قتلعام یا نسلکشی؟
“قتلعام (massacre)” در علوم اجتماعی، علیرغم ابهامش در حقوق عمومی، مفهومی تثبیتشدهست. با فاکتور گرفتن متغیرهای کمی که زمان به مکان متفاوتند، برخی تعاریف را میآورم. جوزف بتس، در مقالهی کلاسیکش (۱)، میگوید:
“کشتارِ جمعی (mass murder) و مثلهکردن قربانیان بیگناه [منظورش گناه بهنسبتِ یک نظام حقوقیِ مبتنی بر حقوق بشر است] توسط عامل یا عاملانی که در همان محل حضور دارند.”
همچنین، لِوِن و رابرت در کتاب -باز هم- کلاسیکشان (۲)، اینگونه آوردهاند:
“کشتار یکطرفهی غیرنظامیان یا افرادِ بیدفاع در چارچوب رابطهی نامتقارن قدرت”.
منحیث جمعیتشناختی تحقیقات ارزشمند و گستردهای روی قتلعام انجام شده. کالدوِل (۳) در population, an introduction اینها را بعنوان مؤلفههای لاجرمِ هر قتلعامی آورده: مرگومیرِ متمرکز/فشرده (Concentrated Mortality)، در یک بازهی بسیار کوتاه. بعد، مرگومیرِ گزینشی (selective mortality). مثلاً: فلان جنسیت، فلان بازهی سنی، و فلان قشر خاص اکثریت “مرگومیر” ها را تشکیل میدهند _این برای تمییز قتلعام با نسلکشی مهم است که جلوتر بهآن خواهم پرداخت. و بسیار مؤلفات دیگه.
اما “نسلکشی (genocide)”، برخلاف قتلعام که تعریف متعین حقوقی ندارد، از پرداختهشدهترین مسائل در حقوق عمومیست. کنوانسیون نسلکشی سازمان ملل (۴) آورده:
“نسلکشی به هر یک از اعمال زیر گفته میشود که با قصد نابودی کامل یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی انجام شود:
الف) کشتن اعضای گروه.
ب) وارد کردن آسیب شدید جسمی یا روانی به اعضای گروه.
ج) اِعمال شرایط زندگیای که هدف آن نابودی فیزیکی گروه بهطور کامل یا جزئی است.
د) اعمال اقداماتی برای جلوگیری از تولد در داخل گروه.
ه) انتقال اجباری کودکان گروه به گروه دیگر.
همچنین، لئو کوپر (۵) آورده:
“نسلکشی تلاشیست برای نابودی کامل یا جزئی یک گروه انسانی که بر اساس معیارهای ملی، قومی، نژادی یا مذهبی تعریف شدهست و اغلب با اهداف سیاسی یا ایدئولوژیک انجام میشود.” نسلکشی باز با “پاکسازی قومی (ethnic cleansing)” تفاوت دارد __ جایش در متن من نیست دیگر. متن تکستبوک حقوق نیست و از هدفش باز میماند.
تفاوت اصلی نسلکشی و قتلعام در همین “گروه انسانی خاص” خلاصه میشود. مثلا، اسراییل فلسطینیان را، و فقط فلسطینیان را، فقط بخاطر فلسطینیبودن، میکشد، تبعید میکند، و باقی مصادیقی که در تعریف سازمان ملل آمده. قتلعام اما کاریست که جمهوری اسلامی کرده. در قتلعام، هدف “از بین بردن یک گروه انسانی خاص بماهو هو” نیست، بل این که هر گروه انسانیی که از نقطهی کانونیِ مشروعکننده _که نقطهایست که یک شهروند/انسان را به هدف مشروع قتل [ِ عام] تبدیل میکند، مثلا، برای اعتراضات اخیر: صرف حضور در خیابان_ گذشت، کشته میشود. جمهوری اسلامی قتلعام میکند، اسرائیل نسلکشی. جفتشان جرائم علیه بشریتند. تعریف تا امروز استانداردِ “جرم علیه بشریت (crime against humanity)” را دادگاه نورنبرگ ارائه کرد:
“جرایم علیه بشریت شامل قتل، نابودی کامل، بردهکردن، تبعید و سایر اعمال غیرانسانی علیه هر جمعیت غیرنظامی، پیش از جنگ یا در جریان آن، یا آزار و تعقیبْ به دلایل سیاسی، نژادی یا مذهبی است، صرفنظر از اینکه این اعمال ناقض قانونِ داخلیِ کشورِ محلِ وقوع باشند یا نه.”
جمهوری اسلامی یک قتلعام را انجام داده. توگویی با اسرائیل در رقابت است. جمهوری اسلامی، اسرائیلوار محکوم است.
1- Betz, J. (2001). The Definition of Massacre. Social Philosophy Today, 17, 9–19. doi:10.5840/socphiltoday2001173
2- Levene, M., & Roberts, P. (Eds.). (1999). The Massacre in History. New York: Berghahn Books.
3- Caldwell, J. C. (2001). Population Studies: An Introduction (2nd ed., pp. 112–115). Oxford, UK: Oxford University Press.
4- United Nations. (1948). Convention on the Prevention and Punishment of the Crime of Genocide.
5- Leo Kuper, Genocide: Its Political Use in the Twentieth Century, Yale University Press, p. 5.
Post #180
162
Forwarded from نفی (آروین)