی «سلاح بدون بدن» دکتر حامد طاهری کیا، جامعهشناس و پژوهشگر مطالعات فرهنگی، به نقد بنیادین مفهوم «بازنمایی» میپردازد و آن را خلاف ماهیت رویدادهای ۱۲ روز اخیر میداند. ایشان هدف خود را پیچیده کردن این مسئله و ایستادگی در برابر سادهسازیهای سنتی بازنمایی اعلام میکند.
مفاهیم اصلی مطرح شده به شرح زیر است:
🔸 نقد«بازنمایی» از دیدگاه برگسون:
◦ دکتر طاهری کیا با ارجاع به هنری برگسون، بیان میکند که بازنمایی (representation) کارکردی سیاسی دارد و مبتنی بر سلسلهمراتب قدرت است.
◦ وظیفه بازنمایی در علم مدرن، تقسیم، تکهتکه کردن و سادهسازی پدیدهها برای قابل محاسبه و اندازهگیری ساختن آنهاست. این عمل، واقعیت را تغییر داده و آن را مطابق میل قدرت درمیآورد.
◦ برگسون در مقابل، از**«شهود»** (intuition) دفاع میکند که به معنای درک کلیت پدیده در یک شبکه ارتباطی پیچیده است، زیرا ماهیت زندگی همواره در حال تغییر و تحول است.
🔸 اهمیت تکثر روایت:
برای دسترسی به کلیت واقعیت، امکانپذیر ساختن تکثر روایت ضروری است.
◦ بازنمایی، در عمل، صدای موقعیتهای شنیدهنشده و دیدهنشده را از بین میبرد و عملی خشونتآمیز محسوب میشود.
🔸 مقایسه ۱۲ روز اخیر با جنگ ۸ ساله ایران و عراق:
◦ وضعیت ۱۲ روز اخیر (سرکوب تکثر روایت):
• با خاموش شدن اینترنت، روایتهای دیجیتالی مردم سرکوب شد و تنها تلویزیون سنتی (که آمارهای قبل از این رویداد، مشروعیت پایین آن را نشان میدهد) به اسطورهسازی پرداخت.
• این امر منجر به انباشت سرکوب و تبدیل آن به غرولندهای زیرپوستی در زندگی روزمره شد که ناامنی اقتصادی و سرمایهگذاری عاطفی را به همراه دارد.
◦ جنگ ۸ ساله (جنگ کلاسیک و بدنمند):
• این جنگ، یک جنگ مرزی با «بدنهای درگیر به مرز» (رزمندگان نظامی با پلاک، اسلحه و...) بود.
• رشادتها، ایثارها و شهادتهای این بدنها، در قالب اسطورههایی چون عاشورا و جنگ کربلا، قابل بازنمایی و اسطورهسازی بود که به بسیج مردمی و کمکهایشان کمک میکرد.
◦ ۱۲ روز اخیر (جنگ «سلاح بدون بدن» و غیرکلاسیک):
• این جنگ درون شهر و «درون زندگی روزمره» اتفاق افتاد.
• با استفاده از سلاحهای بدون بدن (مانند پهپاد و موشک) مواجه بودیم که از آسمان میآمدند. این یک جنگ غیرکلاسیک و مبتنی بر تکنولوژی بود که مردم آمادگی مواجهه با آن را نداشتند.
🔸 عدم امکان اسطورهسازی «بدن زندگی روزمره»:
◦ در جنگ ۱۲ روز، با مردم عادی مواجه بودیم که در خیابان، سر کار یا در خانههای خود هدف قرار میگرفتند و نه رزمندگانی که آگاهانه به قصد شهادت به مرز رفته باشند.
◦ این افراد قربانی هستند، نه ایثارگر یا جهادگر، زیرا کنشی از خود ندارند و هیچ واکنشی نمیتوانند نشان دهند.
◦ بازنمایی کلاسیک و تاریخی قادر به اسطورهسازی این «بدنهای زندگی روزمره» نیست، مگر اینکه آنها را صرفاً مظلوم و قربانی جلوه دهد. این وضعیت، دستگاه بازنمایی را دچار خطای شناختی کرد.
🔸 پیامدها و اختلالات:
◦ اختلال در زندگی روزمره: این وضعیت منجر به مختل شدن و گسست در زندگی عادی مردم شد.
◦ ظهور سوژه نظارهگر مدرن: سوژهای به وجود آمد که شاهد ویرانی در دل شهر بود، اما نمیتوانست آن را مقدس یا توجیهپذیر جلوه دهد.
◦ اختلال زبان: در مواجهه با چنین رخدادی، زبان مختل میشود. آنچه نمیتواند به زبان آید، وجوه زیباشناختی دارد و به گفته آگامبن، «شاهدان فاجعه» کسانی هستند که به دلیل رنج شدید، توان تکلم خود را از دست دادهاند.
◦ آینده سیاسی: عدم توانایی نظام قدرت در بازنمایی واقعی این وضعیت، «اصل داستان زندگی روزمره» را پنهان کرد که به"غرولندهای ادامهدار و زیرپوستی انجامید و میتواند آینده سیاسی ایران را شکل دهد
#نشستهای_انجمن
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
Post #445
254
- 👍 8