مردی که اسلام سیاسی را در ایران مسلح کرد
نواب صفوی نام اصلیاش مجتبی میرلوحی بود؛ متولد ۱۳۰۴ در تهران. مدتی در نجف تحصیل کرد و در جوانی وارد فعالیت سیاسی ـ مذهبی شد. در حدود ۲۱ سالگی، در ۱۳۲۴، فدائیان اسلام را تشکیل داد. هدف فقط دفاع از اسلام یا فعالیت مذهبی نبود. نواب دنبال اسلامیکردن ساختار جامعه و حکومت بود. در سال ۱۳۲۹ نیز برنامهای برای «حکومت اسلامی» ارائه کرد. سازمانش برای رسیدن به اهدافش از ترور سیاسی و خشونت استفاده میکرد.
فدائیان ابتدا در فضای نهضت ملی نفت با نیروهای مخالف شاه و بریتانیا همکاری داشتند، اما عضو جبهه ملی نبودند. بعد از نخستوزیری مصدق، نواب انتظار داشت حکومت به سمت اجرای شریعت برود و اعضای فدائیان آزاد شوند. وقتی این اتفاق نیفتاد، رابطه به دشمنی رسید. فدائیان حتی در طرح ترور حسین فاطمی نقش داشتند.
مهمترین نقطه شروع خشونت سازمانیافته فدائیان ترور احمد کسروی، روشنفکر و نویسنده سکولار به همراه منشی او با ضربات متعدد چاقو بود. فدائیان در ترور یا سوءقصد علیه چهرههایی مثل: احمد کسروی، عبدالحسین هژیر، رزمآرا، حسنعلی منصور، حسین علاء و ... نقش داشتند.
پس از ترور احمد کسروی در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۲۴، سید حسین طباطبایی قمی از نجف به نخستوزیر احمد قوام تلگرافی زد و خواستار آزادی سریع ضاربان شد و نگرانی خودش را از عدم تقدیر دولت از «شجاعت ضاربان کسروی» بیان کرد. سرانجام ضاربان زیر فشار علما و رهبران مذهبی و بازاریان بانفوذ، پس از محاکمه کوتاهی، آزاد شدند.
پیشتر در آن دوره، مرجع تقلید وقت شیعه سید حسین طباطبایی بروجردی، جمعیت فدائیان اسلام را مایهٔ ننگ شیعه دانسته و حضور آنان در حوزهٔ علمیهٔ قم را ممنوع کرده بود.
مصدق و کاشانی، اشکارا در ترور رزم ارا متحد سیاسی فدائیان بودند، اما اقای بروجردی گامی در حمایت از مصدق و جریان ملی شدن نفت برنداشتند. به صراحت گروه فداییان اسلام را هم طرد نمودند و در درخواست برای کمک و وساطت جهت رهایی نواب از اعدام، گفتند ما وساطتت قاتل را نمی کنیم.
فدائیان شدیداً با نفوذ بریتانیا مخالف بودند و از ملیشدن نفت حمایت کردند. اما داستان ساده نیست: آنها ملیشدن نفت را لزوماً بهعنوان یک پروژه ملیگرای سکولار نمیخواستند؛ هدف نهاییشان حکومت اسلامی بود. این گروه بارها توسط سرویسهای جاسوسی بریتانیا مورد استفادهٔ ابزاری واقع شد.
نواب و کاشانی از نخستین جریانهای مذهبی ایران بودند که مسئله فلسطین را به موضوع مهمی برای بسیج سیاسی تبدیل کردند. آنها علیه تقسیم فلسطین و حمایت بریتانیا از اسرائیل فعالیت میکردند. در ۱۹۵۴، نواب به اردن و سپس مصر رفت و با رهبران اخوان دیدار کرد و با سید قطب ارتباط برقرار کرد. برخی منابع حتی میگویند سفر او به دعوت قطب انجام شد.
روایتهایی وجود دارد که نواب و خمینی رابطه نزدیکی داشتند و نواب در دهه ۱۳۲۰ به قم میرفت و با خمینی دیدار میکرد. خامنهای خودش روایت کرده که در ۱۳۳۱ یا ۱۳۳۲، وقتی نوجوان بود، نواب صفوی به مشهد آمد و در مدرسه سلیمانخان سخنرانی کرد. خامنهای از این دیدار بهعنوان یک نقطه عطف یاد کرده و گفته بود: «اولین آتش» را نواب در دل او روشن کرد.
اما داستان اسلام سیاسی در ایران با نواب صفوی تمام نشد؛ او فقط یکی از حلقههای زنجیرهای بود که چند دهه بعد، ایران را به نقطهای رساند که دیگر بازگشتی از آن وجود نداشت.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
Post #4842
1.3K
- 👍 8
- 😢 4
- 🤯 2
- ❤ 1
- 👎 1
- 🤡 1