یهودیان تونس در اواخر قرن پانزدهم میلادی به آنجا آمدند. اما در کتابهای تاریخی آمدهاست که یهودیان جربه(جزیرهای در تونس) 2500 سال پیش، بعد از آتش گرفتن معابدشان از سوی نبوکد نصر، پادشاه بابل و فرمانده سپاه آنها، از مشرق به این جزیره کوچ کردهاند. این پادشاه به قدس حمله کرد و یهودیان را از آنجا طرد نمود، زنان و فرزندانشان را به اسارت گرفت و ثروت و اموالشان را غارت کرد و قلمرو یهود را در هم پیچید. به همین دلیل بعضی یهودیان در جزیرهٔ جادویی جربه اقامت گزیدند و و نسل بعد از نسل در آنجا زندگی کرده و حتی مشهورترینِ عبادتگاههای خود«کنیسه غریبه» را آنجا تأسیس کردند. این عبادتگاه در قرنهای اخیر به قبلهٔ یهودیان سراسر جهان تبدیل شده و از قدیمیترین معابد یهودی در آفریقا به شمار میرود و میگویند یکی از قدیمیترین نسخههای تورات آنجاست. یهودیان معابد و مقامات زیادی در کنار مساجد برپا و در مجاورت مسلمانان زندگی کردند، اما در عصر حاضر تعداد آنها در این جزیره از دو هزار نفر تجاوز نمیکند که آنها هم از نوادگان مهاجران اول هستند که به این زمین چنگ زده و تصمیم گرفتند همچنان از اهالی کشور تونس باشند. آنها با ساکنان درآمیختند و چنان عادات و طبع آنها را به خود گرفتند که دیگر از آنها قابل تشخیص نیستند و تنها تفاوتشان با ساکنان اصلی، ماندن بر دین آباء و اجدادیشان است.
خوله حمدی، نویسنده کتاب «في قلبي انثي عبرية»(آن دختر یهودی) درباره شروع داستان و شخصیتهایش این طور مینویسد:
با ندی، شخصیت اصلی داستان، در تالار گفتگوهای اینترنتی آشنا شدم. وقتی داستانش را تعریف میکرد گریهام گرفت، برای همین از انجمن بیرون زدم اما داستان مرا رها نکرد. مدتی بعد ایدهٔ رمان در ذهنم شکل گرفت و از طریق ایمیل و تلفن با اون تماس برقرار کردم و جزئیات بیشتری خواستم و مدتها با هم صحبت کردیم. من از این صحبتها با جامعهٔ بستهی یهودی و «یهودیان عرب» آشنا شدم؛ اما در کنار اینها با مسئلهٔ دیگری که اصلا به ذهنم خطور نمیکرد هم آشنا شدم، با مقاومت در جنوب لبنان، با عشق و جنگ و مخصوصاً ایمان.
این رمان برگرفته از داستانی واقعی است بندبند طولانی آن به واقعیت بسته است و شخصیتهای اصلیاش روی این زمین نفس میکشیده و میکشند.
و مینویسد:
تقدیم به ریما، ندی و احمد، شخصیتهای داستان که زندگیام را تغییر دادند.
Post #188
146