اونجا که روی قله موفقیت ایستادم، برگشتم به عقب نگاه کنم
دیدم تهش مامانم ایستاده و داره برام دست تکون میده
اونجا که زمین خوردم دیدم مامانم بالای سرم ایستاده و دستشو برام دراز کرده تا بلندم کنه
اونجا که امیدم نا امید شده بود و جلوم سیاهی بود، مامانمو دیدم که یک شمع برام روشن کرده تا راهم نور بگیره
اونجا که شکستم، مامانم تیکههای شکسته منو جمع کرد و دونه دونه بهم چسبوند!
اونجا که خندیدم! اونجا که گریه کردم! اونجا که درد داشتم! اونجا که ذوق کردم! اونجا که سوگوار بودم! اونجا که غربت کشیدم! اونجا که غریب بودم! اونجا که عروس شدم! اونجا که پیروز شدم! توی تک به تک این لحظهها مامانم بود! مامان بازم بمون♥️
#سیما_امیرخانی
🍀
Post #957
4.47K
- ❤ 14