TGViewer
Channel Public Channel
احمد‌‌‌ شاملو‌

احمد‌‌‌ شاملو‌

@shamlouhouse

■ کانال تلگرام احمد شاملو‌

■ Twitter: @ShamlouHouse

■ Clubhouse: Ahmad Shamlou احمد شاملو
‌
Subscribers
43.2K
Photos
332
Videos
46
Links
370
Recent Posts 20 shown
Post #1559 44.3K
❑ هجرانی


چه هنگام می‌زیسته‌ام؟
کدام مجموعه‌ی پیوسته‌ی روزها و شبان را
من ــ

اگر این آفتاب
هم آن مشعلِ کال است
بی‌شبنم و بی‌شفق
که نخستین سحرگاهِ جهان را آزموده است.

چه هنگام می‌زیسته‌ام،
کدام بالیدن و کاستن را
من
که آسمانِ خودم
چترِ سرم نیست؟ ــ

آسمانی از فیروزه نیشابور
با رگه‌های سبزِ شاخساران،
همچون فریادِ واژگونِ جنگلی
در دریاچه‌یی،
آزاد و رها
همچون آینه‌یی
که تکثیرت می‌کند.

ـ□

بگذار
آفتابِ من
پیرهنم باشد
و آسمانِ من
آن کهنه‌کرباسِ بی‌رنگ.

بگذار
بر زمینِ خود بایستم
بر خاکی از بُراده‌ی‌ الماس و رعشه‌ی‌ درد.

بگذار سرزمینم را
زیرِ پای خود احساس کنم
و صدای رویشِ خود را بشنوم:
رُپ‌رُپه‌ی طبل‌های خون را
در چیتگر
و نعره‌ی ببرهای عاشق را
در دیلمان.

وگرنه چه هنگام می‌زیسته‌ام؟
کدام مجموعه‌ی پیوسته‌ی روزها و شبان را من؟


۱۵ اسفند ۱۳۵۶
پرینستون


■ شعر هجرانی | از دفتر ترانه‌های کوچک غربت | تلگرام و ایکس احمد شاملو


■ Ahmad Shamlou
Telegram احمد‌‌‌ شاملو‌ ■ کانال تلگرام احمد شاملو‌ ■ Twitter: @ShamlouHouse ■ Clubhouse: Ahmad Shamlou احمد شاملو ‌
Post #1557 45.8K
❑ بر کدام جنازه زار می‌زند...


بر کدام جنازه زار می‌زند این ساز؟
بر کدام مُرده‌ی پنهان می‌گرید
این سازِ بی‌زمان؟

در کدام غار
بر کدام تاریخ می‌موید این سیم و زِه،
این پنجه‌ی نادان؟


بگذار برخیزد مردمِ بی‌لبخند
بگذار برخیزد!


زاری در باغچه بس تلخ است
زاری بر چشمه‌ی صافی
زاری بر لقاحِ شکوفه بس تلخ است
زاری بر شراعِ بلندِ نسیم
زاری بر سپیدارِ سبزبالا بس تلخ است.
بر برکه‌ی لاجوردینِ ماهی و باد چه می‌کند این مدیحه‌گوی تباهی؟
مطربِ گورخانه به شهر اندر چه می‌کند
زیرِ دریچه‌های بی‌گناهی؟


بگذار برخیزد مردمِ بی‌لبخند
بگذار برخیزد!


۱۸ شهریورِ ۱۳۷۲


■ از دفتر در آستانه | کانال تلگرام احمد شاملو

■ Ahmad Shamlou
Telegram احمد‌‌‌ شاملو‌ ■ کانال تلگرام احمد شاملو‌ ■ Twitter: @ShamlouHouse ■ Clubhouse: Ahmad Shamlou احمد شاملو ‌
Post #1556 53.6K
بُهتان مگوی


بُهتان مگوی
که آفتاب را با ظلمت نبردی در میان است.

آفتاب از حضورِ ظلمت دلتنگ نیست
با ظلمت در جنگ نیست.
ظلمت را به نبرد آهنگ نیست،
چندان که آفتاب تیغ برکشد
او را مجالِ درنگ نیست.

همین بس که یاری‌اش مدهی
سواری‌اش مدهی.


