سلام بابا
روزهای اولِ نبودنت و رفتنت، برزخ بود! خیلی برزخ بود! نمیدونستم هستی یا رفتی!
رفتی سفری که قراره تموم بشه و یا بیبازگشته!
باور نمیکردم نبودنتو! تموم شدنِ شیشهی عمرت رو:(
زمان گذشت! هر بار که با مامان حرف زدم، از نبودنت گفت! از جای خالیت! از سلامهایی که برام دیگه نرسوندی!
هر بار که سلامی ازت برام نرسید، بیشتر باور کردم نبودنتو! بیشتر فهمیدم سفرت قرار نیست به خونه ختم بشه! خونهای که به عشق خانواده توش پا میذاشتم، خونهای که شاید قلبش نبودی اما ستونش بودی! خانوادهای که دیگه ستون نداره!
باور کردم که خونه جدیدی داری که از اون خونه، سهم ما دلتنگی و حسرته!
برزخ نبودنت شد جهنمِ نبودنت!
اما بابا، باورش برام خیلی سخت بود که جهنمِ نبودنت، بهتر از برزخِ نبودنته!
منی که یکساله گمت کردم، با اومدن سالگردت فهمیدم دیگه قرار نیست پیدات کنم!
من اندوه نبودنت و نداشتنت رو مثل مروارید باارزشی توی گاوصندوق قلبم نگه میدارم! و میپذیرم که قصهی نصفه و نیمه عمر کوتاه تو، تمام شد! منبعد، فصلهای زندگی من، قراره بیتو ورق بخوره و این غم انگیزه! جانسوزه! جانگدازه! تمام شدنت سخته بابا:(
آدم شاید بتونه به جهنم عادت کنه، امابلاتکلیفی حتما آدم رو میکشه!
#سیما_امیرخانی
🖤•|• @sima_amirkhani
Post #941
5.76K
- 😭 14
- 😢 6
- ❤ 4
- 💔 1