Post #176
95
Forwarded from Dor"cast | پادکستِ دُرکست (Dorleone🌹)
کتابماهی «گفتم به تخمم. میروم و از همهتان میگذرم. انگشت اشارهام را در هوا میچرخاندم و هق هق میکردم. حالم بهم میخورد. کابوس میبینم. خیلی کابوس میبینم. میبینم که نمیآیی و نجاتم نمیدهی و این بیپدرها دست و پای من را بستهاند و نمیگذارند من بیایم. همهشان…
آره. سلام.