TGViewer
Channel Public Channel
پوریا هاشمی

پوریا هاشمی

@seyedpooriahashemi

پایگاه اشعار سید پوریا هاشمی

@adddmiiiiiinnn
Subscribers
3.76K
Photos
126
Videos
41
Links
24
Recent Posts 20 shown
Post #1529 469
تقدیم به آستان نوری حضرت زهرا س


آن روز که عرش بود خلوت..
تحت نظر تو بود خلقت!

قبل از همه بوده ای و هستی..
در عالم نور پیشکسوت

جبریل برای بردن وحی..
اول ز تو می‌گرفت رخصت

افتاده به پات هر پیمبر
ای سرّ حقیقی نبوت

هر حرف که می‌زنی تو قرآن
هر کار که می‌کنی تو سنت

یک جلوه ز جلوه ی تو توحید
یک شان ز شان تو ولایت

ارث پدری توست دنیا
ملک‌ پدری توست جنت

شاگرد تو بوده و عجب نیست..
گر فضه کند به ما امامت!

هستی تو امام بر ائمه
هستی به حجج یگانه حجت

هر وقت که از تو‌ حرف ‌می‌زد..
موسای کلیم‌ داشت لکنت

بر خانه ی تو سلام می داد
احمد ،سر صبح ،راس ساعت

رحمت به تمام شیعیانت!
بر منکر روضه ی تو لعنت!

دست کرمت امید شیعه
ای چادر تو پناه امت!

ما بچه ی بی وفای جاهل
تو مادر خوب و با محبت

کوری حسود های یثرب..
یا فاطمه جان سرت سلامت!

ای حوریه جای تو بهشت است
رفتی به زمین! چه بود علت؟!

شرمنده اگر که اهل دنیا
دادند به تو هزار زحمت

در کوچه تو را زدند و بعدا..
کردند ز گریه ات شکایت

از بعد قضیه ی قباله
حیدر ز تو می‌کشد خجالت..

از داغ تو بانوی رشیده
دیگر کمر علی خمیده


#فاطمیه

@seyedpooriahashemi
  • ❤ 20
Post #1528 699
تقدیم به آستان نوری حضرت زهرا س


به نام خدا حضرت حی داور
اجازه گرفتم ز احمد ز حیدر

به من اذن دادند از تو بگویم
ازین چیست خوش‌تر؟ ازین چیست بهتر؟

رسیدم به مولا به تو گفت زهرا
رسیدم به قرآن به تو گفت کوثر

قیامت که تاج طلا بر سر توست..
همه دل پریشان، همه خاک بر سر

فقیرند بر تو رسولان اعظم
دخیلند بر تو امامان دیگر

تو بودی تو بودی ،علی بود علی بود
از آخر به اول ،از اول به آخر

به دلگرمی تو علی فتح می‌کرد
اگر رفت خندق اگر رفت خیبر

خدا فخر می‌کرد وقت نمازت
به یک سجده ی تو صد الله اکبر!

تو حُسن تمام و تمامی حسنی
نه! کم گفتم اصلا.. ازین هم فراتر!

خلاصه همه کارشان گیر زهراست
چه عالم چه جاهل چه مومن چه کافر!

هزاران برابر تو را دوست‌ دارم
تورا دوست ‌دارم هزاران برابر

اغیثینی امّاه! اغیثینی امّاه!
گرفتار و زارم هراسان‌ و مضطر

بدون‌ تو بودن حرام است بر من!
مرا زیر چادر نگه دار مادر!

به قربان یک تار موی حسینت..
تمام خلایق الی روز محشر
*

خلاصه بگویم همه روضه هارا
عزادارمان کرد یک چوبه ی در


زن خانه افتاد در آتش و دود
بمیرم برایش چه می‌دید شوهر؟!

