فهم گذار تمدنی ایران از گذشتهای آکنده از تحقیر، استبداد و وابستگی به موقعیت مقتدرانه و تعیینکنندهی امروز، در گرو بازخوانی مقیاسهای بنیادین سنجش قدرت است. عقلانیت مادی و محاسبات متعارف جهانی، ضریب اقتدار ملتها را در حجم زرادخانهها، شاخصهای اقتصادی، ژئوپلیتیک و ... اندازه میگیرند؛ اما در هندسهی اندیشهی توحیدی، دستگاه محاسباتی دیگری حاکم است که منشأ اصیل حیات و بقای تمدنها را در پیوند با حقیقت قدسی و ارادهی ایمانی جستوجو میکند. پیام ۶ مهر ۱۴۰۵ رهبر معظم انقلاب، پردهبرداری صریح از همین تفکیک روششناختی است:
«آن روزهایی که آنان دوست دارند کشور ما را به آن برگردانند، روزهایی بود پر از عقبماندگی، ذلّت و خواری، وابستگی، و بدنامی ایران در جهان اسلام؛ و این روزهایی که در آن هستیم پُر است از پیشرفت، عزّت، استقلال، و قدرِ اَعلای اعتبار در جهان اسلام و بلکه کلّ جهان. امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میدانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین میگویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلّق به عترت طاهره صلواتالله و سلامهعلیهماجمعین میداند و عمدۀ مردمانش دلبستۀ آن والامقامانند و برای اقامهی حق هراسی ندارند را قدرت اوّل جهان میداند... روزهایی بود که عنصر دلیری مردمان این مرز و بوم با مردانش شناخته میشد؛ امّا اینک بانوان در بعضی از عرصههای حضور دلیرانه، از مردان سبقت میگیرند.»
ربط وثیق و اندیشهورزانهی میان فراز نخست این پیام که ایران را در محاسبات الهی قدرت اول جهان مینامد و فراز دوم که ناظر به سبقت بانوان در دلیری است در کشف دقیق نسبت میان علت تکوینی قدرت و نشانه و حجت عینی آن نهفته است. به عبارتی دو علت پیشتازی تمدنی در محاسبات الهی اینگونه تعبیر میشود: پیوند باطن جامعه با ولایت عترت طاهره(ع) و زدوده شدن هراس از دلها در مسیر اقامهی حق. جامعهای که بر مرگ غلبه کرده و در اقامهی عدل ترسی به خود راه نمیدهد، شکستناپذیر است. حال باید دید این تحول باطنی چگونه در ساحت واقعیت جامعه آزموده و آشکار میشود؟
در دوران انحطاط قاجار و پهلوی، نهتنها روح حماسه و مقاومت در کلیت جامعه تضعیف شده بود، که اندک جلوههای دلیری نیز خصلتی تکساحتی، فردی و در انحصار مردان تعریف میشد. اما پیام رهبری با عبور از این پیشینه، انگشت بر عمیقترین نشانهی دگرگونی روحی ملت ایران میگذارد: هنگامی که شجاعت در مواجهه با تهدیدات، از انحصار سنتی مردانه خارج میشود و لطیفترین و عاطفیترین کانون حیات جامعه یعنی زنان در صحنههای خطیر از مردان سبقت میگیرند، این واقعه یک گواه قطعی است بر اینکه فرهنگ هراسزدایی و آمادگی برای فداکاری به عمیقترین لایهها و پنهانترین مویرگهای تمدنی رسوخ کرده است. ظهور بانوی دلیر در خط مقدم ایستادگی، نشانه و آیینه است؛ نشانهی آنکه روح تعلق به حق در کالبد تمامیت یک ملت جاری شده و چنین بنیانی دیگر با تهدیدهای مادی فرو نمیریزد.
این سبقتگیری در دلیری فرجام طبیعی یک سیر تاریخی پنجاهساله است. هویتی که با نهضت امام خمینی(ره) از حاشیهنشینی و ابزارشدگی رهایی یافت، در امتداد دوران رهبر شهید و در بستر دفاع مقدس و میدانهای علمی و فرهنگی بالید و انباشت معرفتی یافت و اکنون در موقعیت رویارویی همهجانبه به مرحلهی فعلیت و بلوغ تاریخی رسیده است. زن مسلمان در این نقطه از تاریخ خود فاعل و کنشگری مستقیم در تعیین سرنوشت اکنون است و دیگر صرفاً تشویقکننده یا تربیتکنندهی برای فردا نیست.
از همین منظر، جریانهایی که میتوان گفت گرفتار فقر نظری هستند و هرگونه حضور میدانی زنان را با عبارت مردوارگی تخطئه میکنند، از فهم واقعیت عینی این تمدن ناتواناند. در اندیشهی توحیدی، دلیری و ایستادگی در برابر ستم، خصلتهایی فراجنسیتی و از کمالات عام انسانیاند. حضور مقتدرانهی زن مؤمن در ساحتهای سخت، تکرار الگوهای میلیتاریستی و عاری از روح غربی نیست، بلکه دفاعی وجودی و سرشار از معنا برای صیانت از حریم حق است.
در این پارادایم، تقابلهای ساختگی نظیر خانه یا جامعه و مادری یا کنشگری بیاعتبار میشوند؛ بانویی که در خلوت خانه معمار فرهنگ و عاطفه است، در هنگامهی ضرورت با همان هویت و ایمان، پیشتاز عرصههای شجاعت میشود. این سبقت تاریخی بانوان در دلیری، آشکارترین سند تحقق جامعهای است که با اتکا به عترت طاهره(ع) ترس را مقهور ساخته و با شایستگی تمام، در جایگاه قدرت اول جهان در محاسبات الهی ایستاده است.
تلگرام | اینستاگرام | بله
🆔 @Sedaaa_AUT
🆔 @AnjomanEslami_AUT