(نظریهٔ شنتیا آرین)
🔵 دیگر رکنِ اساسی که به «پرندهٔ شیعه» اجازهٔ پرواز داد، تولیدِ نظاممندِ دروغها و توهمها در حوزههای گوناگون بود. این دروغها و توهمها بهصورت سیستماتیک موجباتِ اوجگیریِ موقتِ پرنده را فراهم کردند: اوجهایی که شاید از بیرون شکوهمند یا تأثیرگذار بهنظر برسند، اما پایهٔ آنها بر انکارِ واقعیت استوار است.
وقتی حقیقت آزار دهنده می شه دروغ می گیم و دروغ می گیم تا جایی که دیگه یادمون نمیاد حقیقتی هم وجود داشته اما حقیقت هنوز اونجاست. هر دروغی که می گیم یه بدهی به حقیقته که دیر یا زود باید اون بدهی پرداخت بشه. (والری لگاسف - چرنوبیل)
🔵 در عمل، این اوجگیریِ دیوانهوار ناشی از دروغ و توهم یعنی دور شدنِ روزافزون از واقعیاتی که باید پذیرفته و برایشان پاسخهای منطقی و راهکارهای عملی ساخته میشد. ممکن است در کوتاهمدتِ رسانهای یا سیاسی این اوجها موفق بهنظر آیند، اما هرچه فاصله با حقیقت بیشتر شود، بدهیِ اخلاقی، عملی و نهادی سنگینتر و هزینهٔ تسویهٔ آن نیز بالاتر میرود.
هزینه دروغ چقدره؟ این که ما اونو با حقیقت اشتباه بگیریم خطرناک نیست، خطر واقعی اینه که اگه زیاد دروغ بشنویم دیگه حقیقت رو تشخیص نمی دیم. (والری لگاسف - چرنوبیل)
🔵 نتیجهٔ نهاییِ انباشتِ دروغ و توهم را میتوان در لحظهٔ فروپاشیِ ساختاری مشاهده کرد: زمانی که سپرِ ابهام شکسته شود، تمامِ تناقضات، هزینهها و پیامدهای پنهانْ یکباره به سطح میآیند و سقوطِ ناگهانیِ مشروعیت و کارکردِ سیستم را ممکن میکنند.
در پستهای بعدی — پس از شرحِ مبانیِ کنونی — قصد دارم با مثالهای گسترده نشان دهم که چگونه «بالِ کوریپردازش» و «بالِ دروغ و توهم» در کنارِ هم سپرِ «ابهام» را میسازند و پس از شکستنِ این سپر چه پیامدهایی پدید میآیند.
@shantianotes
فهرست مطالب پرنده شیعه