دیِ ۱۳۶۳


■ بُهتان مگوی | احمد شاملو | دفتر مدایح بی‌صله | کانال تلگرام احمد شاملو

■ Ahmad Shamlou
Telegram احمد‌‌‌ شاملو‌ ■ کانال تلگرام احمد شاملو‌ ■ Twitter: @ShamlouHouse ■ Clubhouse: Ahmad Shamlou احمد شاملو ‌
Post #1555 51K
از آن‌جا که حکومت‌های فردی، معمولاً قشری از فاسدترین و سودجوترین افراد جامعه را به گرد خود متبلور می‌کند که جز سوء استفاده از قدرت هدفی ندارند، سانسور حصاری می‌شود که توده‌های مردم را از عمق فساد گروه حاکمه، از کشف ارقام نجومی غارت و چپاول ثروت‌های ملّی و از درک اسراری که در پس پرده‌های فروافکنده و درهای بسته می‌گذرد بی‌خبر نگه می‌دارد... این توجیه که پاره‌یی از لب‌ها را برای آن‌که دکه‌ی آزادی جامعه باز بماند می‌دوزیم، توجیه خررنگ‌کنی بیش نیست. زیرا وقتی که «جزئی از یک ملّت» نتواند آن‌چه را که در فکر و اندیشه‌ی جست‌وجوگر یا سازنده‌اش گذشته است به آزادی بیان کند، دیگر «آزادی کُل آن ملّت» حرف مفتی بیش نخواهد بود. و این موضوعی خنده‌آور است که معمولاً «دولت‌ها» همه میهن‌پرست و طرفدار آزادی هستند و «ملّت‌ها» همه دشمن آزادی و میهن خویش!


■ احمد شاملو | سخن سردبیر، ایرانشهر، شمارهٔ طلیعه | کانال تلگرام احمد شاملو

■ ShamlouHouse
Post #1554 59.8K

Forwarded from بارو

قافله‌ی مردگان
[خوانش شعری از الف. بامداد]

پژمان واسعی
ـــــــــــــــــــــــــــ از دفتر پانزدهم بارو


خواب‌آلوده هنوز…

خواب‌آلوده هنوز
در بستری سپید
صبحِ کاذب
در بورانِ پاکیزه‌یِ قطبی.
و تکبیرِ پرغریوِ قافله
که: «رسیدیم
آنک چراغ و آتشِ مقصد!»



ــ گرگ‌ها
بی‌قرار از خُمارِ خون
حلقه بر بارافکنِ قافله تنگ می‌کنند
و از سرخوشی
دندان به گوش و گردنِ یکدیگر می‌فشرند.

«ــ هان!
چند قرن، چند قرن به انتظار بوده‌اید؟»


و بر سفره‌یِ قطبی
قافله‌یِ مُرده‌گان
نمازِ استجابت را آماده می‌شود
شاد از آن که سرانجام به مقصد رسیده است.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این شعر بی‌تاریخ، قطعۀ سوم از دفتر مدایحِ بی‌صله (اشعارِ تا سال ۱۳۶۹) است. از اشعار قبل و بعد از آن می‌توان استنباط کرد که بین سال ۱۳۵۷ و ۱۳۶۰ سروده شده است. در جملۀ اول از بند نخست، سخن از صبح کاذب است، ایماژ مورد علاقۀ شاعر که در شعر سیاسی دیگری، در دوره‌ای دیگر، در قالب استعاره‌ای گسترده به کار برده بود (با چشم‌ها/ ز حیرتِ این صبحِ نابه‌جای …)، با این تفاوت که در آن شعر، گوینده تلاش می‌کرد تا به مخاطبانش بفهماند: «از شب هنوز مانده دو دانگی»، اما اینجا صحبت از «خواب‌آلودگی» و «بوران پاکیزۀ قطبی» است، و پیشاپیش می‌توان حدس زد که: «برنامۀ طلوع خورشید به‌کلی لغو شده است!»

در جملۀ دوم، قافله‌ای که آتش و چراغی از دور می‌بیند، به خیال آنکه به مقصد رسیده، شادی‌کنان غریو «الله اکبر» برمی‌آورد. این لفظ گویای دو چیز است: اولاً همراهان قافله مذهبی هستند؛ و ثانیاً این سفر اساساً نوعی حرکت مذهبی بوده است («نماز استجابت»، در بند آخر، مؤید این برداشت است؛ همچنین یادآور شعر دیگری با نام شب‌بیداران: گفتند:/ «برآمدنِ روز را/ به دعا/ شب‌زنده‌داری کردیم./ مگر به یُمنِ دعا/ آفتاب/ برآید.»).

