📃 #یادداشت
💠 و گذشت چهل روز!
از غروب خورشید بر پیکرهای مقدس به جا مانده از عاشورا؛ نفس های بغض گرفتهام اینک رخت سیاه بر تن کرده، از روزهای آتشین می گوید.
از قطرههای مقدس خونی که ریخته شد بر بلندای تاریخ، تا شعر آزادگی را تا ابد به رنگ غروب خونین عاشورا در بیاورد.
میخواهم از قیام بگویم! از قصه ای دور و دراز که در هیاهوی تاریخ، به حکم پرچم مکبتمان به اهتزار در آمده ست.
حرف از قیام و قصه های قیام که می شود، نگاهها می رود به ظهر عطش و به دریای خون، به غربت زینب(س) در اربعین و غم روزهای اسارت!
شاید اما باید لحظهای ایستاد و داستان را در همان اربعین نگه داشت. چند صفحهای ورق زد و به عقب برگشت،
اینجا! درست همینجا، سخن از او میگویم، زینب(س)؛ خطبه خوان کربلا.
نه میخواهم از اشکهایش بگویم، نه غمها و دردها!
اینبار سخنم از قدرت کلامش در برابر یزید است و شجاعتی که گویی قصد ذره ای خدشه دار شدن با سنگینی داغ های دلش را نداشت. اینک تیغ کلام او، برنده تر از هر شمشیری میجنگید تا نور حقیقت قیام تابنده ترین خورشید عالم باشد. اربعین که می آید، قلبم از اشک های بی پایان زینب میگیرد و نوای صبرش همه جا طنین انداز می شود؛ لیک، او بود که ایستاد، پرچم عاشورا را در دست گرفت تا صدایش در جهان بپیچد.
شاید حالا نوبت آن است جای زخم های قلبش از اقتدار روحش بگوییم. از ایستادگی زانوهای خسته اش که به جای آرام کردن قلب شکسته اش و بستن زخم های دلش، بلند ترین قدم ها را گرفت تا احدی جرعت خدشه دار کردن ذره ای از حقایقِ محرم خونین را نکند و با قدرت بر طبل رسوایی یزیدیان بکوبد.
قصه درست در همینجاست! در پایداری مکتب خونین و پرچم های برافراشته شدهمان. پرچم هایی که نخستین بار به دست زینب(س) بلند شد و جاودانه ماند تا به تصویر بکشد معنای اقتدار را.
🖋به قلم فاطمه غریب، کارشناسی مهندسی دریا
🏴 #اربعین حسینی تسلیت باد
🆔 @sedaaa_aut
Post #332
959
- 😢 4
- 👍 1