از زندهیاد اصغر حاجحیدری (خاسته)
سده
شَئری مون، شئری سِدِه، صفا دارو
مَدومونی خِب و باخُدا دارو
شئری مون، شئری تلاش و کوشِشو
کِمتر از هر یا بِوای گِدا دارو
هرکی از شئری سده هر یا بِشو
کاسبو، زرنگو، دَسّ و پا دارو
سر و کاری هر سِدِهی خو اُنْقُرو
مثّی فرهاد کو خو کو دعوا دارو
از ژِنی سدهی بِوام خو میره خوی
هِمدلو، مِهربونو، وفا دارو
گُلی مریم رِژووِه از دومونُی
بِه سَرُی یِه چآشِه از حَیا دارو
شئری مون شئری سده حُسَینییو
عِطری از نسیمی کربلا دارو
رو محرَّم اِگِه بی رو شئرُمون
وِنییِه عشق و صفا کووا دارو
وِیتَر از نقل و نِباتو سِبرییای
شُویی چِلّه بِخِری صفا دارو
اِگِه یک پارِه جَهونو اِصفَهون
سده را دارو کو ادّعا دارو
هرکی از شئری سده مثّی لوکه
یِه دِلی اِسبِه و بیریا دارو
..........................................................
وزن عروضی: فَعَلاتُن فعلاتن فَعَلُن
سده
شهر من، شهر سده، صفا دارد
مردمانی خوب و باخدا دارد
شهر من شهر تلاش و کوشش است
کمتر از هر جا بگویی گدا دارد
هرکی از شهر سده هر جا برود
کاسب است، زرنگ است، دست و پا دارد
سر و کار هر سدهی با سنگ است
مثل فرهاد که با کوه دعوا دارد
از زن سدهی بگویم، با شوهر خودش
همدل است، مهربان است، وفا دارد
گل مریم میریزد از دامانش
به سرش چادری از حیا دارد
شهر من شهر سده حسینی است
عطری از نسیم کربلا دارد
در محرم اگر به شهرمان بیایی
میبینی که عشق صفا کجا دارد (کجاست)
سبریهایش بهتر از نقل و نبات است
شب چلّه بخوری صفا دارد
اگر اصفهان یک پاره جهان است
سده را دارد که ادّعا دارد
هرکس از شهر سده مثل لوکه*
یه دل سفید و بیریا دارد
..........................................................
*لوکه: تخلص استاد خاسته در اشعار ولاتی ایشان، به معنی پنبه
#ولاتی
#خاسته
#اصغر_حاجحیدری
https://t.me/shearoadabevelati