بند دوم، شامل دو قسمت جداگانه است. قسمت نخست، شادی گرگ‌هایی گرسنه را تصویر می‌کند که درست در مقصد مفروض قافله به انتظار ایستاده‌اند. آیا آتشی که قافله از دور می‌دیده حاصل مکاشفه‌ای متوهمانه بوده است یا برق چشم گرگ‌ها (فریب شکارگران کمین‌کرده)؟ و آیا گرگ‌ها به طور اتفاقی سر و کله‌شان در بارافکن قافله پیدا شده است؟ قسمت دوم همین بند، کلید فهم شعر را در قالب یک پرسش به دست می‌دهد: « ــ هان!/ چند قرن، چند قرن به انتظار بوده‌اید؟» «هان» می‌تواند حاکی از آگاهیِ پیشین یا دریافت ناگهانیِ گوینده باشد. و تکرار «چند قرن»، غیر از تأکید، مبیّن تأسف و حیرت نیز هست. این پرسش قرینه‌ای است که ثابت می‌کند گرگ‌ها‌ در اینجا نه گرگ‌اند و نه صرفاً نماد انسان‌هایی درنده‌. صحبت از چندین و چند نسل است و آرزویی به بلندای چند قرن. در این صورت گرگ‌ها می‌توانند نماد طبقه‌ای باشند، یا مکتبی و تفکری. و بنابراین، قافله شامل جماعتی عظیم است، نه چند تن که نهایتاً خوراک چند روز یک گله گرگ گرسنه را فراهم آورده باشد...


◄ [کلیک کنید: متن کامل]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

■ به «بارو» بپیوندید.

■ Telegram | Instagram
مجله بارو دفتر پانزدهم بارو - قافله‌ی مردگان - پژمان واسعی - بارو دفتر پانزدهم بارو ــ خواب‌آلوده هنوز... / خواب‌آلوده هنوز / در بستری سپید / صبحِ کاذب / در بورانِ پاکیزه‌یِ قطبی. / و تکبیرِ پرغریوِ قافله / که: «رسیدیم / آنک چراغ و آتشِ مقصد!» / ــ گرگ‌ها / بی‌قرار از خُمارِ خون / حلقه بر بارافکنِ قافله تنگ می‌کنند / و…
Post #1553 58.7K
❑‌ نوروز در زمستان


سالی
نوروز
بی‌چلچله بی‌بنفشه می‌آید،
بی‌جنبشِ سردِ برگِ نارنج بر آب
بی گردشِ مُرغانه‌ی رنگین بر آینه.

سالی
نوروز
بی‌گندمِ سبز و سفره می‌آید،
بی‌پیغامِ خموشِ ماهی از تُنگِ بلور
بی‌رقصِ عفیفِ شعله در مردنگی.

سالی
نوروز
بی‌خبر می‌آید
همراهِ به‌درکوبی‌ مردانی
سنگینی‌ بارِ سال‌هاشان بر دوش:
تا لاله‌ی سوخته به یاد آرد باز
نامِ ممنوع‌اش را
و تاقچه‌ی گناه
دیگر بار
با احساسِ کتاب‌های ممنوع
تقدیس شود.

در معبرِ قتلِ عام
شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.
دروازه‌های بسته
به‌ناگاه
فراز خواهد شد
دستانِ اشتیاق
از دریچه‌ها دراز خواهد شد
لبانِ فراموشی
به خنده باز خواهد شد
و بهار
در معبری از غریو
تا شهرِ خسته
پیش‌باز خواهد شد.

سالی
آری
بی‌گاهان
نوروز
چنین
آغاز خواهد شد.



