فورد از دیدن یک سیارهی تازه و عجیب هیجانزده شده بود و این رخداد، همانگونه که بود، برای او کافی بود. از این که زاپود داستانهای مزخرفی رو که توی ذهنش ساخته بود به این منظره ربط میداد تا دیدن سیارهی جدید رو برای خودش به رخدادی جالب و مهم بدل کنه، ناراحت شده بود. همین که یه باغ زیبا و جالبه کافی نیست؟ چرا آدم برای اینکه باغ زیبا و جالب باشه باید هزار تا قصه اختراع کنه و بگه در این باغ جن و پری زندگی میکنند؟
راهنمای کهکشان برای اتواستاپزنها نوشتهی داگلاس آدامز، ترجمهی آرش سرکوهی #قاچ
🌌SFF Realm | قلمروی عتف