📝#یادداشت | حلقه مفقوده حقیقت
🔻گاهی پیچیده ترین مفاهیم حل شده در ساده ترین کلمات، به بزرگترین علامت سوال هایی بدل میشوند که شاید قدرت ساختن یک نظم را داشته باشد. نظم نوین جهانی!
جایی که مفهوم بردگی با نقاب آزادی پا به صحنه نمایش میگذارد و با شاعرانه ترین کلمات، تئاتری از حماسه های آزادگی را جلوه گری می کند. آزادی اما اینبار آزادی ذهن... آزادی که پا در مسیر هویت گذاشته تا آن را همراه خود کند. چشم ها را سمت خود بکشاند، گوش ها را مجذوب کند و فریاد بزند هر کس آزاد است هر چه می گوید باشد!
🔻به راستی هویت چیست؟ من کیستم؟ زن چیست؟ مرد چیست؟
نقابی که هر وقت اراده کنی بر صورتت می گذاری، بر میداری و عوضش می کنی یا مفهومی پیچیده از جنسی که خدا با حکمت و ظرافت آفرید؟
مگر نه آنکه مشکلات هویت جنسی از نادرترین مشکل ها به شمار می رود و تشخیصش به روزها، ماه ها و یا شاید سال ها تحقیق و تجسس و مشاوره نیازمند است؟ آن وقت چطور با گوش سپردن به چند لغت شاعرانه که بانگ آزادی سر میدهد، به این "حقیقت" میرسیم که چه هستیم و چه نیستیم؟ چطور با نگاهی سر سری به دنیایمان تصمیم میگیریم مرد باشیم یا زن؟ سیاه یا سفید؟ بی آنکه توجهی به فطرتمان کنیم؟ تغییر نیاز های فطری و جسمی انسان ها، همان نیاز هایی که دلیل جنگ های زیادی در تاریخ بود، از کی آنقدر ساده شد؟
🔻کوتاه میگویم؛ نه شناخت حقیقت وجود هر انسان آنقدر ساده است که با چند نوا و زمزمه که "من زن هستم" یا "مرد هستم" پیدا شود و تغییر کند، نه مفهوم زن و مرد آنقدر آسان است که به چند لغت و کلمه محدود شود. مشکلات هویت جنسی و حلشان آنقدر ساده نیست که بتوان از زجر های قبل و بعدش چشم پوشی کرد اما حالا گویی به روی یک یک آن سختی ها مهر خاموشی زده اند. از فهمیدن آن مشکل گرفته تا مارپیچ پر پیچ و خم حل و اثبات و انواع عمل ها خستگی هایش... چشم ها گویی به یک یک اینها بسته است و فقط فریادی مشترک را بلند تر می کند. فریادی که حقیقت را پیدا نمی کند، نه حقیقت انسان، نه زن بودن، نه مرد بودن، نه هویت جنسی و زجر و تغییرش، فقط آمده تا آن را آنطور که می خواهد، آن طور که باید تغییرش دهد.
✍ به قلم فاطمه غریب | ورودی ۱۴۰۱ مهندسی دریا
🆔 @sedaaa_aut
Post #306
820
- 👍 8