نقدی بر نوشته کانال نه به عوام فریبی با عنوان: چند کلامی با همکاران رسانه ای شاغل در سازمان
با سلام و احترام
جناب آقای اسفندیار
گفتگو با کارکنان، تعارض منافع یا امر غیرمصلحتی نیست، بلکه از الزامات حکمرانی صحيح است.
قبل از اینکه حضور مدیرعامل و معاونان سازمان تأمین اجتماعی در جمع نمایندگان کارکنان و جامعه پزشکی را با عباراتی مانند «تعارض منافع» و «غرور سازمانی» زیر سؤال ببریم، یک سؤال ساده داریم:
دقیقاً کدام قانون گفته است مدیر یک سازمان حق ندارد با کارکنان و نمایندگان صنفی آنان گفتوگو کند؟
اگر قانونا چنین منعی وجود ندارد، چرا یک گفتوگوی کاری و حرفهای باید با چنین عناوینی تخطئه شود؟
موضوع آن جلسه هم پنهان و مبهم نبوده، بلکه مشکلات واقعی حوزه درمان مطرح شده، از حقوق و احکام کارکنان و کمبود نیروی انسانی گرفته تا کیفیت خدمات، تجهیزات، نظام ارجاع، بهرهوری و مسائل حرفهای کادر درمان.
حتی در قوانین مرتبط با تشکلها نیز اصل بر شنیدن و بررسی دیدگاه آنان است، مثلا قانون بهبود مستمر محیط کسبوکار دستگاههای اجرایی را به دریافت و توجه به نظر تشکلهای ذیربط ملزم کرده است.
پس اصل گفتوگو نه عجیب است و نه ضد سازمانی.
اتفاقاً سؤال این است که چرا باید گفتوگو را نقطه ضعف مدیریت بدانیم؟
تعارض منافع با اینکه چند نفر دور یک میز بنشینند، ایجاد نمیشود.
اگر ادعا شده تعارض منافعی وجود داشته، مدعی باید روشن کند:
چه منفعتی؟ برای چه کسی؟ در ارتباط با کدام تصمیم؟ و چه چیزی تحت تأثیر آن قرار گرفته است؟
اگر مصداقی وجود دارد، مطرح شود تا درباره آن صحبت کنیم.
اما اگر هیچ مصداقی وجود ندارد، استفاده از واژه «تعارض منافع» یا «غرور سازمانی» فقط برای سنگین کردن فضای یک انتقاد، کمکی به بحث نمیکند.
چند نکته ساده را هم نباید با هم اشتباه بگیریم:
شنیدن، تأیید نیست.
گفتوگو، وابستگی نیست.
حضور در جلسه، داشتن موضع یکسان نیست.
و بررسی یک مطالبه، پذیرش همه مطالبات یک تشکل نیست.
اما اصل ماجرا نتیجه است، نه عکس جلسه
اگر قرار است یک جلسه را نقد کنیم، باید ببینیم چه نتایجی داشته .
بر اساس گزارشهای منتشرشده، پس از این مذاکرات و پیگیریها، از افزایش قابل توجه مؤلفه انگیزشی حقوق شهریورماه و پیشرفت اصلاح احکام کارکنان درمان سخن گفته شده است.
یعنی کارکنان مشکلاتشان را مطرح کردهاند، مدیران شنیدهاند، موضوع بررسی شده و بخشی از مطالبات وارد مسیر تصمیمگیری و اجرا شده است.
حالا سؤال روشنتر میشود:
اگر گفتوگو باعث شد بخشی از مشکلات کارکنان شنیده و پیگیری شود، دقیقاً کجای این فرآیند «ضد سازمانی» است؟
آیا مدیری که با کارکنانش حرف میزند، شأن سازمان را پایین آورده؟
یا سازمان زمانی آسیب میبیند که مدیران از کارکنان و واقعیتهای میدان فاصله بگیرند و مشکلات واقعی اصلاً به گوششان نرسد؟
پزشک، پرستار و سایر کارکنان درمان، همان افرادی هستند که هر روز در خط مقدم خدمت به بیمهشدگان حضور دارند.
اگر از آنها انتظار داریم با کیفیت، مسئولانه و با انگیزه کار کنند، طبیعی است که باید صدایشان را هم بشنویم.
نمیشود از کارکنان انتظار خدمت داشت، اما شنیدن مشکلاتشان را حاشیهای و غیرضروری دانست.
و یک نکته مهمتر:
اگر یک مطالبه درست است، درست بودن آن به این دلیل که چه کسی آن را مطرح کرده، تغییر نمیکند.
مطالبه درست را باید شنید، بررسی کرد و اگر قابل قبول بود، اصلاح لازم را انجام داد.
این اسمش ضعف مدیریت نیست؛ اسمش مدیریت مسئله است.
پس اگر انتقادی هست، مستند حرف بزنیم
اگر این جلسه تخلف بوده، قانونش را بگویید.
اگر تعارض منافع بوده، مصداقش را بگویید.
اگر تصمیمی برخلاف منافع سازمان گرفته شده، تصمیم را معرفی کنید.
اگر منفعت شخصی در میان بوده، منفعت را مشخص کنید.
اما صرف برگزاری یک جلسه، گفتوگوی مدیران با کارکنان و شنیدن مطالبات آنان، به خودی خود نه تخلف است و نه تعارض منافع.
وگرنه به جای نقد مستند، صرفاً یک برچسب ساختهایم.
اقتدار سازمان به بسته بودن درها و گوشهای مدیران نیست،.
اقتدار واقعی زمانی شکل میگیرد که مدیر بتواند هم بشنود، هم بررسی کند، هم پاسخ بدهد و در صورت درست بودن یک مطالبه، تصمیم مناسب بگیرد.
پس بهتر است به جای گفتن:
«مدیران چرا با کارکنان گفتوگو کردند؟»
بپرسیم:
«آیا مشکلات مطرحشده واقعی بود؟ آیا بررسی شد؟ و آیا برای حل آن اقدامی صورت گرفت؟»
اگر پاسخ مثبت است، این را نباید نقطه ضعف سازمان دانست.
سازمان قوی، سازمانی نیست که کارکنانش کمتر حرف بزنند؛ سازمانی است که مدیرانش توان شنیدن، تصمیم گرفتن و اصلاح کردن داشته باشند.
این نه خدشه به شأن سازمان است و نه عقبنشینی از اقتدار مدیریتی.
این، معنای واقعی مدیریت و حکمرانی درست است.
شهرام شمس
پزشک و دانشآموخته حقوق
چهارم مهرماه ۱۴۰۵
💥صدای سدا (صدای سلامت و دادگری در اندیشه)
کانال اختصاصی شهرام شمس
https://t.me/SEDAySEDA
Post #10984
647
- 👏 3