#فاطمیه

@seyedpooriahashemi
  • ❤ 18
Post #1527 1.59K
روضه حضرت معصومه سلام الله علیها

از جگر سوختگان آه شرربار ببین
خیز از طوس و بیا حال مرا زار ببین

کاش می‌شد که دل سیر تماشات کنم
یار گمگشته! تو برگردی و پیدات کنم

چقدَر کوه و کمر را پی تو آمده ام
به تمنای رُخت ناله ی هجران زدم

چندماه است که آوارگی اقبال من است
چادر خاکی من شاهد احوال من است

منِ معصومه کجا رنج بیابان گردی؟!
کاش یک‌بار به این خسته نظر میک‌ردی

خبری باد صبا از تو نیاورد آخر
دست تقدیر مرا راهی قم کرد آخر

پیِ تکریمِ منِ پرده نشینِ بدحال
سربه زیر آمده بودند همه استقبال

سر هر کوچه که رفتیم سلامم کردند
مثل پروانه همه دور و برم میگ‌ردند

دور بودم همه جا از نظر بیگانه
خانه ام خانه ی نور است نه یک ویرانه

گریه کردیم ولی حین مناجات فقط
کوچه رفتیم ولی کوچه سادات فقط

کاش بودی که ببینی چقدر تب کردم
من در این شهر فقط گریه به زینب کردم

کاش می‌شد بنویسند دروغ است دروغ
رفتن عمه ما بر سر بازار شلوغ

چه کسی داشت گمان از سر ایوان بلند..
عده ای بی سر و پا سنگ به زینب بزنند!

فکر کن‌ دور نوامیس خدا معرکه بود
فکر کن چادر ناموس خدا دست که بود؟!

#حضرت_معصومه
@seyedpooriahashemi
  • ❤ 14
Post #1526 2.1K

Forwarded from حُـسِيـنـْ جــانـ

ای ماه پشت ابر ، در شبهای هجرانی
حق می دهم من را دگر از خود نمی دانی

نوکر نمی فهمد محبت های مولا را
خیرت رسیده به گدا ، پیدا و پنهانی

موی سپید نوکرانت هم نمایان شد
پس کی به پایان می رسد این راه طولانی

در دل شراری هست که ناگفته می بینی
در سینه دردی هست که ناگفته می دانی

ای کربلایی ! زیر قُبِّه یاد کن ما را
محتاج محتاجیم ، ماییم و پریشانی

« قربان جدت که ته گودال قرآن خواند
افتاد بر هر نیزه ای ، آیات قرآنی »

#سیدپوریا_هاشمی


#اللهم_عجل_الولیک_الفرج
#امام_زمان_عج
#کربلا

💠 @hossein_jaan
  • ❤ 19
Post #1525 2.47K

Forwarded from مکتب الرضاعلیه السلام

🎒تهیه و توزیع بسته‌های تحصیلی
↙️شامل لوازم التحریر، لباس(روپوش)، کوله پشتی و ...

💵هزینه‌ی هر بسته برای یک دانش آموز ۵ میلیون تومان

💳شماره کارت
۶۰۳۷_۹۹۷۹_۵۰۴۰_۰۳۴۲
بنام‌ مرکز نیکو کاری مکتب الرضا علیه السلام

#هیئت_مکتب_الرضا
@razaviouninfo
  • ❤ 8
Post #1524 2.61K
یا صالح بن موسی

مزار زاده ی موسی که در شمیران است..
شعاع مرحمتش بر تمام ایران است

بگیر دست توسل بر آن ضریح شریف
که در تواتر نورش نجف نمایان است

شکسته باش! که در هر شکست آینه اش
هزار باب گشایش به ما گدایان است

نثار حضرتش صلواتی تقدیم کنید

@seyedpooriahashemi
  • ❤ 21
Post #1523 2.79K
تقدیم به امام حسن عسکری علیه السلام


سجده کردم بر آن خداوندی..
که به من داده با تو پیوندی

آن خدا که مدال داده به من..
روی قلبم نوشته عبد‌حسن

گذرم را به کوچه ات انداخت
سامرای ‌تو را به قلبم ساخت

هدف از خلقتم برای تو بود
طینتم خاک زیر پای تو بود

گرچه افتاده بر زمین بارم
از گدایان سابقه دارم

به همه گفته ام که حیدریم
کاسه لیس امام عسکریم

کیستی ای عصاره حسنات؟!
جان ما ،جان عالمی به فدات

عرش بر‌محور تو می‌گردد
کعبه دور سر تو می‌گردد

باطن لا اله الا الله..
یا حسن یا وجیها عندالله!

