(نظریهٔ شنتیا آرین)
🔵 کوریپردازش در روانشناسی به وضعیتی اشاره دارد که در آن سیگنالها یا محرکها دریافت میشوند اما مغز آنها را پردازش نمیکند. یعنی یکی یا چند حس فعال میشوند، اما بهصورت عمدی یا بهخاطر مکانیزمهای شناختی، از پردازش آنها خودداری میشود.
برای مثال: وقتی مشغولِ خواندن کتابی هستید، صدای حرفزدن دیگران را میشنوید اما سیستمِ شناختی شما آن را پردازش نمیکند.
🔵 نمونهٔ کوریپردازش در رفتارِ جمهوری اسلامی را میتوان در ناتوانیِ سازمانی و ادراکی در پردازشِ وقایع سیاسی، اقتصادی، استراتژیک و بینالمللی دید. این نوع کوریپردازش عمیق، باعث شد حکومت در محاسباتِ راهبردیاش دچار خطا شود؛ یعنی دادهها یا شواهدِ مهم نادیده گرفته شدند یا کمتر وزن داده شدند و نتیجهٔ تصمیمها تحتتأثیر این نارسایی شناختی قرار گرفت.
برای مثال، حکومت تلاش کرد الگویِ دیکتاتوری را پی بگیرد، اما کمتر توجه کرد که برخی رژیمهای اقتدارگرا (مانند روسیه یا چین) با حفظِ سطحی از ارتباط با جهانِ غرب و پذیرشِ عناصرِ اقتصادیِ بینالمللی به کجا رسیدهاند، و از سویی دیگر، رژیمهایی که بهصورت کامل به تقابل با غرب چسبیدند (مانند عراقِ صدام، لیبیِ قذافی، یا برخی دورهها در افغانستان و سوریه) با چه نتایجی روبهرو شدند. این مقایسه اما سادهانگارانه است و نیاز به زمینهسازی و تحلیلِ عواملِ دیگر دارد (در ادامه اشاره میکنم).
🔵 کوریپردازش، بهعنوان یکی از بالهای «پرندهٔ شیعه»، محاسباتِ نادرست را رقم زد و باعث شد در تصمیمگیریهای کلیدی دادههای حیاتی حذف یا کماهمیت شمرده شوند. اما کوریپردازش بهتنهایی علتِ همهٔ مشکلات نبود؛ بالِ دوم — یعنی «دروغگویی و توهم» — نیز در تشدیدِ نتایجِ فاجعهآمیز نقش داشت که در بخشهای بعدی توضیح خواهم داد.
@shantianotes
فهرست مطالب پرنده شیعه
