غارت و جنگ همچنان در سراسر جهان گسترش مییابند. آنها بخشی از تاریخ گذشته و حالاند. هرچه محصول مادیِ جامعه بیشتر باشد، غارت نیز بیشتر میشود؛ و هرچه ذخیرهٔ نیروهای مولد بزرگتر باشد، دامنهٔ ویرانی گستردهتر خواهد بود. غارت و ویرانی موضوع این نوشته نیست؛ هدف، پرداختن به شکلهای امروزیِ مقاومت در برابر آنهاست. از میان انواع مقاومت، تنها دو نوع بررسی میشود: یکی الگویی که امروز بهعنوان مدلِ شناختهشدهٔ انقلاب جا افتاده، و دیگری مقاومتی که مدام تغییر میکند و پاسخی است به نیروهای مولدی که خودشان پیوسته در حال دگرگونیاند. این نوشته میخواهد الگوی انقلابیِ قرن بیستم را با شرایطی که رشد نیروهای مولد پدید آورده، تطبیق دهد. این الگو با موفقیتهایش نشان داده که جوهرهٔ فعالیت سیاسیِ انقلابی در دوران مدرن است؛ اما تا امروز، کاربردش بیشتر در جوامعی بوده که سطح توسعهٔ نیروهای مولد در آنها پایین بوده است. وقتی نیروهای مولد به سطح بالایی از رشد میرسند، واکنش مردم به نظم مسلط، شکل تازهای پیدا میکند: افراد تلاش میکنند تواناییها و ظرفیتهای واقعی خود را تا حدی که جامعه ممکن کرده، بالفعل کنند. در این مرحله، روابط اجتماعیای که نقش تاریخیشان را بازی کردهاند، با امکانات تازهای که نیروهای مولد فراهم کردهاند، در تضاد قرار میگیرند. ناگهان انسانهایی ظاهر میشوند که از کل نظام موجود دلزده شدهاند، به آن بیاعتمادند و حالا آمادهاند کاری برای تغییر انجام دهند. امکاناتی که نیروهای مولد ایجاد کردهاند، دیگر آرزویی دور یا سرزمین موعودی نیست که روزی نجاتدهندهای مردم را به آن ببرد؛ این امکانات به چیزی تبدیل میشوند که مردم میخواهند همین حالا و با دست خودشان به آن دست پیدا کنند.
#ManualforRevolutionaryLeaders
Post #213
115
Forwarded from From the stars to the soul.