حضرت رازق خواص و عوام
حسن بن علی علیه سلام

*

حیف با اینهمه‌ کراماتت
در غریبی گذشت اوقاتت

آه از پادگان و از محنش
بغض سربازهای بد‌دهنش

بین تبعید پشت هر دردی..
یاد شهر مدینه می‌کردی

چشم هایت همیشه دریا بود
ذکر هر لحظه ی تو زهرا بود

چه شده امشب ای مسیح بشر
زار افتاده ای‌ در این بستر

آب میخواست کام عطشانت
کاسه میخورد روی دندانت

جگر تو اگرچه شعله ور است
سر تو روی دامن پسر است

بدنت زخم نیست عریان نیست
بسترت پهنه ی بیابان نیست

خیزران نیست طشت اینجا نیست
بر سر غارت تو دعوا‌ نیست

بدنت زیر پای لشکر نیست
تلخی زهر مثل خنجر نیست

یاد جدت بسوز در این بین..
دم آخر بگو حسین حسین

#امام_عسکری

@seyedpooriahashemi
  • ❤ 22
Post #1522 2.34K

Forwarded from پوریا هاشمی

شهادت پیغمبر اکرم ص

بوی غم می آید از شهر پیمبر بعد از این
می‌زند بر سینه اش الله اکبر بعد از این

ناله ی مسجد بلند و گریه مسجد بلند
چون به مسجد نیست احمد روی منبر بعد از این

فاطمه دارد کنار بسترش دق میکند
می‌چکد خونابه ی چشمان دختر بعد از این

شهر بی پیغمبر اصلا جای حیدر نیست که
نیست این دریای جوشان جای گوهر بعد از این

رفتن بابا ز خانه کار خود را میکند
می‌رود امنیت از این خانه دیگر بعد از این

نه سلامی.. نه علیکی.. نه نگاهش میکنند
کوچه کوچه می‌رود بی یار حیدر بعد از این

گرچه عزراییل زد آرام روی در ولی..
می‌زند نامحرمی محکم بر این در بعد از این

خانه ای که خشت خشتش آیه ی وحی خداست
بوی آتش دارد از این قوم کافر بعد از این

وای بر دست علی و چشم تارش بعد از این
وای بر پهلو و بر بازوی کوثر بعد از این

آن سری که بوسه گاه احمد مختار بود
می‌کشد سردرد از سیلی مکرر بعد از این

#یا_محمد

@seyedpooriahashemi
  • ❤ 6
Post #1521 2K

Forwarded from پوریا هاشمی

یا رسول الله

معکم معکم لا مع غیرکم!

با شمایم با شما، ای عشقتان ایمان من!
اسمتان ذکر من است و حرفتان قرآن من

دستبوسم،کاسه لیسم ،خانه زادم ،نوکرم
غیر ازین‌ها نیست در پیش شما عنوان من

شیعه ای از خاک ایرانم مزاحم میشوم
مثل سلمانت صدایم میکنی سلمان من؟!

رحمت للعالمینی رحم کن بیچاره ام
جان زهرا دست لطفی هم بکش بر جان من

من از آن مرد یهودی کمترم آقای من؟؟
کاش میشد با علی باشی شبی مهمان من

من بمیرم در احد با سنگ دندانت شکست
چون اویس ای کاش امشب بشکند دندان من

"اشهد اَنَّ علیّا حُجَّتُ الله" از تو بود
تو علی دادی به من،او شد سرو سامان من

دست‌پخت فاطمه مارا مسلمان کرده است
بوی زهرا میدهد از برکت تو نان من

رفتن تو میشود آغاز غمهای علی
بوی آتش میدهد این دیده ی گریان من

#یا_محمد
@seyedpooriahashemi
  • ❤ 4
Post #1520 1.66K

Forwarded from پوریا هاشمی

یا امام الرحمه یا رسول الله ادرکنی
هرکجا حرف شما آمد سعادت دیده ایم
ما چه رحمت هایی از آقای رحمت دیده ایم

بیشتر نام تو روی بچه های ماست چون
بیشتر از هرکسی از تو محبت دیده ایم

چشم تو اسلام شد ما نیز تسلیمش شدیم
در نگاه تو کرامت بی نهایت دیده ایم

از یهودی ها عیادت کردی ازماهم بکن
با چه شوقی شب به شب خواب عیادت دیده ایم

تو امینی پس دل ماهم امانت پیش تو
سربه راهش کن که از غفلت خسارت دیده ایم

سیرمان کن باهمان یک تکه نان سفره ات
از همان رزق کمت هم خیر و برکت دیده ایم

سیزده خورشید دیگر جلوه خورشید توست
مصطفی را ماهمه در چند نوبت دیده ایم

اسم زیبای تورا گفتیم و گفتی یاعلی
از شما جز گفتن از حیدر به ندرت دیده ایم

دختر مظلومه ات امشب سه جا دارد عزا
او مصیبت دیده پس ماهم مصیبت دیده ایم

#یا_محمد
@seyedpooriahashemi
  • ❤ 5
Post #1519 1.5K

Forwarded from پوریا هاشمی

یا سیدی یا رسول الله ص


ذکر خیر تو رسیدست به هر انجمنی
به همه گفته‌ ام از خلق‌ عظیمت علنی

"اَبَوا هذه الامه‌" به دلم‌ قاب شده
شدم از روز ازل هم‌ نجفی هم‌ مدنی

من ندیده شده ام عاشق تو! یادم کن
عجمی هستم و شاگرد اویس قرنی

لافتی مال علی بود ولی گفت علی
نیست‌ مانند پیمبر به خدا صف شکنی

برو به خانه زهرا که خدا هم آنجاست
بروی جمع بینداز کسای یمنی

همه دیدند به زهرا چقدر حساسی
خم شدی بوسه به آن دست مبارک بزنی

میرسی آخر معراج‌ دوباره به علی
میروی پیش خدا با علی ات هم سخنی

مثل هرروز حسین آمده در آغوشت
بازهم‌ خیره به آن حنجره و پیرهنی

حسن امشب ز غمت‌ بر سر و بر سینه زده
تو خودت سینه زن ذکر حسن یا حسنی!

#یا_محمد
#سید_پوریا_هاشمی
@seyedpooriahashemi
  • ❤ 3
Post #1518 1.11K

Forwarded from پوریا هاشمی

وداع حضرت زهرا س با پیغمبر ص..


دیدی دلم از هرچه میترسید دیدم
افتاده ای در بسترت سرو رشیدم

هرروز دیدم دیده ی بارانی ات را
دیدم شکاف کهنه ی پیشانی ات را

از راه رفتن کل پایت پینه بسته
ناگفته ها را گفت دندان شکسته

در مکه درگیر بلای کوچه بودی
زخمی سنگ بچه های کوچه بودی

"تبت یدا" خار بیابان بود و پایت
یک لحظه اما درنمی آمد صدایت

حالا من و تو خلوتی داریم باهم
دیگر نگاهت را نگیری از نگاهم

بابا بگو‌ پیشم دوباره مینشینی
قدری بمان پیشم که محسن را ببینی!

تو هستی و اینجا شکوهم مستدام است
حیدر میان هرگذر با احترام‌ است

با بودنت زهرا رخش چون قرص ماه است
آرامش این خانه ی ساده به‌راه است

آتش ندیده دامنم الحمدلله
خونی نشد پیراهنم الحمدلله

هرگز ندیده روی زهرا را غریبه
آرام‌ میکوبد در مارا غریبه

بی تو اگر حمله‌ کنند اینها به خانه
زهرای تو میماند و صدتازیانه

آتش میوفتد روی در پشت درم من
با پهلویم سنگر برای حیدرم من

سیلی میاید سمت من ای وای بابا
بدخواب میگردد حسن ای وای بابا

پیشم‌ بمان تا قتل زهرا را نبینی
بی تو صدایم میشود فضه خذینی..
#یا_محمد
#سید_پوریا_هاشمی
@seyedpooriahashemi
  • ❤ 6
Post #1517 1.14K

Forwarded from پوریا هاشمی

شهادت پیغمبر اکرم ص

به مدینه خبری داغ ببر از فردا
که ز شبهای شما رفته سحر از فردا

پدر پیر شما میل به رفتن کرده
نیست روی سرتان دست پدر از فردا

ملک الموت خجالت زده ی فاطمه شد
مانده پشت در و آورده خبر از فردا

بستر مرگ نبی مجلس روضه شده است
روضه میخواند به صد سوز جگر از فردا

گفت احمد که علی دوره صبرت آمد
بی جواب است سلام تو دگر از فردا

کار تو سوختن و سوختن و سوختن است
تویی و خون دل و دیده تر از فردا

تیغ تو فاطمه است و سپرت فاطمه است
چه نیازی ست به تیغ و به سپر از فردا

نظری کرد به زهرا نفسش بند امد..
فاطمه جان نرو دیگر دم در از فردا

بی علی رد نشو از کوچه خطر بسیار است
امنیت نیست ز کوچه نگذر از فردا

#یا_محمد
@seyedpooriahashemi
  • ❤ 3
Post #1516 1.2K

Forwarded from پوریا هاشمی

یا رسول الله
تب کرده ای و پای تو تب کرده دخترت
بابای من برای تو تب کرده دخترت

پش تو حس مادریم بیشتر شده
لاغر شدی و لاغریم بیشتر شده

دردت چرا به سمت مداوا نمیرود
دست گره گشای تو بالا نمیرود

جای شکستگی روی پیشانی تو هست
بغضی میان دیده ی بارانی تو هست

زود است ای مسافر تنها سفر نکن
دیگر بجان فاطمه بابا سفر نکن

از شب نگو دگر سحرم میرسد ز راه
قدری بمان پدر پسرم میرسد ز راه

آخر بدون تو چه کنم؟بی کسم پدر
خیلی دلم گرفته و دلواپسم پدر

این قوم بعد تو چه بروزم میاورند
آتش برای اینکه بسوزم میاورند

حس میکنم که بی تو مدارا نمیکنند
رحمی به حال سوختن ما نمیکنند

حس میکنم که بی تو به ما سر نمیزنند
جز با لگد به خانه ما در نمیزنند

اتش میاورند که بلوا به پا کنند
مسمار داغ را بروی سینه جاکنند

خیلی بعید نیست که با نور بد شوند
از روی پیکرم همه با خنده رد شوند

رجاله ها امام مرا میکشند و بعد
در کوچه ها بدون عبا میکشند و بعد

آتقدر میزنند که تن میشود سیاه
با یک قلاف بازوی من میشود سیاه..

دیگر نرو که بی تو پرم میخورد به در
در وقت ازدحام سرم میخورد به در..
#یا_محمد
@seyedpooriahashemi
  • ❤ 5
Post #1515 1.22K

Forwarded from پوریا هاشمی

یا رسول الله مددی
چند روزیست بستری شده ای
یا به سر حرف میزنی یا دست
باز از فرط ضعف می افتاد
میبری تا همینکه بالا دست

حال و روز بدت مرا انداخت
یاد غمهای هشت سالگی ام
یاد آنروز که یتیم شدم
من در اثنای هشت سالگی ام

ازهمان روز تا همین حالا
دست لطف تو بر سر من بود
دستهایت پناه خستگی ام
و عبای تو سنگر من بود

آفتاب وجود تو یک عمر
لحظه ای راهی غروب نشد
سال ها از احد گذشت ولی
زخم پیشانی تو خوب نشد..

اگر آماده ای برای سفر
جگرم را ببین و بعد برو
دوسه ماه دگر تحمل کن
پسرم را ببین و بعد برو

چه شده گریه میکنی امروز؟
برده اشک تو صبر و طاقت من
چادرم را نگاه میکنی و
دست خود میکشی بصورت من

باعلی حرف میزدی دیشب
چه به او گفته ای که تب کرده
هی به در میکند نگاه پدر
و مرا باز جان به لب کرده

کاش میشد بمانی و نروی
بی تو میترسم از حسادت ها
از هجوم چهل نفر بر در
آتش و دود و هتک حرمت ها

#یا_محمد
@seyedpooriahashemi
  • ❤ 6
Post #1514 1.98K
اربعین

سرِ خاکِ تو بی خبر آمدم
عزادارمو خون جگر آمدم
دُرست است بی بال و پر آمدم
به شوقِ  تو اما  به سر آمدم

سرآمد غمِ  هجر ، دوری بس است
صبوری صبوری صبوری بس است

رسیدم که با یار صحبت کنم
شهِ بی سرم را زیارت کنم
نگاهی کنی و نگاهت کنم
اگر اذن دادی شکایت کنم

به نی زار قلبم جز آتش نبود
سفر رفتی ای دوست ، رسمش نبود

تو رفتی و دنیا به من بد گذشت
وَ هر لحظه هر جا به من بد گذشت
در این روز و شبها به من بد گذشت
خلاصه که آقا به من بد گذشت

نگو گریه کافیست ، صبرت کجاست
عزیزِ دلم سنگِ قبرت کجاست ؟

چهل روز ،  یادِ  تنت سوختم
به یادِ  زمین خوردنت سوختم
ز داغِ به نی رفتنت سوختم 
وَ با کهنه پیراهنت سوختم

همین که دلم سمتِ  گودال رفت
دوباره ز غم  زینب از حال رفت

خبر داری اصلاً که حیران شدم ؟
چو مویِ  تو بر نی پریشان شدم ؟
پدر مادر این یتیمان شدم
به من شِمر خندید گریان شدم

قَدَم از فراقِ تو خم شد حسین
لباسِ  اسارت تنم شد حسین

چه آمد  سرِ  خواهرت بین راه
نشستم به پایِ  سرت بین راه
شدم یک تنه لشگرت بین راه
دویدم پی دخترت بین راه

زمین خورد و از قافله باز ماند
زِ سنگینیِ سلسله باز ماند

نبودی و اشکم سرازیر شد
پر و بال من گیر زنجیر شد
حرم ، کوچه در کوچه تحقیر شد
ازین غصه ها خواهرت پیر شد

غریبانه ماه شبت سنگ خورد
به پیشانی زینبت سنگ خورد

من از شهرِ کوفه چه ها دیده ام
غمی بدتر از کربلا دیده ام
عجب لطفی از آشنا دیده ام
به گوشت رسیده که را دیده ام ؟!

کنیز قدیمی من ایستاد
به من نان و خرمایِ خیرات داد

گذشتیم از شهر در ازدحام
میان حرامی خطر ازدحام
نه یکجا که در هر گذر ازدحام
مرا نیمه جان  کرد  اگر  ازدحام..

نگاه همه سوی ما خیره بود
به ذریۀ مصطفی خیره بود

نمی گویم از شام ، نامش بد است
شلوغی هر پشت و بامش بد است
سلامش بد است ، احترامش بد است
محل یهود ، انتقامش بد است

نمی پرسی از حال و احوال من
تو را جان عباس ، حرفی بزن

بگو حقِّ  زینب که آزار نیست
پریشان شدن ، پیشِ انظار نیست
عبور از هیاهویِ بازار نیست 
سزاوارِ گل خندۀ خار نیست

در این شهر غوغایِ  پوشیه بود
ولی دست من جایِ  پوشیه بود

خبر داری از ضَعفِ دُردانه ها ؟
بوی نان که می آمد از خانه ها ؟
کبودیِّ  شلاق بر شانه ها ؟
پذیرایِ ما بود ویرانه ها

همه دست بسته به پیشِ عوام
بدون تو رفتیم بزم حرام

شراب و شراب و شراب و شراب
نگاه حزین رباب و شراب
دل سنگِ چوب و عذاب و شراب
سرت بود در پیچ و تاب و ...  شراب

فرود آمد و ناگهان خون چکید
خودم دیدم از خیزران خون چکید

زداغِ  سرت مادرت گریه گرد
به اشکِ دو چشمِ ترت گریه کرد
به بی تابیِ خواهرت گریه کرد
چقدر از غمت دخترت گریه کرد

به او حق بده غم مریضش کند
کسی خواست آنجا کنیزش کند

#اربعین
@seyedpooriahashemi
  • ❤ 15
Post #1513 1.64K

Forwarded from پوریا هاشمی

اربعین

به نام خدای جهان آفرین
خداوند آب روان آفرین
عقیق آفرین ساربان افرین
دهان آفرین خیزران آفرین

ازین نامرتب سلام علیک!
مسیحای زینب سلام علیک!

اَ اَدخُل؟تو خواندی که دعوت شدم
حلالم کن اسباب زحمت شدم
زیارت شدی و زیارت شدم
مهیای ذکر مصیبت شدم

عجب روضه ای روضه خوانت منم
برای غمت سینه هم‌ می‌زنم

چهل روزی است این زن قد کمان..
همان زن که عظمی ست بین زنان..
گرفتار شمر است با ساربان..
نگفتم نرو پیش زینب بمان!

چهل روز من بی تو بودم حسین
کبود کبود کبودم حسین

منی که میایم از آن راه دور..
شکسته وقار و شکسته غرور
به صد زحمت از مست های شرور
لباس تنت را گرفتم به زور

شرافت گرفته ست قرآن به تو!
نبینم بگویند عریان به تو!

عجب کربلایی عجب محشری
عجب اسبهایی عجب معبری
عجب بوریایی عجب پیکری
عجب حنجری و عجب خنجری

سرت بود سمت حرم کج حسین
تورا پشت و رو کرد با لج حسین

سرت را نخست از حرم غصب کرد
سپس بین خورجین یک اسب کرد
سپس برروی شاخه ای نصب کرد
سپس بابتش جایزه کسب کرد

دلم سوخت از شام تا بامداد
سر تو کجا تشت ابن زیاد؟!

چنان سخت بر من گذشت آن نبرد
تنم شد کبود و رخم بود زرد
شدم آخر عمر بازارگرد
درآن کوفه همسایه با من چه کرد

حسین چندتا زخم بد خورده ام
من از آشنایان لگد خورده ام

مرا غیر درد ومحن نیست که
مرا شام مثل وطن نیست که
مرا شمر زد دست من نیست که
به بازارشان جای زن نیست که

به فکرم نمی‌رفت آبم کنند
گرفتار بزم شرابم کنند

حسین قربانچه
پوریا هاشمی

#اربعین
#محرم_۱۴۰۳

@seyedpooriahashemi
  • ❤ 6
Post #1512 1.24K

Forwarded from پوریا هاشمی (....)

اربعین

از اول گل هر سخن بود زینب
کسای روی پنج‌تن بود زینب
چنان مادرش ممتحن بود زینب
بدون تبر بت شکن بود زینب

قمر بود زینب !گهر بود زینب
و‌ ممتاز از هر نظر بود زینب

کسی مثل این آیه عصمت ندارد
کم‌آورده باشد؟حقیقت ندارد
به جز با حسین عشق خلوت ندارد
به‌ جز کربلا میل و رغبت ندارد

خوش است اینچنین‌ سر کند تا قیامت
برادر برادر کند تا قیامت

گهر از دو چشمش چکیده چکیده
به اینجا رسیده خمیده خمیده
چه درد بدی از کشیده! کشیده!
صدایش‌ می آید بریده بریده..

سلام ای سلیمان بی خاتم‌ من..
بغل کن‌ مرا باز هم‌ محرم من..


به گودال افتادی و مادر آمد
کنار تو بی روسری خواهر آمد
همینکه تورا بوسه زد لشگر آمد
لباس تو با زحمت از تن درآمد

نبرّید خنجر!به خونت وضو کرد
دلم زیر و رو شد تو را پشت و رو کرد

صدا میزدم که حرم رفت غارت
حرم رفت غارت، سرم رفت غارت
خدایا کمک معجرم رفت غارت
به گوشم زد و زیورم رفت غارت

مرا خولی بی حیا آنچنان زد...
که از گوشهایم فقط خون میامد


کشیدند ما را به میدان کوفه
گذر کردم از راه بندان کوفه
مرا دوره کردند مردان کوفه
عجب غربتی داشت زندان کوفه

به تفسیر قرآن من اجر دادند
چقدر آشناها مرا زجر دادند

مرا کوچه‌کوچه مرا خانه خانه
مرا با بهانه مرا بی بهانه
بزور لگد ،سیلی و تازیانه
کشیدند بین گذر وحشیانه

رباب تورا با‌کتک‌ میکشیدند
به ویرانه ما سرک‌ میکشیدند

@seyedpooriahashemi
  • ❤ 6
Post #1511 1.18K

Forwarded from پوریا هاشمی

اربعین..
ای سربلندی پیمبرها سر تو
تابیده مثل ماه بردنیا سر تو
رفتم تمام شهرها را با سرتو
دیدی رسیدم آخرش بالا سر تو

بار دگر سنگ صبور من تو هستی
آقاترین اهل قبور من تو هستی

باید بگویم باتو غربت نامه ام را
خط به خط از اوج مصیبت نامه ام را
تحویل تو دادم شکایت نامه ام را
وقتی که میخوانم زیارت نامه ام را

سرتا به پایم را ببین قدم خمیده
یابن علی مرتضی زینب رسیده

بعد از تو اوضاع حرم دیگر عوض شد
سربسته میگویم به تو معجر عوض شد
هم جای خواب آل پیغمبر عوض شد
هم که سرت با کیسه های زر عوض شد

با نیزه بر زنها مکرر میزدند آه..
نامحرمان به خیمه ها سر میزدند آه..

شلاق خوردم با شتاب افتاد دستم
انگار در سرب مذاب افتاد دستم
در وقت بیداری و خواب افتاد دستم
جای النگویم طناب افتاد دستم

روبنده ام را یک نفر باخنده وا کرد
پیش نگاهم چکمه ات را زود پا کرد


یکدفعه دیدم که سرت گم شد برادر
انگشت با انگشترت گم شد برادر
آن یادگار مادرت گم شد برادر
در راه کوفه دخترت گم شد برادر

اورا پس از سیلی زدن تحویل دادند
از مو گرفتند و به من تحویل دادند

در کوفه دیدم کربلارا خاطرم هست
زخم زبان آشنا را خاطرم هست
آن چشمهای بی حیارا خاطرم هست
رقصیدن رقاصه ها را خاطرم هست

هرکوچه ای بوی غذاها پخش میشد
بین اسیران نان و خرما پخش میشد

شهرپدر با دخترش نامهربان بود
دور و بر من دسته نامحرمان بود
حتی مهار ناقه ام دست سنان بود
ناموس تو زندان کوفه میهمان بود

همسایه با من شد غریبه گریه کردم
با گریه ی ام حبیبه گریه کردم

اصلا خبر داری که مارا شام بردند
مارا میان کوچه ای بدنام بردند
در معرض چشمان خاص و عام بردند
وقتی میامد سنگها از بام بردند

ویرانه ای تاریک جای خواب ما شد
سردی شبهایش بلای خواب ما شد

یک گوشه بازار زنها جمع بودند
یک گوشه قومی بهر دعوا جمع بودند
بازاریان دور و برما جمع بودند
خیلی کتک خوردیم هرجا جمع بودند

برچادر من رد پا مانده ازآنروز
روی تنم جای عصا مانده ازآنروز

در طشت بودی اضطرابش کشت مارا
هی چوب خوردی و عذابش کشت مارا
آن بی حیا ظرف شرابش کشت مارا
بوی غذا بوی کبابش کشت مارا

یک خیرران روز و شبم را ریخت برهم
زد به لبت وقتی!لبم را ریخت برهم

سنگینی چشم حرامیها چه سخت است
با پای زخمی ماندن سرپا چه سخت است
حرف کنیزی پیش چشم ما چه سخت است
پس دق نکردن از غمت آقا چه سخت است

جان داد آخر دخترت یک گوشه تنها
شرمنده ام ازاین امانت داری آقا
#اربعین
@seyedpooriahashemi
  • ❤ 6
Post #1510 1.2K

Forwarded from پوریا هاشمی

اربعین..

چهل روز گذشت و میهمان آمده است
بر پیکر من دوباره جان آمده است
برخیز بهار من خزان آمده است
خواهر به سرت نفس زنان آمده است

پیش تو نشستم لک لبیک حسین
حاجی تو هستم لک لبیک حسین

این مرقد بی نشان علم را کم داشت
یک زائر مو سپید و خم را کم داشت
سینه زنی اهل حرم را کم داشت
حال همه روضه خوانی ام را کم داشت

تو بی سر سربلند و من سرگشته
ای کشته ی تشنه خواهرت برگشته

یادت که نرفته پر من سالم بود
هنگام وداع سر من سالم بود
تا رفتن تو پیکر من سالم بود
هم چادر و هم معجر من سالم بود

گودال که رفتی جگرم ریخت به هم
در آتش خیمه ها سرم ریخت به هم

دستت که نبود دست ها بالا رفت
درهمهمه چادرم به زیر پا رفت
صندوقچه ی قدیمی ام یغما رفت
هرکس به سراغ بچه ای تنها رفت

دزدیدن گوشواره را دیدم من
یک عالمه گوش پاره را دیدم من

درراه به خواهرت عجب سخت گذشت
زینب شده بود جان به لب سخت گذشت
همراه سپاه بی ادب سخت گذشت
با خولی بی اصل و نسب سخت گذشت

زنجیر به پای زخمی و دستم بود
دور و بر من نگاه نامحرم بود

در کوفه عقیله ات چه ها دید حسین
یک شهر نگاه بی حیا دید حسین
هر کوچه که رفت آشنا دید حسین
همسایه ی سابقم مرا دید حسین

با خون سرم وضو گرفتم فهمید
از ام حبیبه رو گرفتم فهمید

هرچند به اقتدار،گریان رفتم
هر سمت که شد بی سرو سامان رفتم
در شهر علی به کنج زندان رفتم
با چرخش شلاق نگهبان رفتم

خم بود سرم ولی دلیری کردم
با رخت اسیریم امیری کردم

از شام نگو نپرس اوقاتش را
بهتر که تو نشنوی حکایاتش را
دلشوره دروازه ساعاتش را
باید برسی حساب الواتش را

در پیش نگاه اشکبار تو زدند
هر طورکه شد مرا کنار تو زدند..

از درد شدید جان به سر بودم من
معطل به میان هرگذر بودم من
زخمی هجوم صد نفر بودم من
آزرده ی قوم بد نظر بودم من

با سنگ یهودیان سرم زخمی شد
از کینه ی خیبر کمرم زخمی شد

یک ظهر به سوی مقصدی رفت حرم
با سیلی و فحش بی حدی رفت حرم
قصری که خودت هم آمدی رفت حرم
دیدی چقدر جای بدی رفت حرم

شد در دلت آشوب بمیرد زینب
دندان تو و چوب بمیرد زینب

براین دل زار کوه غمها مانده
در بین خرابه دخترت جا مانده
هرچند غریب و تک و تنها مانده
آنجا سند اسیری ما مانده

مانده به دلم هزار زخم کاری
شرمنده شدم ازین امانت داری

#اربعین
@seyedpooriahashemi
  • ❤ 9
Older posts →

About this channel

How can I read @seyedpooriahashemi without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for پوریا هاشمی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does پوریا هاشمی have?
پوریا هاشمی (@seyedpooriahashemi) has 3.76K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does پوریا هاشمی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →