•چرا خشم به جای ظالم، گریبان
نزدیکانمان را میگیرد؟!
يكى از پيچیده ترين پيامدهاى تروما در فضاى كنونى، پديده «جابه جايى خشم» است. اين وضعيت زمانى رخ مى دهد كه روان انسان با حجمى از برانگیختگی و خشم روبهرو مى شود كه ابراز آن به سمت منبع اصلى، يعنى همان قدرتى كه دست به كشتار زده، به دليل ماهيت امنيتى فضا ناممكن يا بسيار پرخطر است. در اين بن بست روانى، خشم عظيم بازماندگان نه خاموش میشود و نه از بين میرود، بلكه سرگردان مىماند. روان براى جلوگیری از فروپاشی ناشى از فشار اين تنش انباشته، به دنبال يك هدف جایگزین مى گردد؛ هدفى كه در دسترس باشد و برخورد با آن هزينه امنيتی سنگینی نداشته باشد.
در اين فرايند ناهشيار، اهداف معمولاً دوستان، اعضاى خانواده يا افرادى هستند كه اگرچه هدف مشتركى با ما دارند، اما در ديدگاهها يا روشهایشان با ما اختلاف نظرهايى دارند. در واقع، روان ما به اشتباه ترجيح مى دهد خشم ناشى از جنايات عامل اصلى را به شكلى نامتناسب و باشدتى ويرانگر، نثار كسى كند كه در دسترس است و آسيب زدن به او خطرى ندارد. اين درگیری هاى شديد ميان نيروهاى هم سو، در واقع نوعى ايجاد «حباب كاذب عامليت» است. فرد با حمله به هم فكر خود، بهطور موقت حس مى كند كه قدرت دارد و در حال اثرگذاری است؛ گویی با تخريب ديگری، بخشى از ناتوانى خود در برابر ظالم را جبران مى كند.
اما اين كنش، يك سوءتفاهم ساختارى در روان است؛ زيرا انرژی روانى كه بايد صرف همبستگی و مقابله با عامل اصلى شود، در يك مدارِ بسته صرف تخريب سرمايههاى اجتماعى میگردد.
ادامه مطلب
Post #193
110
Forwarded from تذکرة الوحش (𝘗𝘢𝘳𝘩𝘢𝘮)