نوروزِ ۱۳۵۶ و پاییزِ ۱۳۷۲

■ شعر نوروز در زمستان | از دفتر حدیث بی‌قراری ماهان | تلگرام و صفحهٔ توییتر احمد شاملو

■ Ahmad Shamlou
Telegram احمد‌‌‌ شاملو‌ ■ کانال تلگرام احمد شاملو‌ ■ Twitter: @ShamlouHouse ■ Clubhouse: Ahmad Shamlou احمد شاملو ‌
Post #1552 70.3K
■ آن‌که بیانی سحرانگیز و شنوندگانی مجذوب و بلندگویی پرتوان دارد، مسئول‌تر از جراحی است که دست به شکافتن جمجمه‌یی می‌زند. مسئولیت‌ناشناسی جراح، یک تن را می‌کُشد؛ مسئولیت‌ناشناسی روشنفکر، جامعه‌یی را. ـــــــــ احمد شاملو

■ @ShamlouHouse
Post #1551 70.6K
@ShamlouHouseShamlou, Hafez
■ غزلِ حافظِ شیراز (حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفت...) | صدای احمد شاملو | موسیقی فریدون شهبازیان | کانال تلگرام احمد شاملو


@ShamlouHouse
Post #1550 68.9K
@ShamlouHouseShamlou | Hafez
■ غزلِ حافظِ شیراز (حجابِ چهرهٔ جان می‌شود غبارِ تنم...) | صدای احمد شاملو | موسیقی فریدون شهبازیان | کانال تلگرام احمد شاملو

@ShamlouHouse
Post #1548 63.6K
@ShamlouHouseAhmad Shamlou, Hafez Shiraz
■ غزلِ حافظِ شیراز (تاب بنفشه می‌دهد طُره‌ی مُشک‌سای تو...) | صدای احمد شاملو | موسیقی فریدون شهبازیان | کانال تلگرام احمد شاملو

■ @ShamlouHouse
Post #1547 62.5K
Saman Bouyan | Hafez@ShamlouHouse
■ غزل حافظ شیراز (سمن‌بویان غبارِ غم چو بنشینند بنشانند...) | صدای احمد شاملو | موسیقی فرهاد فخرالدینی | کانال تلگرام احمد شاملو

■ @ShamlouHouse
Post #1546 60.8K
@ShamlouHouseAhmad Shamlou, Hafez
■ غزل حافظ شیراز (ای صبا نکهتی از خاکِ رهِ یار بیار...) | روایت و صدای احمد شاملو | موسیقی فریدون شهبازیان | کانال تلگرام احمد شاملو

■ @ShamlouHouse
Post #1544 91.2K
زیرا که مردگانِ این سال عاشق‌ترینِ زندگان بوده‌اند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اشک رازی‌ست
لب‌خند رازی‌ست
عشق رازی‌ست


اشکِ آن شب لب‌خندِ عشق‌ام بود.

ـ□

قصه نيستم که بگویی
نغمه نيستم که بخوانی
صدا نيستم که بشنوی
يا چيزی چنان که ببينی
يا چيزی چنان که بدانی…


من دردِ مشترک‌ام
مرا فرياد کن.



■ عشق عمومی | شعر و صدای احمد شاملو | موسیقی مرتضی حنانه | کانال تلگرام احمد شاملو

■ @ShamlouHouse
Post #1543 65.6K
@ShamlouHouseShamlou, Shajarian
■ رباعیات خیام ۲ | دکلمه‌ی احمد شاملو، آواز محمدرضا شجریان، موسیقی فریدون شهبازیان | دریافت قطعات و آلبوم‌های بیشتر در کانال تلگرام احمد شاملو

■ @ShamlouHouse
Post #1542 67K
@ShamlouHouseShamlou, Shajarian
■ رباعیات خیام ۱ | دکلمه‌ی احمد شاملو، آواز محمدرضا شجریان، موسیقی فریدون شهبازیان | دریافت قطعات و آلبوم‌های بیشتر در کانال تلگرام احمد شاملو

■ @ShamlouHouse
Post #1541 63.9K
■ رباعیات خیام | دکلمه‌ی احمد شاملو، آواز محمدرضا شجریان، موسیقی فریدون شهبازیان | کانال تلگرام احمد شاملو

■ @ShamlouHouse
Post #1540 71.6K
‍ ❑ فصلِ دیگر


بی‌آن‌که دیده بیند،
در باغ
احساس می‌توان کرد
در طرحِ پیچ‌پیچِ مخالف‌سرای باد
یأسِ موقرانه‌ی برگی که
بی‌شتاب
بر خاک می‌نشیند.

ـ□ 

بر شیشه‌های پنجره
آشوبِ شبنم است.
ره بر نگاه نیست
تا با درون درآیی و در خویش بنگری.

با آفتاب و آتش
دیگر
گرمی و نور نیست،
تا هیمه‌خاکِ سرد بکاوی
در
رؤیای اخگری.

ـ□

این
فصلِ دیگری‌ست
که سرمایش
از درون
درکِ صریحِ زیبایی را
پیچیده می‌کند. 

یادش به خیر پاییز
با آن
توفانِ رنگ و رنگ
که برپا
در دیده می‌کند!

 ـ□

هم برقرارِ منقلِ اَرزیزِ آفتاب،
خاموش نیست کوره
چو دی‌سال: 

خاموش
خود
منم!

مطلب از این قرار است:
چیزی فسرده است و نمی‌سوزد
امسال
در سینه
در تنم!


 ‏۱۳۴۹

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

■ از دفتر شکفتن در مه | شعر و صدای احمد شاملو | موسیقی اسفندیار منفردزاده | کانال تلگرام احمد شاملو

Telegram ■ Twitter
Telegram attach 📎
Post #1539 54.9K
❑‌ ببر


آن دَلاّدَلِّ حیات
که استتارِ مراقبتش
در زخمِ خاک
سراسر
نفسی فروخورده را مانَد.

سایه و زرد
مرگِ خاموش را مانَد،
مرگِ خفته را و قیلوله‌ی خوف را.
هر کَشاله‌اش کِیفی بی‌قرار است
نهان
در اعصابِ گرسنگی،
سایه‌ی بهمنی
به خویش اندر چپیده به هیأتِ اعماق.

هر سکون‌اش
لحظه‌ی مقدرِ چنگالِ نامنتظر،
جلگه‌ی برف‌پوش
سراسر
اعلامِ حضورِ پنهانش:
به خون درغلتیدنِ خفتگانِ بی‌خبری
در گُرده‌گاهِ تاریخ.

ـ□

ای به خوابِ خرگوران فروشده
به نوازشِ دستانِ شرورِ یکی بدنهاد!
ای زنجیرِ خواب گسسته به آوازِ پای رهگذری خوش‌سگال!


ــــــــــــــــــــــــــــــــ

■ شاعر: احمد شاملو | از دفترِ در آستانه | کانال تلگرام احمد شاملو

Telegram ■ Twitter
Telegram احمد‌‌‌ شاملو‌ ■ کانال تلگرام احمد شاملو‌ ■ Twitter: @ShamlouHouse ■ Clubhouse: Ahmad Shamlou احمد شاملو ‌
Post #1538 60.7K
يكى كَشتى در چشمانت
باد را مُسخّر مى‌كرد.
چشمان تو ولايتى بود
كه به آنى بازش مى‌شناسند.

صبور
چشمانت ما را انتظار مى‌كشيد.

زير درختان جنگل‌ها
در باران در بوران
بر برف ستيغ‌ها
ميان چشم‌ها و بازى‌هاى كودكان،
صبور
چشمانت ما را انتظار مى‌كشيد.
درّه‌يى بود
گسترده‌تر از يكى برگِ علف
و آفتاب‌شان
خرمن‌هاى بى‌بركت انسانى را پُربار مى‌كرد.

ما را انتظار مى‌كشيد تا ديدارمان كند
همواره،
چرا كه ما عشق را باز مى‌آورديم
جوانىِ عشق را
و حجّت عشق را
هشيوارىِ عشق را
و بى‌مرگى را.


از هفت شعر عاشقانه در جنگ | شاعر: پل الوار | مترجم: احمد شاملو

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

■ کانال تلگرام احمد شاملو

Telegram ■ Twitter
Telegram احمد‌‌‌ شاملو‌ ■ کانال تلگرام احمد شاملو‌ ■ Twitter: @ShamlouHouse ■ Clubhouse: Ahmad Shamlou احمد شاملو ‌
Older posts →

About this channel

How can I read @shamlouhouse without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for احمد‌‌‌ شاملو‌: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does احمد‌‌‌ شاملو‌ have?
احمد‌‌‌ شاملو‌ (@shamlouhouse) has 43.2K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does احمد‌‌‌ شاملو‌ know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →